۷ پاسخ

من بچم ۶روزگیش تو دستگاه رفت و خودم بالا سرش بودم همش این و اون ور میدوییدم ۱۲ساعت بعد زایمانم پاشدم راه رفتن

من تا ۱۰ روز اینجور بودم . ولی هنوز پوست گوشت شکمم درد میکنه خونریزیمم زیاد نبود

دختر من از روز اول رفت دستگاه منم از سه روزگی بالا سرش بودم اصلا فرصت نکردم استراحت بکنم

من تا یه هفته خیلی بود دردم و بخیه هام خیلی دیر جوش خورد تا ۱۵ روزگی رفتم کشیدم حالم خیلی بهتر شد دیگه همه کارای بچه رو خودم میکردم ولی پیش مامانم بودم تا نزدیک چهل روزگی بجز کارای بچه کار دیگه ای نمی‌کردم ولی دیگه توی بیست روزگی و اینا بنظرم اوکی بودم کامل فقط وقتی خیلی میشینم یا کار سنگین بکنم کمرم درد میگیره

من مثل شما بودم تا دوماهم خونریزی داشتم تا دوباره رفتم دکتر
دقیقا درد و درد و ناتوانی.. کارای خودمو بچمو به زور انجام میدادم با گریه... هنوز که هنوزه بعد از دوماه و یک هفته لگنم درد میکنه بدنم لهه حس میکنم باید یکی چندین بار ماساژم بده... با این حجم از درد و ناتوانی و ضعف ، بچه تو دست آدمه.... خیلی سخته
نمیتونم بدمش به مادرامون
مادر خودم مریض حاله مادرشوهرمم هرلحظه ممکنه پسرا و نوه های دیگش بیان و یه بلایی سر بچم بیاد... از بی خوابی سردرد و سرگیجه و تهوع دارم

من ک روز اول از شدت درد فقط گریه میکردم بی اختیار اشک از چشام میومد روز دوم دیگه ب زور بلند شدم یکم راه رفتم هرچی بیشتر راه میرفتم حالم بهتر میشد ولی مثل شما نبودم ۱۰ روزگی دیگه اوکی اوکی شده بودم

من همون شب عمل پاشدم راه رفتم‌و روز بعد نشیتم و مارهای بچمو خودم کردم
چ تجربه سختی داشتید شما

سوال های مرتبط

مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۳ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان پناه مامان پناه ۱ سالگی
#تجربه سزارین
خانمایی که میرن برای سزارین حتما شیاف دیکلوفناک بگیرید ببرید با خودتون خیلی ارومتون می‌کنه دیگه پمپ درد هم خیلی خوبه من که خیلی راضی بودم قبل از ماساژ شیکمی و راه رفتن فشارش میدادم راه میرفتم خیلی دردم کم میکرد تازه من ست لباس بردم با دخترم عکس بگیرم
ولی درد داشتم پمپ درد خواب آلودم میکرد اصلا حوصلم نشد عکس بگیرم
نمی‌دونم این بلاگرا چه جوری عکس ست میگیرن مرخص شدم اومدم خونه
شب موقع خواب دوباره درد اومد سراغم که مسکن گذاشتم و اینم
بگم بعدش سخته من نمی‌تونستم از این پهلو به اون پهلو بشم خیلی سختم بود از روی تخت پاشم به سختی می‌تونستم
روزای اول اینجوری بود رفته رفته هر روز بهتر میشدم
من تا ده روز مسکن و شیاف استفاده میکردم
بعد از ده روز دردم کم شد
خیلی مراقب باشید بخیه هاتون عفونت نکنه
برای من جذبی بود و زیبایی بود جاش خیلی کم موند دکترم یه کرم داد
گرفتم زدم جاش خیلی خیلی کم شد ولی ترک شیکمی دارم
اینم بگم روزای اول خیلی مراقب باشید که یبوست نگیرید که وحشتناکه دردش بعد از ده روز برای من همه چی خوب شد
دیگه همین
اینم از تجربه من براتون آرزوی بهترینها رو دارم
آرزو دارم به خوشی‌ و سلامتی کوچولوهای قشنگ تون بغل کنید ❤️
مامان سید احسان مامان سید احسان ۱۷ ماهگی
تجربه سزارین (پارت۲)
صبح مایعات رو شروع کردم با نسکافه. چقد چسبید بعد اون همه ناشتایی😬
بعد هم که گفتن پاشو راه برو. خیلی درد داشت خیلییییی. تا حدود سه روز بعد هم ادامه داشت هر دفعه که پامیشدم. البته هم اتاقی من میخواست راه بره اندازه من درد نداشت بخاطر همین میگم شاید برای هر کسی متفاوت باشه ولی برای من خیلی بد بود. درد بخیه ها هم تا دو هفته خوب شد. الانم یکم گاهی سوزش داره ولی دیگه خوبه.
من بعد از عمل سرمو تکون ندادم و حرف نزدم و بالش هم نذاشتم اصلا سردرد نگرفتم. هر چقدر هم بیشتر راه بری زودتر خوب میشی. یه نفر هم تا ده روز باید کنارتون باشه وگرنه خیلی سخته. بعد ده روز هم بخیه هامو کشیدم که هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بود.
در کل بخوام بگم از سزارین راضی بودم و با وجود اینکه بعدش درد داری و سخته بازم خوشحالم ک سزارین شدم چون بالخره زایمانه درد داره دیگه. حس میکنم طبیعی ممکن بود برام سخت تر باشه با توجه به شناختی که از خودم دارم.
امیدوارم مفید بوده باشه اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
مامان حلما مامان حلما ۵ ماهگی
خببب بعد یک ماه اومدم تجربه زایمانمو بگم واستون😁
پارت ۱
اول بگم من قرار بود طبیعی زایمان کنم که نشد و اینکه بشدت از اونایی بودم که رو زایمان طبیعی تعصب داشتم و ذره ای دلم نمی‌خواست سزارین بشم...
خب جونم بگه براتون من شب قبلش خیلی حالم خراب بود درد زایمان نداشتم اصلا با اینکه پیاده روی داشتم و شیاف گل مغربی استفاده میکردم البته دیر شروع کرده بودم ( یک هفته قبل)
۳ روز مونده بود تا چهل هفته هم تموم بشه ولی خبری نبود، خلاصه شب قبلش خیلی بی قرار بودم از ساعت ۴ صبح دیگه نمی‌تونستم بخوابم حتی دردم از داخل بود درد داشتم ولی نمی‌دونستم کجام
از ۱۲ شب تا ۶ صبح نتونستیم با شوهرم بخوابیم تا ۶ که من خوابم برد
ساعت ۸ و رب یهو حس کردم یه آبی ازم خارج شد( چون من تجربه ترشحات اینجوری و خیسی داشتم گفتم حتما بازم همونه) خواستم بخوابم که گفتم نکنه کیسه آب باشه بزار برم سرویس چک کنم
که رفتم دیدم بله لباس زیرم خیسه خیس شده و رگه های خون هم هست فهمیدم کیسه ابمه
از این نواز بهداشتی بزرگا گذاشتم و شوهرم و مامانمو بیدار کردم که بریم بیمارستان
ساک خودمو و نی نی رو برداشتیم رفتیم دنبال ابجیم و راهی بیمارستان شدیم...