سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
میگم بچم انقدر دوست داره پیش بابام باشه خونه مامانم اینا باشه ، امروز که آوردمش انقدر گریه کرد که نفسش رفت داشت بالا میاورد ، میگفت تورو نمیخوام ، نمیخوام پیش تو باشم ، بزار یکم دیگه اونحا بمونم ، انقدر جیغ زد
میدونید از خودم متنفر شدم راستش ، حس کردم چقدر مادر بدیم ، حس کردم اینکه به زور میارمش خونه دارم زجرش میدم انگار ، خونمون حوصلش سر میره، اونجا خوششه ، بزار همونجا باشه تا هرموقع خودش خواست بیاد خونه ، اونام والا از خداشونه هی میگن نبرش بزار بمونه
میگم بزار بمونه تا هر موقع خواست ، وقتی دلش نمیخواد خونه باشه اینجوری گریه میکنه جیغ میزنه انقدررر اذیته ، نمیخوام زجرش بدم که

به مامانم اینا گفتم وقتی بیدار شد زنگ میزنم بابا بیاد دنبالش دیگه
چیکار کنم ، حالا امشب که نیست بابام ، ولی بقیه وقتا حتی شبام میخواد بره پیش اونا بخوابه ،هی گریه میکنه به زور گوشی گولش میزنم میارمش ، هی شوهرم میگه ولش کن بزار بره بمونه ، بابام اینا میگن بزار ببریمش میگفتم نه کوچولوعه هنوز ، ولی از فردا شب حتی شبم خواست بمونه کاری ندارم
هر جا خوششه باشه


فرزندپروری مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک