۷ پاسخ

من برای نذری بزادرشوهرم بچه رو نبردم
گذاشتم پیش خواهرم
اگر میبردم باید بغلش میکردم و هیییچ کاری از دستم بر نمیومد
بچم قشنگ زیر کولر بود و تو محیط ساکت و آروم خودم رفتم و مثل هر سال کارها رو انجام دادم
شبش باباش رفت بچه ی حموم کرده و لباس شیک پوشیده رو آورد تو مراسم

من بدون دخترم از جام تکون نمیخورم ، هرچقدرم اذیت بشم باید پیشم باشه 🥰

ویروس خیلی زیاد شده نبر

درخواست میدی داشته باشمت

ببرش بزار ب شلوغی عادت کنه

وای بودنشون یجور اذیت کنندس نبودشون یجور
من همش فکرم میمونه الان گریه میکنه گشنشه جاش خیسه
ولی پیش مادرم بودنی خیالم راحته
ادم هراز گاهی نیازه برا خودش باشه

من اصلا هیچ جا رو بدون دخترم دوست ندارم برم وابستگی عجیبی دارم بهش

سوال های مرتبط

مامان کیان و رایان مامان کیان و رایان ۱۳ ماهگی
سلام خانما من با شوهرم از دیروز تا حالا قهرم شبا خونه نمیاد ظهر اومد خونه ناهار خورد پسر بزرگم ۴ سال و نیم داره گفت میخوام با بابام برم گریه.زاری کرد که میخوام برم منم زنگ زدم باباش اومد دنبالش با خودش بردش میره یه شهر دیگه خونه مامانم اینا هم همونجا هست بعد وقتی میخواست بره خیلی بغض داشت انگار دلش نمی‌خواست بره خیلی گرد بعد رفت بغل باباش با گریه از من خداحافظی کرد رفت اولین باره ازم دور میشه شبی هم نمیاد من الان دلم داره میترکه دارم خودمو خفه میکنم از گریه اولین باره ازم دورشده خودشم خیلی ناراحت بود بهش گفتم بیا پیش خودم بعد از ظهر میبرمت پارک اما مثل اینکه دو دل بود رفت همیشه فکر میکردم اگر با باباش بره من خیلی راحتم دیگه اذیت نمیکنه من میتونم یه کم برای خودم باشم اما الان دارم میترکم نیست انگار دنیا برام سوت و کوره خیلی حالم خرابه کلش نمی‌رفت حالا چکار کنم چطور با خودم کنار بیام تا فردا نترکم
شیر خشک رفلاکس. کولیک.شیر مادر