۶ پاسخ

من بهش یاد دادم.الان هر کی دست میزنه بهش داد میزنه میگه شخصیه

بنظرم ب پسرت بگو فلانی گفت شلوار بکش بگو زشته بعدش دختر برادرت اومد از دور مواظب باش حالا هم ب زن داداشت نگو اگه باز تکرار شد بهش بگو

دختر ۷ ساله بزرگه
ولی بیا از این فرصت استفاده اموزشی کن
بگو فلانی گفت شلواره رو بکش پایین نه نباید بکشیم چرا چون ممنوعه
دجاهای خصوصی رو یادش بده
بگو‌کجاهارو نباید نشون بدی
جلو هیچکس لخت نباید بشی کسی نبایذ دست بزنه به لبت ممنوعه پشتت

والا پسر داداش من تو سن بلوغه چن سری کاراشو به زنداداشم گوشزد کردیم حتی یه بار خود شوهرم میگفت به برادر زادت بگو گوشزد کنن با بچه های دیگه بد بازی میکنه یا بارم اونجا بودیم نگو از اتاق دراومده التش بلند شده بوده دیگه نمیدونم با اون یکی یرادر زادم بوده چیکار ‌کرده بودن که شوهرم و شوهر خواهرم دیده بودن حرصشون گرفته بود .ولی ما کلا بچه هامونو بااون تنها نمیزاریم .یه بارم دیدم یه حالتی نشسته دختر منم نشونده روپاهاش داره کیف میکنه .به زنداداشمم چن باری غیر مستقیم و مستقیم گفتیم به روی خودش نیاورد .الانم کلا قطع رابطه کردیم سر مساعل دیگه راحت شدیم از این موضوع هم

اصلا نزار تنها بمونن. بچه ها کنجکاون.
دوباره با پسرت حرف بزن مطمعن شو که متوجه شده...
اگر یبار دیگ دیدی دختر برادرت اینکارو کرد اونموقه بگو به مامانش تا باهاش صحبت کنه.

سلام
به نظرم فعلا نگو
مدتی رفت و آمد رو قطع و محدود کنین. بعدش هم همینطوری نظارت هم داشته باش . ولی اگه دیدی تکرار شد حتما بگو
شاید همین یه بار کنجکاوی کرده

سوال های مرتبط

مامان مایکی💕 مامان مایکی💕 ۳ سالگی
مادرا یه سوال! دختردایی شوهرم همسایه دیوار ب دیوارمابودن خونه قبلی خیلی میومد خونمون . خیلییی هم ب پسرم محبت میکرد و دوسش داشت همیشه هم خوراکی براش میورد . یه سگم داشت ک پسرم عاشقش بود باش بازی میکرد . کلا دختر مهربونیه ولی آدن سمی ای هست . چرا؟‌مثلا همش خوراکی های مضر برا پسرم میورد هرچیم من تذکر میدادم اصن اهمیت نمیداد . مثلا میومدخونمون با اینکه شوهرمو پسرم الرژی دارن با قلیونش میومد. فرش نو منم سوزوند . مثلا خیعلی فحش میده . ک س ..ک. .. ش. از دهنش نمیفته! و من علنی بش گفتما ولی دست خود نیست!!
حالا ما جابجا شدیم اومدیم خونه خودمون یه کوچه فاصله داریم ازشون. و جدا ازدستشون راحت شدم ولی پسرم خیلی دلتنگی میکنه . بش میگه عمه . همش میگه منو ببر خونشون . ببر باجکی بازی کنم . ببرم عمه رو ببینم . بش میگم نیس خوابه و فلان . گاهی بااعتراض میگه! من میترسم برم سمتشون دوباره خودشو مادرش پاشون ب خونمون باز شه رفتو آمد کنن . از طرفی هم دلم میسوزه برا پسرم . ب نظرتون چیکار کنم ببرم پسرمو یا نبرم خونشون؟؟
فرزندپروری