۹ پاسخ

آخ آخ امیرسام اموات من و باباشو تو کور میلرزوند تا یه قاشق غذا بخوره دیگه بعد یه مدت ول کردم الانم میشینه سر سفره یه ادعاهایی در میاره آدم از اشتها خودشم نیفته دو از جونش انگار زهرمار گذاشتم جلوش .هر کیم میبینه فکر می‌کنه من به این غذا نمیدم انقد لاغره

پسرمنم همینه

سلام پسرمنم همینجوروقتی غذارومیزارم جلوش اصلایادش میره بایدبهش بگم بخورغذات یاسرش میکنه توگوشی چندقاشق اول میخوره بعدش دیگه عصبی میشم ازدستش مجبورمیشم خودم بزارم دهنش

یعنی من بخاطر همین کارای سپهر به قرآن مریض شدم عصبی شدم شش ساله دارم با این بچه سر غذا خوردن حرص میخورم

دختر منم همینه با این تفاوت کنه اصلا لب نمیزنه و گریه میکنه که غذاتو دوست ندارم یا اشتها ندارم هر روز ناهار و شام ما دعوا داریم

دقیقا دختر منه
پدرشوهرم همیشه میگه دور از جون انگار داری بهش سَم یا زهرمار میدی بچه آنقدر با اکراه غذا میخوره‌ .بعد همیشه غذا تو دهنش هی نگه میداره باید یادآوری کنم بجوه

یمدت بزن ب بیخیالی
هله هوله هم قط کن .
زیاد گیر بدی بدتر میشه ...چون میگی از اولش داری حرص میخوری

هامین ما هم همینه
هیچ غدایی دوست نداره
فقط پیتزا، کوبیده و نیمرو
برنج و خورشت و مرغ نمیخوره
سیب زمینی لب نمیزه چه سرخ کرده چه ابپز چه کبابی

یکسره میگه پیتزا،یبارم سوسیس خورده هی میخواد

مشکل منم هست
جدیدا اینجوریه....به هر غذایی میگه اه بوو بد میده ....مث اینکه ویار داره....به زور بکم میخوره...😑😑😑

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام مامانا این یه درد و دله 😭😭😭😭خسته شدم چیکار کنم پسرم داره ۱۷ ماهش تموم میشه کلا انقدر شیطونه همش باید بگیریش از در و دیوار کل روزم کار دارم کار بچه ها خونه لجبازی های پسر اولم به کنار این یکی که تا میام بشینم دراز بکشم میاد شیر مک میزنه روانی شدم چند وقته بدتر شده تکون میخورم گریه گریه دنبالم میاد پامو میگیره شلوارم میکشه در میاره همینجور ظرف و غذا انجام میدم موقع خواب روز و شب میگه فقط باید رو پات یا رو دست تو بخوابه تا میذارم زمین گریه باز بیدار میشه چرا گذاشتی یهو داد میزنم خسته شدم ولم کن گریه میکنم خونمم کسی نمیاد دوروز یا یه روز چند ساعت برم خونه مامانم همون جلو در تو بغلم گریه هر چی همه میخوان کمک کنن بیا بغل ما لباسش مامانت در بیاره نمیذاره با لباس میرم اونجام غذامو با بدبختی میخورم میام تازه اونجا بدتره چون علاوه بر این چیزا که خونمم تحمل میکنم حاضر شدنم زجر میکشم میچسبه نمیذاره کاری بکنم حرص میخورم دارم دیونه میشم چند وقته اینجوری مثل چسب شده قبلا فقط موقع شیرخوردن بود اینکاراش بخدا روانی ش دم شبا هم که خواب نداره 😭😭😭😭