سوال های مرتبط

مامان کوروش مامان کوروش ۸ ماهگی
مادرشوهرم تو کوچه ای هستن که همسایه هاش
بچه کوچک دارن
و تقریبا پسر بزرگ منو میشناسن،چون با پدرشوهرم پارک و نانوایی زیاد رفته
امروز دختر خواعر شوهرم حدودا ۱۱-۱۲سنشه
بزووور بچه منو از تو کوچه میاورد تو خونه
که تو بشین تو خونه بازی کن ،پسرمنم دااااااد که نه من نمیمونم تو خونه
گفتم ولش کن بچمو ،خودم دم در ایستادم که بازی کنه
مثل زنا ۷۰ساله پرسیاسته زبون که 👅👅👅👅از کااااار افعی بدتر
من نگرانشم ماشین بزنه بهش
گفتم ۱۰تا بچه تو کوچه اند ماشین بزنه به همه میزنه
شما نگران و مواظب خودت باش
بذار بچم بازی کنه
خواهر و مادر شوهرمم خرف اون بچه ۱۲ساله رو تایید میکردن که اره بیارش تو خونه فلاااان داشتم از عصبانیت منفجر میشدم
که سرگرم بچم شدم که گریه نکن و ناراحت نباش بیا بهت‌خوراکی بدم
دختر بی ،،،،،،،ش عور
بدوووو رفت تو کوچه ،و بچها مردم برد تو خونه همسایه
که کسی تو کوچه با بچم بازی نکنه
پسرم داددددددددد و گریه
حالا من با این
عوضیا چکار کنم ؟؟؟
مامان سودا🫀 مامان سودا🫀 ۹ ماهگی
پارت ۴
سریع به مامانم گفت برو کارای بستری رو انجام بده خلاصه من روز ۱۶ مهر ساعت ۹ صبح بستری شدم وای من از ذوق داشتم میمردم مامانم ک دیگه هیچی جفتمون هول کرده بودیم مامانم سریع رفت دنبال کارای بستری زنگ زدن به همسرم و مادرشوهرم منم ک هی به بقیه زنگ میزدم مامانم اومد لباسمو عوض کردم نمیذاشتن مامانم بمونه گوشیمم ازم گرفتن منو مامانم با کلی گریع همو‌بغل کردیم مامانم رف فقط موقع رفتن بهش گفتم به بهناز خبر بده(بهناز یکی از دوستای صمیمی منه که باهم باردار بودیم اون‌۱مهر زایمان کرد) خلاصه مامانم رفت و من تنها رفتم تو یکی از اتاق های زایشگاه خوشحال بودم استرس و ترسم داشتم صدای جیغ بقیه رو میشنیدم ک بدتر شده بودم اومدن ازم ان اس تی گرفتن انقباض اونجا نشون میداد ولی من اصلا درد نداشتم اومدن معاینه کردن خیلی درد داشت ولی من اصلا دهانه رحمم باز نشده بود حتی نیم سانت رفتم هی میومدن چک میکردن ولی خبری نبود یه بار دیگه ام معاینه شدم بازم خبری نبود من همچنان نیم سانتم نبودم امپول فشار زدن بازم شروع نشد همچنان انقباض دیده مبشد ولی من درد نداشتم تا اومدن اشنامون دوبار امپول فشار زدن ولی هیییچ خبری از درد نبود من قشنگ بلندمیشدم راه میرفنم قران میخوندم خلاصه اوکی بودم فقط صدای بقیع رو میشنیدم گریه میکردم و میترسیدم خلاصع اشنامون ساعت ۷ غروب اومد براش توضیح دادن ک امپول فشار زدیم انقباض داره ولی خبری از درد نیس دهانه رحمش نیم سانتم نیست دیگه از اونجا ب بعد اشنامون نذاشت کسی بیاد پیشم و معاینم کنه خودشم دیگه معاینه نکر

فرزندپروری شیرخشک شیردهی پوشک مای بیبی زایمان سزارین طبیعی سیسمونید