۲۱ پاسخ

انشالله به حق این شب و روزهای عزیز شفای بچتو از دست آقا امام حسین بگیری به حق گلوی پاره ی علی اصغر

عزیزدلم....🥹🥹🥺💖انشالله زود خوب میشه و جبران همه کم و کاستی هات میشه🙏

عزیزم چقدر هم فهمیده ست دورش بگردم🥺

الهی بگردم 🥺 بچه چقدر عذاب میکشه حتی خودش هم خواب راحت نداره
هییچ راه درمانی نداره؟!

این روزا انقد نسبت به بچه اولم حساس شدم و مدام بغض دارم و دلم براش میسوزه که با خوندن تاپیکت دلم خون شد برای پسرت
ان شاءالله خدا بهش سلامتی بده

خوب میشه ساره مطمعن باش بعد ۷. ۸ سالگی کلا یادتون میره ک همچین مشکلی هم داشت اصلا

الهی بگردم😪😪😪😪😪

همیشه ب این فکر میکنم ک اون طفلی چی میکشه😔

بمیرم براش چرا من بغضم ترکید ..من میفهمم چی میگی ساره وقتی له بچت میگی اینو نخور اونو نخور ولی میدونی دا ه له له میزنه براش ، خیلی سخته .. ان شاءالله زود خوب میشه به حق این شبا

خدا شفا بده عزیزم 🤲☘️

الهی من بگردم فکر فلافلش بوده 🥺🥺🥺پسر منم هست اما نه به این شدت

واااای خدا خودمو گذاشتم جات مامان مهربون و قوی فقط میتونم بگم فوق العاده سخته و خدا بهت قوت و توان بده
فکر کن بچه یه خوراکی خوشمزه ازمون میخواد که اون لحظه براش خوب نیست گاهی دلمون نمیاد نه بگیم حالا شما چطور باید تحمل کنی؟! خب این مشکل درمانی هم داره؟ من خیلیییی غصه ام شد🥺🥺🥺

خدا شفا میده ایشالا.. عاقبت بخیر بشید

عزیزم چقدر ناراحت شدم براتون 🥺 ایشالا خوب میشه عزیزم امیدت به خدا باشه

ای جانم قشنگم

الهی عزیزم
ان شاالله زودتر خوب بشه

وای خیلی بده رفلاکس
از نوزادی داشت؟؟ دارو مصرف میکنه؟

عزیزم 🥺🥺

دختر منم.واقعا سختههه درکت‌میکنم

الهی🩷☹️

الهی🥺🥺

عزیزم چندسالشه گل پسرت؟ هرشب بالا میاره ؟

سوال های مرتبط

مامان آریا💙🥹 مامان آریا💙🥹 ۱ سالگی
خانوما خواستم تجربمو بگم بهتون خدای نکرده اگه بچتون ضربه دید مخصوصا سرش اگه بالا اورد ک حتما ببرید دکتر من دیشب پسرم از فاصله نیم متری مبل با سرافتاد رو سرامیک دیشب بعد کلی گریه خوابید ن بالا اورد ن گیج بود عصر ک از خواب بیدارشد دیدم چشم چپش باد کرده وای داشتم دیوونه میشدم تاپیکام هستش انقدر من و شوهرم زار زدیم ک نگو انقدر ترسیدیم زنگ زدم اورژانش تا بهش گفتم سنش چقدره م از فاصله نیم متری افتاده گفت واس این سن این ارتفاع زیاده مخصوصا ک با سرافتاده حتما حتما ببرید بیمارستان چک بشه منم سریه با همسرم پسرمو بردیم بیمارستان نمیدونید چی ب من گذشت تو این راه وقتی رسیدیم دکتر از دور نگاه کرد و گفت بالا اورده گفتم ن گفت حرکاتش طبیعیه گفتم اره گفت بربد خونه چیزی نیست ضرب دیده فقط خوب میشه گفتم نیاز ب عکس نیست گفت اگه هم یک درصد قذاربود عکس بگیرید تا 6ساعت بعد ضربه باید این کارو بکنید بعدش اصلا چیزی معلوم نمیشه وما برگشتیم خونه خداروشکر ورمش خوابید خواستم بگم اگه خدای نکرده ضرب دید و بالا اورد زیر 6ساعت حتما حتما ببرید دکتر ایشالاه ک بلا از همه بعدش پسر من دور باشه ماچ بهتون😘
مامان مغزبادوم🍭🍬 مامان مغزبادوم🍭🍬 ۱ سالگی
همین که رسیدیم جلو بیمارستان باز دوباره از بیمارستان زنگ زدن که کجایی امینی بدو بیا بزا🤣🤣🤣

