سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۳ ماهگی
پارت نهم
چه چیزی باعث میشود در عمل نتوانیم احساس کودکمان را تایید کنیم؟
ما میترسیم احساس کودکمان را تایید کنیم.چون نگرانیم آن ها با تایید احساسشان پررو شوند و اوضاع بدتر شود.از این رو طبق ساده ترین راهی که به ذهنمان می رسد عمل میکنیم.روشی که دائما از کودکی تا همین حالا با ما برخورد شده است.اغلب ما با این روش ها بزرگ شده ایم.
مطمئنا هیج عجیب نیست که در همدلی و تایید احساس فرزندانمان مهارت نداشته باشیم و ناخواسته و بارها و بارها آن ها را به رگبار انکار و سرکوب و کنترل ببندیم.ما انتخاب میکنیم فرزندمان، طبق خواسته ما عمل کند.این راه حل، ساده و همچنین کم دردسرتر است.
متاسفانه ما غافلیم که این تصمیم ما چه نتایجی در پی خواهد داشت
ما غافلیم که با انتخاب روش کنترل از بیرون فرزندمان، چه فرصت مهمی را برای رشد مغز او از دست می دهیم.
ما میتوانیم با استفاده از رویدادهای ساده روزانه و تبدیل آن ها به فرصتی برای رشد کنترل گر درونی فرزندمان را فعال کنیم و با تحمل سختی کوتاه مدت، آسوده خاطری خود و فرزندمان را در دراز مدت تضمین کنیم.
برای رسیدن به این هدف باید صادقانه پذیرای احساسات فرزندانمان باشیم و آن ها را تایید کنیم.
چگونه؟
برای تایبد احساس فرزندمان باید با او هم دل شویم.
در دل فرزندم چه میگذرد؟
همدلی یعنی درک کردن آنچه دیگری در دل دارد و همدلی با کودکان به زبان ساده یعنی در هر ارتباطی با فرزندمان دو پیام را منتقل کنیم
درکت میکنم
درکنارت هستم
همدلی یک مهارت است پس اگر بلد نیستیم همدلی کنیم( که اغلب بلد نیستیم) جای نگرانی نیست چون با تمرین کافی میتوانیم.
همدلی یکی از موضوعاتی است که به شدت روی آن توهم دانش وجود دارد.یعنی اغلب افراد با اینکه بلد نیستند همدلی کنند، فکر میکنند بلدند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۳ ماهگی
پارت ۲۲
تا اینجا مهارت همدلی رو گفتیم که اولین و اصلی ترین گام در ایجاد ارتباط لذت بخش با کودکان است.حالا نوبت پرداختن به مرحله دوم است
ما به دنبال راه هایی هستیم که بدون هیچ بی حرمتی و تحقیر و سرزنش بتوانیم ارتباط زیبایی با فرزندمان داشته باشیم.احساسی بر پایه احترام و محبت.
این مرحله ۱۶ تکه از یک جورچین هستند که با هم تکمیل میکنیم و در انتها از نتیجه شگفت زده خواهید شد
تکه اول:" آمادگی ایجاد کنید"
تصمیمات ناگهانی برای هیچ یک از ما خوشایند نیست.ما ترجیج می دهیم در جریان شرایطی که قرار است در آن قرار بگیریم باشیم
در حالیکه با دوستمان در کافی شاپ دنجی مشغول گپ زدن هستیم، اصلا خوشحال نخواهیم شد که همسرمان زنگ بزند و بگوید همین الان پاشو بیا.وقت رفتنه.هر چه قدر هم که همسرمان با محبت این حرف را بزند برای ما خیلی بهتر بود که در جریان تصمیم او قرار میگرفتیم.
کودکان نیز در شرایط گوناگون، خصوصا هنگامی که در حال لذت بردن از شرایطی هستند، تمایل دارند بدانند در اطراف آن ها چه اتفاقی قرار است بیفتد.
منظور از آمادگی، قرار دادن فرزندمان در جریان تصمیمی است که به او مربوط است
فرض کنید به پارک رفته اید، به جای تکرار مداوم میخوایم بریم، بسه دیگه و یا کشیدن و تهدید فرزندمان بهتر است بگوییم
" عزیزم، پنج دقیقه دیگه میریم" و بعد از چهار دقیقه بگوییم" عزیزم یک دقیقه مانده
به این ترتیب فرزند ما با دانستن آنچه قرار است اتفاق بیفتد آرامش بیشتری می یابد.
با ایجاد آمادگی قبلی، قاطعیت به خرج دهید و دقیقا بعد از پنج دقیقه دست فرزند خود را بگیرید و پارک را ترک کنید
مامان 💙مامان رادین💙 مامان 💙مامان رادین💙 ۱ سالگی
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۳ ماهگی
پارت ۱۹
ما بارها به فرزندانمان می گوییم که به ما اعتماد کنند و همه مسائل خود را با ما درمیان بگذارند ولی در عمل چنین اتفاقی نمی افتد.
متاسفانه نه تنها کودکان راز های خود را با والدین در میان نمیگذارند، مراقب اند والدینشان پی به رازهایشان نبرند.
مطمئنا یکی از دلایل آن این است که ما مهارت کافی در ارتباط برقرار کردن با کودکانمان را نداریم
-مامان بزرگ منظوری نداره..خیلی هم دوستت داره
-بابا که حرفی نزدن..تو اینقدر زودرنجی..

