سوال های مرتبط

مامان Rayan 👶🏻🩵 مامان Rayan 👶🏻🩵 ۳ ماهگی
عمل سزارین با بی حسی یا بیهوشی؟

بی حسی نخاعی در سزارین یا همان اسپاینال به بیهوشی عمومی ترجیح داده می‌شود؛ زیرا این روش از بی حسی، فوایدی را برای مادر و نوزاد دارد که در ادامه ذکر خواهیم کرد:

۱.یکی از موارد بسیار مهم در رابطه با بحث روانی قضیه است، زمانی که مادر بی حسی نخاعی دریافت کرده باشد، می‌تواند تماس پوستی با نوزاد خود برقرار کند و نوزاد خود را پس از تولد در آغوش بگیرد.

۲.زمانی که مادر بیهوشی عمومی دریافت می‌کند، نیاز به حمایت تنفسی دارد و در صورت تاخیر ممکن است برای مادر و نوزاد بسیار خطرناک باشد؛ اما، در بی حسی نخاعی اینگونه نیست.

۳.امکان انتقال داروی بیهوشی از مادر به جفت و در نهایت به نوزاد وجود دارد و ممکن است اثرات منفی را به همراه داشته باشد.

۴.افزایش آب میان بافتی و تورم کل بدن که در طول بارداری ایجاد شده است، باعث سخت شدن لوله‌گذاری برای پزشک متخصص بیهوشی و مادر خواهد بود.

۵در بیهوشی عمومی معمولا به مادران باردار توصیه می‌شود که حداقل 8 ساعت قبل از عمل ناشتا باشند، که قطعا این شرایط برای مادر باردار و نوزاد سخت خواهد بود.
.
گهواره گهواره ۸ سالگی
چطور با کودکان خود درباره جنگ و درگیری صحبت کنیم؟

قبل از هر کاری، بفهمید فرزندتان چه می‌داند و چه احساسی دارد.
از فرزندتان بپرسید که درباره درگیری چه می‌داند و چه احساسی دارد.
با دقت گوش دهید و هرگونه اطلاعات نادرست را اصلاح کنید.
گفت‌وگوی آزاد را تشویق کنید و به او اطمینان دهید که همیشه می‌تواند با شما صحبت کند.

با کودک خود با لحنی آرامش‌بخش و متناسب با سن او صحبت کنید.
از زبانی استفاده کنید که متناسب با سن کودک باشد و با آرامش صحبت کنید.
به واکنش‌های کودک توجه کنید و به او اطمینان بدهید در هر شرایطی، همه تلاش ‌می‌کنند تا از او محافظت کنند.
اشکالی ندارد اگر همه پاسخ‌ها را ندانید، می‌توانید به او بگویید که نیاز دارید پاسخ را جست‌وجو کنید.

با کودک خود همدلانه مکالمه کنید و درباره درگیری‌ها برچسب نزنید.
هنگام صحبت با کودک از برچسب‌ها استفاده نکنید.
همدلی نسبت به افرادی که تحت‌تأثیر درگیری قرار گرفته‌اند را تقویت کنید.
مطمئن شوید که فرزندانتان مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گیرند یا خودشان در آزار دادن دیگران نقش ندارند.
مامان پناه  🩷🐣✨️ مامان پناه 🩷🐣✨️ ۲ ماهگی
عشق مادرانه من،

یک ماه تا شنیدن اولین صدای نفس‌هایت باقی مانده. یک ماه تا در آغوش گرفتن اولین تجربه‌ی ناب زندگی. این روزها، دل من پر است از خاطراتی که هنوز نساخته‌ایم، از خنده‌هایی که هنوز نشنیده‌ام، و از عشقی که هر روز در من عمیق‌تر می‌شود.

هر حرکتی که در وجودم داری، لالاییِ شیرینی است برای گوش جانم. هر بار که شکمم را لمس می‌کنی، با عشق در هم می‌پیچیم و دنیایی کوچک از خوشبختی را با هم تجربه می‌کنیم. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار وجودت را حس کردم، و حالا، با این فاصله‌ی کوتاه تا ملاقاتمان، تمام وجودم در انتظار توست.

از خدا خواسته‌ام که حضورت، برکت و نور را به زندگی‌مان بیاورد. بی‌صبرانه در انتظار آن لحظه‌ی مقدسی هستم که بتوانم صورتت را ببوسم، در چشمانت خیره شوم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم. تو، گنجینه‌ی پنهان من، بزودی معنای واقعی عشق را برایم کامل خواهی کرد.

تا آن روز، در امن‌ترین جای قلب من، در آرامش و عشق من، رشد کن و قوی شو. من آماده‌ام تا دنیا را با تو تجربه کنم، با تو بخندم، با تو گریه کنم و در کنار تو، به بهترینِ خودم تبدیل شوم.

با تمام وجود،
مادر تو :)