پارت هفتم

تا شب ک باید چیزی میخوردم و سوندو میکشیدن
به شدت تشنه بودم و لبام خشک خشک بود
سوند کشیدن خیلی راحت بود
با ابمیوه شروع کردم و بهم گفتن باید راه بری
چرا دروغ سختترین و بدترین و زجراورترین قسمت زایمان همین بلند شدن از جاته و حرکت کردن
من نمیدونم چون پمپ دردو گرفته بودم تا اون موقع شب ک ساعت ۱۰ بود دردی حس نکردم یا نه همه همینطورن
ولی ملاقاتیام میگفتن‌ما ک بعد عمل درد پدرمونو در اورده تو خیلی ریلکسی با پمپ درد
اما نگم از قسمتی ک قرار بود بلند شم و راه برم
هرچی بهم راحت گذشته بود و خوش گذرونده بودم تموم شد
اینقد سخت بود ک انگاری میخاستم یبار طبیعی بزام
ی بلند شدن دراز کش ساده یساعت طول کشید ب هر زاجراتی بود پامو گذاشتم زمین و دو سه قدم برداشتم
ک همون دو سه قدم عرقمو شر شر در اورد و رنگم مث گچ دیوار شده بود گریم درومده بود میگفتم میخام برم برگردم دراز بکشم
و همینکارم کردم خداشاهده نتونستم ادامه بدم و برام شیاف گذاشتن و دیگ دراز کشیدم دوباره
ساعت ۲ دسشوییم‌گرف و ناچارا باید میرفتم دسشویی به هر بدبختی بود پاشدم و با گریه فراوون رفتم دستشویی و تازه بدبختیام شروع بود
خدایی همه زایمان یطرف همین ک میخای پاشی حرکت کنی ی طرف
انگار ی تیکه‌چوب خشکی
اینقد ک بی جونی
امروز ترخیص شدم ولی همچنان برای بلند شدنم کمک به کسی دارم و به تنهایی نمیتونم پاشم و به شدت موقع بلند شدن اذیتم
ولی همه اینا فدای خنده بچم و ی تار موش

۱ پاسخ

عزیزم مبارک باشه قدم نو رسیده🌹
خیلی خوب مفید توضیح دادی منم خیلی فوبیا زایمان دارم برای منم دعا کن اینجور که گفتی ترسم خیلی کم شد 🙏😘🌹

