سلام خانوما وقتتون بخیر
من هیچکدوم از شماها رو ن دیدم ن میشناسم ولی واقعا امشب دلم پر بود دوست داشتم یکم درد و دل کنم.من وقتی پسرم هشت ماهه بود فهمیدم باردارم و و در حال حاضر یه پسر دوسال و سه ماهه دارم و یه دختر ده ماهه،پسر من فوق العاده پسر آرومی بود که هرچی میومد میدید می‌گفت خوشبحالت چقدر پسرت آروم چقدر خوب غذا میخوره اصلا اذیتت نمیکنه و... تا دوسالگی ،یعنی دقیقا بعد از دوسالگیش این پسر انکار شد یه آدم دیگه،فقط اربده می‌کشه و داد می‌کنه😣ناخون میخوره،الان نزدیک دو هفته یهو دلشو میگیره و اصلا بهونه و گریه نداره و مهم تر از همه اینکه حرف نمیزنه اصلا😭😭😭😭بردمش پیش متخصص گفت ناخون خوردن و داد زدن و پرخاشگریش به احتمال خیلی زیاد علتش اینه که نمیتونه حرف بزنه یا سختگیری و دعوای پدر مادر که خداشاهده ما اصلا سختگیری تو هیچی نداریم و شاید یه وقتایی خسته بشم داد بزنم ولی دعوا نکردم تاحالا که بخوام بزنم خدایی نکرده و.... برای دل دردشم آزمایش نوشت که ببینه آنگاه با ن و گفت حرف نزندنش احتمالا ارثیه ولی بعد این آزمایش میفرستم پیش یه دکتر دیگه که بررسی بشه ارثی یا ن اگه نیست گفتار درمانی شروع کنی،امشب که آوردم بخوابونمش خیلی گریه کرد خیلی داد زد و من واقعا خسته شدم از این شرایط دخترم شیر میخواست و خوابش میومد پسرم فقط جیغ میکشید و نمیزاشت دخترم شیر بخوره و بخوابه از طرفی نمی‌دونستم چشه کلی سرش داد زدم و گریه کردم😭😭😭😭😭😭از اینکه نمیتونه حرف بزنه از اینکه نمی‌فهمم بچم چشه دل درد داره از تاریکی می‌ترسه ،نمیتونه حرف بزنه بهم بگه بهونه هاش بابت چیه خسته شدم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭واقعا نمی‌دونم چیکار کنم بخدا پسرم حقش نیست انقدر حرص بخوره کوچولوی من😭😣😭😣😭

تصویر
۲۲ پاسخ

اینجوری ک شما حرف زدی معلومه ک پسرت ب چشم اومد چون بچه ارومی بود اذیت نمیکرد می‌رفتی پیش ی دعا نویس خوب ک چشم بدازش دورکنه چشم داخل بدن بچه ات هست ک داراذیتش می‌کنه

ای روووود خدا حفظش کنه چه ناز ماشالله دیر نشده انشالله حرف میزنه فعلا عجله ن انشالله درست میشه پیش یه ملا دعا کن براش

چشماش بماله بخارونه

چشماشو عایا میمالع یانت

پسرتو ببر جای کسی ک دستش سبک باش تخم مرغ بشکنه پسر من اینطوری بود الکی هزینه دکتر نده از چشمه

عزیزم چشم خورده شاید براش نذری جیزی کن ایشالله درست میشع

سلام احتمال داره بخاطر وجود دخترتون باشه چون شیر شمارو میخوره پسرت میخواد یه جوری این نیازشو برطرف کنه
شاید هم از استرس و لجبازی باشه
اصلا نباید دستشو بکشی بیرون هر دفعه یه چیزی بده بهش بخوره یا بگیره دستش یه جوری حواسشو پرت کن به جای بیش حسی دهانش برطرف کن برای حرف زدنشم خیلی خوبه
بستنی و آبنبات چوبی بده بخوره
آب با نی بزار تو لیوان بخوره
میوه بده دستش خودش گاز بزنه قاچ نکن براش
ماهی توی حرف زدن بچه خیلی تاثیر داره هر هفته سعی کن بهش بدی یه مدت
دیر حرف زدن سابقه ارثی نداره براتون؟

