۴ پاسخ

باریکلا 💪

وای بقیه شو بزار لطفاً

واااای چقد آستانه تحمل دردت بالا بوده. دختر ..دمت گرم واقعا

یعنی چی تو لگنت افتاد
یعنی خونه زایمان کردی؟

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۳ ماهگی
پارت چهارم
کمرم خم کردن آمپول بزنن من درد هام هر سه دقیقه بود و هعی خودمو صاف میکردم بخاطر دیسک کمر که داشتم مهره های کمرم جابه جا شده بودن سه تا آمپول خراب کردم آخری زد یهو دیدم یه جوری شدم سریع دراز کشیدم خیلی آروم شدم آنقدر خسته بودم 14ساعت درد طبیعی کشیدم دستام بستن متوجه نشدم کنم باز میکردم از توی چراغ استیل بالای سرم می‌دیم همه چیز چشم انتظار بود گوش هامو تیز کرده بودم میخاستم فقط صداش بشنوم یهو یه صدای خیلی قشنگ و آرومی نیومد گریم گرفت بدنم تکون میخورد دست خودم نبود آوردن روبه روم داشتن تمیز میکردم زور میزدم ببینمش از لابه لایه دست هاشون دختر من تا اون لحظه هیچ اسمی نداشت دکتر گفت اسمش چی می‌زاری گفتم دلوین روی کمرش یه خال خیلی بزرگ بود آخه پارسال ماه گرفتگی من حالم بد شد رفتم از خونه بیرون و اون خال روی کمر دخترم افتاد ساعت11.42 دقیقه شب 1405.1.30دختر من به دنیا آمده بود خلاصه من یهو دیدم نفسم بالا نمیاد دستگاه ها صدا شون در آمد بود دیگ هیچ چیزی ندیدم آخرین تصویر دخترم بود یه 1ساعت بعدش به هوش آمدم دیدم هرکسی داره یه طرفی فرار می‌کنه سروصدا زیاد پارت بعدی