سوال های مرتبط

مامان 🩷PANAH🩵ABTIN مامان 🩷PANAH🩵ABTIN ۵ ماهگی
پارت ۳
ساعت ۹ زایمان کردم و ۱۱ اومدم بخش و ساعتای ۳ حس پاهام برگشت و ۴ ساعت سرم رو بلند نکردم زیاد صحبت نکردم ساعت ۱۰ و نیم شروع به خوردن مایعات و نسکافه کردم و ۱۱ سوند رو دراوردن باید بلند میشدم چون من چون عجله کردم برای بلند شدن و اینکه از ۱۲ شب قبل چیزی نخورده بودم بلند ک شدم شدیدا سرم گیج میرفت چشمام سیاهی رفت و داشتم میوفتادم ک مادرم سریع نشوند زو صندلی اومدن سرم زدن و دوباره تلاش کردم دردش خیلی شدید بود اما یا توکل ب خدا بلند شدم وکمی راه رفتم و سرویس رفتم و باردوم هم سخت بود اومدن از تخت پایین اما به جون خریدم راه زیاد رفتم و بعدش دردام با پمپ درد اوکی بود و گفتم برام یک شیاف زدن وفرداش ساعت ۱۲ مرخص شدم (برای دسشویی رفتنم شربت لاکسی ژل خوردم ک شکمم راه افتاد)
(دسشویی ایرانی اونقدری ک میگفتن نشستن اصلا سخت نبود و کمی سوزش داشتم ققط)
و اینم بگم هر کدوم سختیای خود رو داره باید نسبت به بدنمون انتخاب کنیم و کلا زایمان سخت آنا غیرقابل تحمل نیست و خداروشکر راضی بودم❣️❣️
مامان نورا👧🏻🎀 مامان نورا👧🏻🎀 روزهای ابتدایی تولد
پارت هفتم تجربه سزارین😬🦋
من اون شب دیگه هیچی نخوردم تا صبح اومدن سوند رو در آوردن و لباس تنم کردن و شرت و پد گذاشتن و شروع کردم نسکافه خوردم و بعد یکی دو ساعت گفتن راه برو با کمک مادرم از تخت سعی کردم بلند بشم پشتی تخت رو بلند کردم که راحت تر باشه اما بیشتر از اینکه درد داشته باشم بدن میترسه که راه بره اومدن گفتن موقع راه رفتن شکمت رو بگیر که بهتره اینطوری دو سه قدم راه رفتم یکم اذیت بودم رفتم دراز کشیدم تا اینکه بعد از ظهر باز سعی کردم راه برم باز وادرم کمک مرد بلند بشم اما سعی کردم بدون کمک راه برم و هر بار چند قدم ببشتر راه میرفتم😬😬ضبح پمپ دردم تموم شده بود نزدیکای ظهر درد داشتم یکم که شیاف اومدن کذاشتن برام در کل برام خیلی قشنگ بود چون انتخاب خودم بود و همینکه طبیعی نبودم خیلی خوشحال بودم بعد اینکه اومدم خونه چند روز سر درد شدید و الان هم کردن درد شدید دارم و متوجه شدم به دیکلوفناک خساسیت دارم اما باز هم خداروشمر راضی ام از عملم و الان نگاه کردم گوشت اضافه نیاوردم و عفونت ندارم خداروشکر و بنظر خط بخیه خیلی قشنگی دارم😍😍😍ان شالله مادر شدن قسمت همه😍💋🥰❤️🦋
مامان دیار👶🏻🤱🏻 مامان دیار👶🏻🤱🏻 ۳ ماهگی
ادامه پارت دوم تجربم از سزارین
اشتباه من اینجا بود ک پمپ درد نگرفته بودم و باید هی ب پرستارا میگفتی ک برام شیاف بزارید .اما از اونجایی ک همسرم پرستار بود و همکارشون بودن بهم مسکنهای قوی تزریق میکردن و هوامو داشتن.
ده ساعت بدون حرکت دراز کشیده بودم و بعد ده ساعت اروم تخت و نیمه نشسته کردن و چای و خرما و سوپ و کمپوت و این چیزا خوردم و کم کم باید اماده میشدم برای حرکت کردن و پیاده شدن از تخت.
و شروع سختی ماجرای سزارین از اینجا بود...
قسمت سخت دیگ وقتایی بود ک میومدن و شکممو فشار میدادن ک رحم سرجاش بره ک واقعا دردناک بود و جیع میکشیدم. اما چند دقیقه بود و تموم میشد دردش برام،بجز ی بار ک انقد دردم گرفت همش گریه میکردم خیلی بد فشار دادن شکممو .
بلند شدن از جامم پروسه ای طولانی شد چون واقعا درررد داشتم. حتما حتما قبلش دوتا شیاف بزارید بعد سعی کنید از جاتون بلند شید. و اینک بعدش زیاد راه برید. سختیش بار اول و دومه بعدش راحت تر بلند میشید و راه میرید
بعد عمل هم خودتونو گرم‌نگه دارید آب سرد و خوراکی سرد نخورید اصلا.و اصلا کباب و اینطور غذاهایی نخورید ک یوبس نشید،بیشتر سوپ و این چیزا بخورید.چون اگر یوبس بشید اذیت میسید و نمیتونید با اون درد و بخیه ها داحت دستشویی کنید.
اگر یوبس هم شدید شربت لاکسی ژل بخورید ک ملین هست.