حقداری خسته بشی کلافه بشی صبرت لبریز شه ،
ب ثمین کلمه یاد میدی تکرار میکنی امینم بزار کنارش با بازی و جایزه و دست زدن بزار تلاش کنه تکرار کنه
بچها باهم دیگ بهتر یاد میگیرن ،
پسربچه کلا دیر زبون باز میکنه ،
ی چشم نظر براش رد کن ،
متنفرم از کلمه خوش بحالت ،همینک امین ساکت بوده و اذیتت نمیکرده گفتن خوشبحالت ساکته ارومه ،همه اینا سنگینی چشم و زبون دنبالشه ،

سلام عزیزم خوبی خیلی ناراحت شدم چیزی که تجربه بهم میگه به چشم دیدم حتما ی سرکااب اگه اعتقاد داری بردار برا بچت چون چشم به گوشت و پوست که بخوره نابود می‌کنه حتما این کارا بکن

چند تا از پسر بچه های فامیل ما در سن ۳ تا ۴ سالگی به حرف اومدن و الان حرف میزنن قشنگ
بچه رو الکی دکتر نبرید
فقط بهش محبت کنید و ازش تعریف کنید بگید چه پسر خوبی هستی تو چقد مهربونی چقد آبجیت دوست داره
کم کم درست میشه
چون بچه ها همه چی رو متوجه میشن

من احتمال میدم شاید نیاز به محبت بیشتری داره،وقتی میبینه دخترت رو بغلش میکنی وشیر میدی شاید حسادت کنه یا احساس کمبودمحبت کنه. ان شاالله هرچه زودتر بهتر میشه

اخ عزیزم چقدر سخته
هم واسه تو هم واسه بچه ها
بنظرم منم چون هنوز نمیتونه حرف بزنه و منظورش رو برسونه انقدر کلافه و عصبانیه
پسر دوست منم همینجور بود میگفت خیلی اذیتم میکته و هیجا نمیتونم باهاش برم و اینا اما گفت بعد از سه سالگی و اینکه میتونست حرف بزنه خیلییی بهتر شد.
اگه لازمه گفتاردرمانی رو شروع کن
از بقیه و همسرت هم اگه میتونی کمک بگیر که صبرت لبریز نشه. چاره ای جز صبوری نیس🥺

شاید ترسیده‌ باشه از چیزی
یااینکه حسادت میکنه به خواهرش وقتی میبینه خیلی توجه میشه به خواهرش چون به هرحال اون کوچیکتره باید تو بغل باشه و اینا ولی اینم بچس نمی‌فهمه که
بعضی وقتا که میخواین دخترتون رو بغل کنین به پسرتون بگین بدو بیا بغلم یا میخواین شیر بدین به دخترتون یه لیوان شیر هم برای پسرتون بریزین بگین بیا رو پای مامان بخور
احساس میکنم میکنم بخاطر حسادت هستش بزرگترین دلیلش

احیانا حسادت نمیکنه ب خواهرش و اینکه توجه ها ب اونه؟
ما یکی از اقواممون سر اینکه بچه شیر ب شیر اوردن بزرگیه همش حسادت میکرد ب کوچیکیه و ناخن میخورد اگه مامانش نزدیک بچه کوچیکی میشد عصبی میشد و داد میزد ب حدی اضطرابش رفته بود بالا ک مبادا خانواده ب بچه کوچیکی توجه کنن تا پنج سالگی شب ادراری گرف

واقعا دوران سختی داری خدا کمکت می‌کنه توکل بخدا داشته باش
علم پیشرفت زیادی کرده حتما راحلی هست

تماس چشمیش خوبه صداش میکنی بر میگرده بابا ماما میگه .

