سلام خانوما اومدم تجربمو از زایمان طبیعی بگم؛
من بچه دومم هست ، برا اولی هیچ تحرکی نداشتم زایمانم خیییلی سخت شد ، برا همین از هفته ۳۰ روز نیم ساعت پیاده روی شروع کردم، از هفته ۳۶کردمش روز یساعت پیاده روی تند ، اسکات وبشین پاشو زیر آب گرم حمام میرفتم هرروز درجا بصورت نرمش میزدم رابطه هم داشتم هرروز از هفته ۳۸خلاصه ۳۷هفته دکترم معاینه کرد گفت یسانتی ، هفته ۳۸ک رفتم گفت دوسانت شدی دهانه رحمت نرم شده سر بچه اومده تو لگن برام نامه زایمان نوشت ۳۹هفته رفتم بستری شدم بدون هیچ دردی چیزی آمپول فشار بهم وصل کردن هی میومدن معاینه میکردن 🙆معاینشون وحشتناک درد داشت😓 از ساعت ده صبح ک بستری شدم ساعت ۲ظهر زایمان کردم، ماما بهم گفت حالت سجده شو با باسنت ضربه بزن ب چپ و راست ک سر بچه بیاد پایین برام شیاف گل مغربی هم گذاشتن تو زایشگاه ساعت یک وربع بود ک پنج سانت شدم دردام سخت شروع شد داد میزدم گاز بیحسی بیارین ک اوردن برا یک دقیقه یهو حس کردم سربچه داره میاد فول شدم تو ربع ساعت

۲ پاسخ

خسته نباشی دوست من.خوش قدم باشه نی نی
دو سانت که زود بوده برا بستری.خوب بستری شدین اون موقع

چهار سانت ک شدم کیسه ایمو پاره کردن

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۰ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان مِهراد👶💙 مامان مِهراد👶💙 ۵ ماهگی
بعد از چند روز اومدم از تجربه زایمان طبیعی بگم 🤭
۳۷ هفته رفتم معاینه لگن دکتر گفت یک سانت باز شدی برام شیاف گل مغربی نوشت ک هرشب بزارم گفت رابطه داشته باش قبلش اصلا پیاده روی و ورزش نداشتم ۰ از اون روز شروع کردم ب ورزش اسکات و سجده زیر دوش اب داغ حدود یکساعت هرشب حمام بودم ورزش میکردم بعدش رابطه داشتیم شب قبل خواب شیاف میزاشتم هر روز درد پریودی سنگینی واژن بیشتر میشد روز ۱۹ بهمن اخر نه ماه دکتر گفت بیا بیمارستان چک شو رفتم معاینه کرد گفت ۳ سانت باز شدی باید بستری بشی از اینجا دلیل تجربه عالی ک داشتم مربوط میشه به بیمارستانی ک رفتم اتاقLDR با ماما همراه خوبی ک گرفتم سوزن اپیدورالی ک زدم و دکترم ک چند بار بهم سر زد و موقع زایمان با انرژی مثبتش تجربه ک داشت توی ۳ تا زور با ۴ تا بخیه بچم زایمان کرد
توی اتاق ال دی ار ماما همراه همسرم و مامانمم پیشم بودن کلی ورزش کردیم یبارقبل از بی دردی معاینه شدم و کیسه اب پاره کردن ک یکم حس بد داشت دردی نداشتم بعد از تزریق اپیدورال هم از ۴ سانت تا ۸ سانت ک حدود یک ساعت طول کشید و من همشو توی حالت سجده خواب بودم بعد از اون حس فشار سر بچه مثل حس دفع یبوستی مدفوع بود ک با چندتا زور گفتن فول شدی و دکتر صدا زدن چند دقیقه بعد پسرم بغلم بود و خود دکتر داشت بخیه میزد ک بازم هیچی حس نکردم ۲ ساعت توی اتاق ال دی ار با بچه همراها بودیم بعد ب بخش منتقل شدم ماماهای بخش هم خیلی مهربون بودن
از قبل نصیحت و نظرهایی ک درباره زایمان طبیعی شنیده بودم واسه من اصلا تجربه نشدخداراشکر
و بهترین نوع زایمان واسم طبیعی شد
بیمارستانم عسگریه اصفهان دکترم شبوا طالبی بود