۹ پاسخ

😬😬😬😬

حق داری والله خواهر

خاک تو سر مادرهایی که پسراشون یه پا داف دست وپاچلوفتی بار آوردن اونوقت از عروساشون توقع دارن هنرمند و همه فن حریف باشن ...قبل از اینجور شوهری دلم میخواد مادر این شوهر و ج ر بدم بسکه بی مسئولیت بار آوردن😤😤😤😤

باز شوهرم من از بچه ها بهتر مراقبت میکنه

عین شوهر من اصلا از بعد بچه دار شدن دعواهای منو شوهرم شروع شد انقدر بی خیاله که نگو اون دفعه بچه رو سپردم برده تو حیاط وقتی آوردش دیدم تو دهنش سنگه هی ملچ مولوچ میکنه

وای از دست شوهرا نگوووو😭😭😭دلم میخاد تک تک موهاشو بکنم بزارم زمین. خدایاااااا😭😭

مردا واقعا بچه‌هایی هستن ک قد کشیدن
، اینجور وقتا خودت برو مثلا کمربند بچه رو ببند
می‌دونم باید می‌بست و شما حق داری ولی چ میشه کرد
مردا واقعا رو مخ و غیر قابل تحمل شدن اه

خیلی سرش داد نزن شاید لج کرده
بعدم تو آرامش باهاش حرف بزن بگو بچه پوستش بدنش حساسه بیشتر باید مراقبش باشی
با این مردا مثل بچه ها باید رفتار کرد گولشون زد متاسفانه

تو که میدونی شوهرت نمیتونه مواظب بچه باشه هیچوقت نسپار بچه به شوهرت خودت مواظبش باش

سوال های مرتبط

مامان لارا مامان لارا ۱۵ ماهگی
سلام مامانا خوبید؟؟
بنظرتون کار درستیه با بچه ی زیر دوسال دعوا کنیم که تربیت بشه؟؟
من اصلا با دخترم دعوا نمیکنم هرچی میخواد بهش میدم هرکاری تو خونم دوطت داشته باشه باهم انجام میدیم جایی هم میریم سعی میکنم کنترلش کنم (براش اسباب بازی و خوراکی میبرم باهمونا کنار خودن سرگرمش میکنم) و صاحبخونه رو اذیت نکنه ولی کسی میاد خونم دوست ندارم بخاطر بقیه تو خونم دعواش کنم میگم خونه ی خودمه بهم بریزه کثیف کنه خودم میخوام تمیز کنم...حالا پریشب خانوادع ی شوهرم اینجا بودن اینم تو آشپزخونه داشت با یک کابینت بازی میکرد که پدرشوهر مادرشوهرم گفتن باید دعواش کنی یعنی چی هرکاری دوست داره انجام میدع گفتم خوب تو خونه ی خودمه شما که دیدید جایی میریم حواسم بهش هست گفتن نه اینجوری بی ادب میشه باید دعوا کنی باید کتک بخوره همونجا اومد از ظرف میوه یک دونه پرتقال برداشت که مادرشوهرم داد زد باهاش دعوا کرد که بسه دیگه نکن فضولی منو میگی داشتم سکته میکردم لارا هم از صدای بلند میترسه بغض کرده بود گفتم دعواش نکنید خودم میخوام جمع کنم بچه مگه دعوا میفهمه فقط حس ناامنی میگیره که پدرشوهرم سریع گفت باشه ۴ ۵ ساله بشه بشینی از دستش گریه کنی...حالا واقعا باید دعواش کنم؟؟نه و نکن رو متوجه میشه بگیم لارا نکن سریع دست میکشه از کارش
تربیت بچه خیلی سختع آدم نمیفهمه پی درسته چی غلط این شوهرمم خانوادش رو میبنه میخواد دهن اونا بسته بشه جلوی اونا هی صداشو واسه بچم کلفت میکنه صدبار گفتم نکن باز میگه بزار اونا فکر کنن ما دعواش میکنیم...مگه نه جونش برای لارا میره
بچه شیرخشک پوشک باردار نفخ کولیک
مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۱ سالگی
مامانا من با خواهر شوهرم صمیمی ام ،خیلی کم تا الان باهم مشکل داشتیم و رابطه مون خوبه
دختر کوچکش از پسر من شش ماهه بزرگتره،وقتی باهم یکجاییم همش باید مراقب باشم که دخترش پسر من رو نزنه یا موهاش رو نکشه ،تو‌دلم‌ ناراحت میشم ،میگم درسته دخترش بچه است و نباید دعواش کرد و متوجه نمیشه،اما وقتی می‌دونه دخترش میزنه باید مراقبش باشه نه اینکه من فقط دنبال پسرم راه بیوفتم
حالا دیشب که باهم بودیم دیدم پسر ۶ ساله اش دوبار پسر منو زد🤐من اصلا دوست ندارم بچه های بقیه رو دعوا کنم ولی دیدم مامان باباش اصلا حواسشون به بچه اشون نیست سریع پسرمو بغل کردم و به پسرش گفتم نباید بچه به این کوچیکی رو بزنی،من خیلی ناراحت شدم از این کارت.
مامان باباشم با اینکه صدای منو شنیدن به روی خودشون نیاوردن.
حالا واقعا ناراحتم،بچه کوچیک اشکال نداره ولی آخه وقتی بچه ات شش سالشه و یک بچه یک ساله رو میزنه نباید هیچی بهش بگی؟ یا نباید از مامان باباش عذرخواهی کنی؟
شما جای بودین چیکار میکردین؟