۶ پاسخ

عزیزم خداروشکر که الان خودت ‌نی نی خوبین مبارکت باشه

وزن بچت چند بود عزیزم؟
چند هفته زایمان کردی؟

عزیزم مگه چند هفته زایمان کردی؟

عزيزم🥹💔

تعریف کن بازم چیشد بقیش

الهی بگردم چقدر استرس کشیدی

سوال های مرتبط

مامان سلنا مامان سلنا ۲ ماهگی
# زایمان
خانوما خلاصه میگم چون وقت ندارم نینی بیدار میشه
من ۳۹ هفته و پنج روزم بود ک شبش خونه بابام بودم داشتم اماده میشدم برم خونه خودم چون نزدیک بودیم پیاده ب همسرم گفتم بیاد دنبالم کمی پیاده روی کنم یهو دیدم یه چیزی ازم ریخت فهمیدم کیسه آبه چون داغ بود زیاد بود ب مامانم گفتم اونم گفت باید بریم بیمارستان اولش گفتم ن فردا میرم. چون میخاستم فردا برم زایشگاه و بیمارستان برای چک کردن نینی دیگه ب همسرم زنگ زدم گفتم ماشین بیاره ک بریم بیمارستان ب مادرت اینا چیزی نگو فعلا وسایلام رو چون قبلا خونه مامانم اورده بودم ک بعد زایمان اینجا میموندم برداشتم منو مامان. همسرم رفتیم بیمارستان اونجا ک رفتم ماما اومد معاینه کرد گفت یه سانتی و چون کیسه اب ترکیده درد نداری باید بستری شی بعد دکتر اومد معاینه گفت نینی مدفوع کرده باید سریع عمل کنی منو میگی وا رفتم از یه طرف استرس ک مبادا برا نینی اتفاقی بیفته از یه طرف فکر میکردم زایمانم طبیعی میشه و هیچ مطالعه وتجربه ای از سزارین نداشتم دکتر گفت چون این بیمارستان کوچیکه و ما امکانات نداریم باید بری شهر یه نامه فوری هم داد ک عمل کنم خیلی سریع راه چهل دقیقه رو تو بیست دقیقه رفتیم تو راه مامانم ب بابام زنگید ک بیاد و همسرم ب مادرشوهرم اینا هرچی گفتم زنگ نزنن ولی زنگ زدن دیگه رفتیم اونجا قسمت زایشگاه
ادامه پایین میذارم
مامان افرا💕 مامان افرا💕 ۱۱ ماهگی
#تجربه-زایمان-1


بلاخره منم قسمت شد ک بیام تجربه زایمان بنویسم خیلی از تجربه ها رو خوندم ولی همه مثل هم زایمان نمیکنن پس نترسید♥️😂
من روز پنجشنبه صبح رفتم بیمارستان کوثر چون من ۲۸ شهریور تاریخ زایمانم بود ک داخل سنوگرافی آن تی زده بود خلاصه بهم گفت دیگه ۴۰ هفته تموم شده و چون قند داری نباید دیگه دست دست کنیم تا الآنم زیاد نگهت داشتیم . بهم گفت الا برو بیمارستان چمران تا بستریت کننن ما اینجا تخت خالی نداریم چون کوثر بیمارستان خصوصیه و چمران دولتی
گفت باید حتما الا بری بستری بشی وگرنه هر چی بشه پای خودته (منم گفتم تا الا بخاطر بیمارستان خصوصی خودمو بیمه کردم ک تمیز باشه ، بچه محصل نیاد بالا سرم ، هر کی ع راه رسید معاینه نکنه )بهش گفتم با رضایت خودم میرم خونه تا تخت خالی بشه خلاصه کلی غر زد و اثر انگشت گرفت ک هر چی شد پای خودتون منم گفتم توکل بر خدا
خلاصه اومدم خونه کل کارامو کردم (پیاده روی رفتم ، حموم ، شیوه کردم ، روغن تراپی کردن موهامو ، موخوره گیری کردم ، تمام خونه و اتاق خوابها رو جمع و جور کردم ، دستمال کشی اساسی ، لاک زدم ، تمام وسایل خودم و بچه رو جمع کردم ، خلاصه تمام کار ها رو انجام دادم تا ساعت ۳ صبح) دیگه خوابیدم ۷ صبح رفتم بیمارستان و خلاصه تخت خالی بود خداروشکر
اینم بگم من راضی ب زایمان طبیعی نبود شاید بعضی هاتون از پست های قبلی بفهمید ک چقدر وحشت از زایمان طبیعی داشتم ولی بخاطر بیمارستان رفتم طبیعی چون بیمارستان کوثر زایمان سزارین اختیاری نداشت .
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۹ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن
مامان آراز مامان آراز ۱۶ ماهگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰
مامان معجزه مامان معجزه ۵ ماهگی
تجربه معاینه لگنی
امروز ۳۷ هفته و دوروزم بود با خواست خودم رفتم برای معاینه لگنی چون انتخابم زایمان طبیعیه خواستم مطمئن بشم که لگنم برا زایمان طبیعی خوبه یا نه چون مامانم سر زایمان من برش خورده بود و میگفت اذیت شده
خلاصه که کلی استرس داشتم وسطا حتی پشیمون هم شدم که چرا دارم میرم و اینا ولی چون دکتر خودم تابحال معاینه نکرده بود گفتم ببینم وضعیتم چطوره رفتم پیش مهناز همتایی تو زنجان از ماماهای خوبه و درمورد ماما همراه هم حرف بزنم باهاش رفتمو خیلی خانم خوش برخوردی بود کلی باهام حرف زد سونوهامو نگاه کرد و فشارم و وزنم رو گرفت و بعد معاینه کرد با دوتا انگشت که یکم درد داشت و منم چون میترسیدم خودمو سفت کرده بودم شکممو فشار داد یکم و بعد چند لحظه تموم شد یکم حس فشار و سوزش و درد داشت واقعا ترسیدم گفتم با این وضع لگنم افتضاحه ولی گفت لگنت خوبه کلی باهام حرف زد قرار شد کلاسهاش رو برم شنبه

خلاصه بنظرم اونی که میخواد طبیعی زایمان کنه باید قدمهاشو محکم برداره دلم نمیخواست با دودلی برم طبیعی میخواستم وضعیت لگنمو بسنجم