۸ پاسخ

بنظر من بگو برن بازی کنن دوربین گوشیتو بزار دزدکی فیلم بگیره بعد متوجه میشی چجوری بازی میکنن

عزیزم هر حرکت اشتباهی ممکنه بدترش کنه، به نظرم حتمنه حتمن با یه مشاور کودک در این مورد صحبت کن، توی همین گهواره مشاوره داره، از راه درست پیش برو حل میشه ایشالا

با پسرت غیر مستقیم مثل بازی ...باهاش بازی کن بعد بپرس از کجا یادگرفتی این بازی رو و...

کاش می‌پرسیدی بیشتر تا ببینی دقیقا چیکار میکنع

بچه ها توی این سن متوجه میشن که دختر و پسر باهم فرق دارن و حتی مثل خودمون تحریک میشن اما نه کاملا مثل خودمون
من خودم این بازیو انجام دادم تو بچگی

ببین گوشی ندیده؟ کسی حرفی نزده؟ بچه ت با کیا ارتباط داره؟ همه چی رو برسی کن
بعدشم کم کم و اروم از زیر زبونش بکش بیرون حالانمیدونم این کار درسته یا نه که از بچه بپرسی

میگفتی چه بازی میکنین

پسرت چند سالشه

میپرسیدی دقیقا چیکار میکنه شاید اونی که فکر میکنی نیست مثلا آمپول بازیه

سوال های مرتبط

مامان نی نی🩵 مامان نی نی🩵 ۱ سالگی
دختراااا بیاید یه چی جالب تعریف کنم بخندیم. 😅
من امروز پسرمو بردم خونه بازی اونجا بچه ها زیاد بودن یهو چشمم به یه پسر هشت ساله خورد همینکه نگاش کردم مستقیم اومد بغلم کرد منم نازش کردم
دیگه من همش درگیر پسرم بودم باهاش بازی میکردم اینم هی دنبال ما میومد نمی‌دونم این بچه تو دلش چی بود ولی حس بدی گرفتم یجوری نگاه می‌کرد خودشو میچسپوند بهم دوسه بارم الکی میومد بغلم می‌کرد یجوری نگاه می‌کرد حس می‌کردم میخاد ببوسه😩 😩😂🤦🏻‍♀️
حس بدی گرفتم گفتم خاله برو اونور با بچه ها بازی کن پسرم کوچیکه من با این بازی میکنم دیگه منم چون بی بی فیسمم😂
بچه یهو گفت مگه پسر داری گفتم آره میگه مدرسه نمیری گفتم نه یه عالمه سوال پرسید گفتم من مامان اینم نگاه کن پسرم کوچیکه میخام باهاش بازی کنم توام برو با بقیه خاله ها بازی کن بنده خدا همینکه فهمید عروسی کردم بچه دارم‌ یجوری شد رفت دیگه نیومد 🤦🏻‍♀️🤣🤣🤣
بنظر شما منظورش چی بود؟😂😂😂
شیرخشک
پوشک
رفلاکس
مای بی بی
مولفیکس
شیردهی
نوزاد
مامان گل های من ❤️🫠 مامان گل های من ❤️🫠 ۱۷ ماهگی
بنظرتون چکار کنم میدونین ک من باخانواده شوهرم زندگی میکنم تو یه اتاق خب ـبعد تا خواهرشوهرم شوهرش بره جایی همینجاس دوسه شب بعد وقتی اینجاس بچه هام نباید اسباب بازی هاشونو دربیارن بازی کنن یا چیزی بخورن که اینادیونه میشن صبح پسرم ماشین کوچولوش تو حال بود پسر اون برداشت این گریه کرد ماشین دگه بهش دادم تا رفت باز دوباره گریه کرد ک اینو میخوام مادرشوهرم به پسرم گفت ببرش قایمش کن اینو دیونه کردی یا بهش بده باز ماشینو گرفتم یه خیلی کوچولو دادم بهش اینم بچس نمیفمه رفت باز گفت هان باز دوباره یکی دیگه اوردی من حرف نزدم بعد بچه های اون رفتن مغازه من دخترمو نذاشتم گفتم گرمه رفتن خوراکی خریدن اوردن بهش ندادن بعد از قبل خوراکی بود گفت مامان همون دوغمو بده دیشب بابا خرید گفتم باش رفت تو حال گفت من دروغمو میخورم پدرشوهرم گفت باش برو تو بلندگو اعلام کن یعنی چی اینا باز میخوان منو شوهرم تو اتاق بودیم شوهرم گفت ببینشون اول ک اونا خوردن این خواس بهش ندادن الان این یه حرفی زد بهش اینجوری میگم من بازم چیزی نگفتم