او به مرور زمان ترجیح میدهد که حرف هایش را با شما در میان نگذارد.
وقتی ما مسیر عصبی درک و تایید احساسات فرزندمان را در خود ایجاد کنیم با جملاتی مثل
یه زمین خوردن ساده که این همه ناله و شیون نداره
اخه یه بادکنک ترکیدن این همه گریه داره؟ مثل بچه ها نشستی داری گریه میکنی..یکی دیگه شو میخریم
اینطوری یاد میگیری چهارچشمی مراقب وسایلت باشی
خداحافظی خواهیم کرد.
تایید احساس کودک حاوی این‌ پیام است که ما تو را همین طور که هستی دوست داریم:
خیلی درد داشت مگه نه؟
تو اون بادکنک رو خیلی دوست داشتی...
اصلا فکرشم نمیکردی سینا دستکشتو پاره کنه...چه ناراحت کننده

میتوانیم به راحتی ارتباط عمیق تری با فرزندمان برقرار کنیم
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۳ ماهگی
پارت پنجم
در این قسمت با آشنایی با مغز کودکان، احساس بهتری نسبت به رفتارهای ظاهرا غیرمعقول آن ها، خواهیم یافت و به عبارت بهتر، دنیای فرزندانمان را بهتر درک خواهیم کرد.
کودکان در ابتدای کودکی تا ۳ سالگی، تحت اختیار کامل مغز پایینی( مغز خزنده) خود هستند.به همین دلیل خیلی از مفاهیم مانند ارزش های اخلاقی را درک نمیکنند و تنها راه یادگیری آن ها تقلید است و دلیل آن این است که قسمت خزنده مغر ( بخش پایینی) هر ورودی را ثبت میکند.از طرفی خزنده جان اصلا حوصله فکر کردن ندارد.چون فکر کردن انرژی میسوزاند و این با هدف مغز خزنده که حفظ بقاست در تضاد است
به علاوه مغز خزنده مسئولیت اعمال حیاتی و غیر ارادی ما مانند تنفس، پلک زدن و ضربان قلب و.. را بر عهده دارد.
تا اینجای کار مسئله ای نیست و من به شخصه از او کمال تشکر را دارم.
اما مشکل از آنجا شروع میشود که بروز همه هیجانات نیز بر عهده این قسمت است.یعنی کودک با مجموعه کاملی از هیجانات پا به دنیا میگذارد در حالی که هیچ کنترل گری ندارد.چون مغر بالا که مسئولیت کنترل مغز خزنده عزیز را دارد در دست ساخت است.
یادگیری مهارت های فررند پروری کمک میکند بتوانیم راه ارتباطی خوبی بین مغز خزنده و مغز متفکر ایجاد کنیم.
تنها دوچیز میتواند پادشاهی مغز خزنده را تحت تاثیر قرار دهد و به هماهنگ کردن مغز کمک کند
۱-رشد مغز
۲-شکل دهی مغز که ارتباط مستقبم با ما والدین دارد.
در اینجا چهار مرحله وجود دارد
۱_از ورود ورودی های مخرب جلوگیری کنیم
۲_با توجه به ویژگی یادگیری با تقلید،در شرایط مختلف الگوی خوبی باشیم
۳_ در شرایط سیل هیجانی، به هیچ عنوان با مغز خزنده فرزندمان درگیر نشویم
۴_اتفاقات مختلف را به فرصتی برای رشد تبدیل کنیم
در پارت های بعدی راهکار ارائه خواهد شد
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۳ ماهگی
پارت دوم
" مغز فرزندتان را به شکل دلخواه بیارایید"
اگر قرار باشد در یک جمله به سوال چگونه مغز شکل میگیرد ؟پاسخ دهم، خواهم گفت ورودی های مغز، آن را شکل میدهد
تمام ورودی های ذهن یعنی تمام آنچه می بینیم و می شنویم مانند انواع موسیقی ها و صداها، مهمانی هایی که شرکت میکنیم، کتاب هایی که میخوانیم، نوع برخورد دیگران با ما، روش تربیتی که دریافت میکنم و ارتباطی که با دیگران برقرار میکنیم عمیقا بر مغز ما تاثیر میگذارد
در واقع هر ورودی که خواسته یا ناخواسته وارد ذهن ما میشود مغز را شکل میدهد و درنتیجه عملکرد ما را به شدت تغییر میدهد.
به همین دلیل است که وقتی فرزندمان کارتن های خشن میبیند، به مرور زمان دچار رفتارهای پرخاشگرانه و اضطراب میشود.
نوع ورودی، تاثیر ویژه ای بر شکل گیری مغز دارد و تکرار میتواند این تاثیر را عمیق تر کند.
مغز هر نوع ورودی را بدون تحلیل و تشخیص ثبت میکند

همه این ها در کنار هم میتواند نقش والدین در شکل گیری مغز را روشن کند.
یعنی علاوه بر ساختار اولیه مغز که با تغذیه و خواب مناسب رشد میکند، برخورد و رفتار والدین در هر شرایطی تاثیر فراوانی بر شکل دهی مغز و در نتیجه شکل دهی شحصیت فرزندان دارد و میتواند آن ها را قوی و موفق یا ضعیف و شکست پذیر کند.