عزیزم دقیقا این موردو تو فامیل داریم ماهم ببرش گفتار درمانی به حرف که بیاد خیلی بهتر میشه

عزیزممم قطعا خیلی سختی کشیدی،بچه شیره به شیره واقعا سخت و طاقت فرساست،،یکم از این فضاها و صحبت ها دوری کن و به خودت استراحت بده،،اگه کسی کمکت میکنه مثل مادری،خواهری،،یکم در حد دو ساعتم شده بچه ها رو بزار پیششون و یکم استراحت کن تا تجدید قوا بشی.
در مورد پسرت هم اگه براش عقیقه نکردی انجام بده،،یا اگر کردید یا در وسعتون نیست یه مرغی چیزی بکشید،،براش حرز امام جواد بگیر،،روزانه براش آیت الکرسی و چهارقل بخون،اسفند دود کن..بعدم پسرا یکم دیر زبون بارز میکنن،،نگران نباش،،فقط با بازی و با کمک خواهر کوچولوش بهش کلمه یا. بده...
ایشالله به زودی بچت مثل قبل بشه

این دوران هم میگذره عزیزم ب خدا توکل کن ،ایشالا که زودتر ب حرف زدن بیفته پسرت

چشم زخم شاید ترس برش داشته یا اذیتش کنن کاش همیشه ون یکاد بزاری کنارش ای خدا بمیرم الهی ایشالا امام حسین کمکتون کنه بچه هم گناه داره

الهی هرچی زودتر به آرامش برسی عزیزم
پسرت چند سالشه ؟

عزیزم ۷

سوال های مرتبط

مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۱ سالگی
مامان هایلین🌈 مامان هایلین🌈 ۱۶ ماهگی
سلام مامانا اومدم یه تجربه که داشتمو بهتون بگم شاید به دردتون بخوره😁🤭
اول اینکه هیچ موقع وقتی بچه هاتون مریضن حرف گوش همسر و اطرافیان نکنین اگر میدونین که بچتون دکتر لازمه حتما ببرین حتی شده با دعوا و تنهایی ولی حتما بچتونو ببرین دکتر
من خودم سر سلامتی و مریضی بچه هام با هیچکس شوخی ندارم حتی همسرم اگه بدونم بچم دکتر لازمه و همسرم میگه ولش خوب میشه‌خودم تنها بچمو میبرم دکتر خیالم راحت شع
دختر اولم یه مدت هعی میگفت دل دردم و هم زمان با دل دردش تب میکرد همسر میکفت سردی داره خوب میشه جاریمم میگفت تو هعی میخوای بچه رو الکی ببری دکتر چای نبات بده خوب میشه هعی پیش مادرشوهرم میگفت این الکی میخواد بچشو ببره دکتر شهر دیگه که خودش بگرده ( دکتر دخترم که قبولش دارم شهر دیگس که یک ساعت فاصله داره)
من همون روز با گریه و دعوا همسرمو با دخترم به زور بردم شهر دیکه پیش دکتر بچم
ازمایش داد گفت عفونت خون شدید داره و روده هاشم عفونت کرده شدید بخاطر میوه های سر درختی یا سبزیجات الوده اگه دو سه روز دیر تر میاوردین خدایی نکرده اتفاق بدی میوفتاد فقط و فقط دل درد داشت و حالت تهوع یک تب خفیف هم داشت که اصلا استامینوفن لازم نبود ولی من ته دلم یه جوری بود که حتمادخترمو باید ببرم وقتی بردم و‌دکتر ازمایش اورژانسی نوشت وجواب رو دید میخواستم شوهرمو خفهههه کنم که میگفت با چای نبات خوب میشه ، دکترم گفت تا الان با این علائم ۱۷ تا مریض از شهر ما توی یک هفته داشتم
توی اون ماه سه تا بچه زیر ۷ سال بخاطر همین دل درد و عفونت شدید که فقط علائمش دل درد و تب خفیف بود فوت شدن
پس مامان عزیز اگه خودت میدونی که باید ببری بچتو دکتر حتما ببر حرف گوش همسر و بقیه هم نکن😒
تا تجربه بعدی فعلا ✋🏻