من و مامانم با آسانسور رفتیم بالا بخش زایمان شوهرم پایین بود فرم پر می‌کرد من رفتم داخل گفتن برو سرویس و لباساتو در بیار لباس اتاق عمل بپوش بعد از بچه نوار قلب گرفتن و از خودمم آزمایش
ی پرستار بد اخلاق بود آی بدم میاد ازش برام سوند گذاشت ولی حقیقتا اصلا درد نداشت فقط همش احساس ادرار داشتم بعد شوهرم اومد پیشمچقد خوب بود اون لحظه😍😍یکم حرف زدیم خواهرشوهرم زنگ زد صحبت کردیم گفتم دعا کن سالم دنیا بیاد پرستار اومد گفت بریم اتاق عمل
گفت ویلچر میخای گفتم نه اوکیم میتونم راه برم اونم از خدا خواسته
جلو در اتاق عمل به شوهرم گفتم ما رفتیم بای بای 👋👋👋الان میرم تو
دونفره بر میگردم 😍🤱
خواستم با مامانمم خداحافظی کنم نبود پرستار گفت دیر میشه 🙁

هیچی رفتم تو اتاق عمل…ی خانم بودن و ی آقا نمیدونم چکاره بودن کمک کردن رفتم رو تخت دکتر بیهوشی اومد سلام عیلک کردم گفتم من دیروز اومدم پیشتون نامه گرفتم گفت اره یادمه
من هیچ ترسی از اتاق عمل نداشتم انقد اون فضارو دوست داشتم انقد آدمای اتاق عمل باحال بودن شوخی میکردن که بازم دوست دارم برگردم به اون لحظه 😇😇
حتی اتاق عمل آماده هم نبود جلو من آماده کردن

فقط نگران بودم ی موقع دکترم نیاد چون هنوز نرسیده بود پرسیدم گفتن میاد میترسیدم کسی غیر از دکترم عملم کنه 😩ی پرستار اومد از بخش زایمان داخل گفت اومدم کمکتون بعد کمرم بتادین زدن گفتم میخوای بیحس کنی دکتر بیهوشی گفت اره گفتم درد داره پرستار اومد شونه هامو نگه داشت گفت خودتو شل بگیر دستش خیلی خوب بود اصلا چیزی حس نکردم از تزریق اپیدورال🤩
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۷ ماهگی
خب بلاخره من وقت کردم بیام تجربمو از سزارین دومم بگم
بلاخره هر چیزی سختی خودش داره نمیگم سخت نبود ولی راحتم نبود گفته بودم سر پسرم من بخاطر فشار بالا توی هفته ۳۹ سزارین اورژانسی شدم الان هم سر دخترم بخاطر فشارم سزارین شدم چون دکترم بهم ۱۶ ام وقت داده بود من ۱۱ ام سزارین شدم چون فشارم بالا بود قزیه از اینجایی شروع شد ک صبح از خواب بیدار شدم خیلی احساس سنگینی داشتم سردرد و سرگیجه ولی خیلی جدی نگرفتم و ب کارای خونه رسیدم شبم مهمون داشتیم چون خونه مادرم بودم مادرم زحمت شام و اینا کشیده بود شلوغ بود و من همچنان سردرد و سرگیجه داشتم با دستگاه فشار فشارم گرفتم ده بود بعد ب آقام گفتم گفت بریم بیمارستان ببینیم چ میگه خلاصه ساعت یک شب بود رفتیم اونجا فشارم گرفت رفته بود رو ۱۳ بهم گفت حتما برو زایشگاه نوار قلب اینا بگیر ک برا بچه خطر نداشته باشه 🥲
من یکم ترس برم داشته بود با آقام اومدیم خونه گفتم یکم میشینیم ی چیزی میخورم شاید بهتر بشم دو ساعتی نشستم ولی بازم چیزی نشد راه افتادیم رفتیم زایشگاه اونجا گفتم فشارم بالا چون نامه عمل و سنو برنداشتم بهم گفت باید بیاری و مجبور شدم بیام خونه دوباره نرفتم گفتم بزارم فردا میرم
فرداش تاپیک بدی میزارم
👇👇👇👇👇👇👇