و تمام👶🏻
مامان نخود مامان نخود ۵ ماهگی
تجربه سزارین ۲تا ۸ ساعت بعد عمل نباید سر بلند میکردیم و چیزی میخوردیم خداروشکر من تو این ۸ ساعت دردی نداشتم ولی امان از بعدش ک دردا سراغم اومدن کمر درد و دل درد مث پریودی و سوزش جای بخیه اولاش قابل تحمل بود پمپ درد رو کم استفاده میکردم ولی شب ک شد خیلی دردام زیاد شد پمپ درد رو زیاد زدم حالم بد شد فشارم رف بالا سرگیجه و دوبینی شدید پیدا کردم ک اومدن پمپ دردو جدا کردن ازم زمان گذشت تا حالم بهتر شد بازم درد داشتم ک دوتا شیاف گذاشتم ک اونم تا تاثیر بذاره صب شد دیگه صبم خداروشکر دیگه دردام خیلییی کمتر شده بود و میتونسم راحت تر قدم بزنم راستی از ۸ ساعت بعد عمل سوندو جدا کردن و گفتن باید قدم بزنیم ک ب ارومی اولش قدم میزدم سخت نبود دردش قابل تحمل بود هرچی بیشتر قدم میزدی راحت تر میشد برات و اینک من خیلی قهوه و نسکافه و چایی خوردم ک سردرد نگیرم . در کل عمل اسونی نیست و شب اولش بنظرم سخته و اگر دوباره برگردم عقب اصلا پمپ درد نمیگیرم چون برا من کارایی ک نداشت تازه حالمم بد کرد و با همون شیافایی ک خودپرستارا میدادن میشد قضیه رو جمع کرد نیازی ب پمپ درد نیست
مامان جانا مامان جانا ۲ ماهگی
تجربه زایمان یه مامان اولی
پارت هشتم
بعد چند دیقه منو گذاشتن روی تخت دیگ و بردن تو اتاق ریکاوری یه ماما اومد دخترمو به صورتم چسبوند و یکم شیرش داد و بعد جفتمونو بردن بیرون که کل خانواده منتظرمون بودن دیگ هیچ حسی نداشتم من ۷ و نیم غروب عمل شدم و تا فردا صبحش ساعتای ۷ که پمپ درد بود واقعن دردی نداشتم و فقط یع درد خیلی کوچیک به اندازه کمر دردی ک از خستگی میگیری داشتم ولی بعد تموم شدن پمپ درد دردام شروع شد من موقعی ک پمپ درد داشتم از جام بلند شدم و تنها دردم همون موقع بود به حدی درد داشتم ک سرم‌گیج رف ولی بعدش کم کم مرحله ب مرحله جلو رفتم برا بلند شدن راحت بود خلاصه راه رفتم چند قدمی و اومدم کمپوت گلابی و خوردم ک شکمم کار کنه و دیگ کم کم حس دسشویی داشتم ولی خب تنهایی نمیتونستم برم‌منتظر موندم تا همسرم بیاد و رفتم سرویس ولی همچنان میترسیدم زور بزنم و دسشدیی نکردم دیگ یه پزستار اومد بهم یه شربت داد ک بعد اون دلپیچه اومد سراغم اسهال شدم دائم سرویس بودم ولی خب بعد دو ساعت دردم کم شده بود و خودم میرفتم راحت دیگ حدودای ظهر مرخص شدم بعد اونم خودم سرویس میرفتم تنهایی تو خونه راه زیاد میرفتم چون دکترم گف هرچی بیشتر راه بری زودتر خوب میشی شیافمو خودم میزاشتم ولی از طرفی هنوز بعد ۱۱ روز درد های داخل شکمم همراهم هست یا موقع نشستن و دراز کشیدن سوزش جای بخیه هست
مامان عسل مربا مامان عسل مربا ۲ ماهگی
سزارین

ب نظر من اونقدراهام ک از سزارین بد میگن و یه غول ازش درست کردن اصلااا اونطوری نیست

صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان بستری شدم سرم وصل کردن و بعدم سوند
سوند درد نداشت سوزش داشت واسه من ولی ی لحظه بود و با یه اخ گفتن تموم شد😂 هیچ ترسی برای سوند نداشته باشید

بعدم رفتم اتاق عمل و بیهوش شدم به خاطر دیسک کمر ک داشتم دکتر بیهوشی گفت اسپاینال نمیزنم برات و بیهوشی کامل
با درد بیدار شدم دردی که یکم بیشتر از درد پریودی بود
پمپ درد داشتم پرستار داد دستم و گف فشار بده
یعنی این پمپ درد برای من عااااااالییییی بود
بچمو اوردن شیر دادم ولی چون خونریزیم شدید بود حدود ۳ ۴ ساعت ریکاوری بودم و خوابم میومد از هوش میرفتم بیدار میشدم میومدن شکممو فشار میدادن درد داشت دروغ چرا ولی من با پمپ درد کنترلش میکردم و دوباره به خواب میرفتم
ساعت ۱۰ زایمان کردم و ساعت ۲ بردنم بخش
دردم خیلی کم بود یا حتی میتونم بگم روی تخت ک بودم هیچ دردی نداشتم تا شب ک میخاستم راه برم
دوباره پمپ درد رو میزدم ک اروم تر باشم و راه رفتن اولی هم سخت بود یکم انگار یکی زیر دلمو جمع کرده بود
از فرداشم ک اومدم خونه راحت راه میرفتم
شیاف تو بیمارستان یدونه گزاشتم فقط و توی خونه ام روزی یدونه
الانم فقط جای بخیه هام یکم سوزش داره
البته ناگفته نماند ک عطسه و سرفه و خنده اصلا نمیشه کرد درد میگیره شکم ادم
در کل بد نبود بالخره هر زایمانی سختی های خودشو داره