۵ پاسخ

مال ما که پسرم و میبره مثلا پارک با چشم کبود میارتش خونه میگه تاب خورد توصورتش نبره والا بهتره
مجبورم خودم ببرم

شوهر منم همینه بلد نیست باهاش وقت بگزرونه فقط اومد خونم میگه بیا گوشی بدم

سخته خدایی . با همسرت زمانی که آمادگی داره صحبت کن بگو لااقل یه‌ک روز در میون زودتر بیاد که بچه رو ببره بیرون . بگو پس آقایی رو از کی یاد بگیره باید با تو وقت بگذرونه که از تو چیزهای خوب یاد بگیره. یه خورده هندونه هم بذار زیر بغلش. اگر میتونی کلاس بنویس. باشگاه

منم دوتا دارم .و دقیقا همینه بریدم ...
انگار بچه ها از شوهر اولمن

کلاس اینا بنویس سرگرم شه

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۶ سالگی
سلام مامانا اونایی که تو خونه آپارتمانی هستین شما صدای آب حمام طبقه بالا رو میشنوین؟من هشت ماهی هست اومدم تو این خونه ها و سه بار پیش اومده که آخرشب رفتم حمام ، من همیشه روزا یا سرشب میرم ولی خب یه وقتایی مجبور شدم آخرشب برم و این سه بار همسایه پایینی تذکر داده که صدای حمام نمیزاره بخابم دیشب دخترم آخرشب بالا آورد و تمام لباس و بدنش کثیف شد و بردمش حمام صبح همسایه پایینی جلو شوهرمو گرفته ک این بار سومه ک شب حمام میرین رعایت کنید نمیدونم چیکار کنم یعنی برای هیشکی پیش نیومده ک آخرشب مجبور بشن برن و یه قانون دیگه هم گذاشتن اینه ک از ساعت یک تا پنج عصر شیر آب زیاد باز نکنید چون صدای منبع میاد و نمیزاره استراحت کنیم از سرکار میایم
حتی جرات ندارم برای ظرف شستن شیر رو باز کنم تا دخترم شیر رو سرظهر باز صداش میزنم سریع ببند
دلم برای خونه قبلی مون تنگ شده با اینکه اونجا خیلی داغون بود و مستاجر بودیم ولی اینجا همش حس میکنم تو زندانم و برای عادی ترین چیزها استرس دارم دعا کنید از این جا برم💔