۸ پاسخ

نه من پسرم اینجوری نیس از خوراکی هاش و اسباب بازی هاش به بقیه بچه ها میده فقط روی پتو و بالشش حساسه ،بنظرم باید باهاش صحبت کنی بگی اونا بشینن تو هل بده یا تو بشین اونا هل بدن و بازی کنید،اینطوری روابط اجتماعیش هم قوی میشه،من اینو توی سه چرخه اش امتحان کردم میگم بشین اونا هل بدن بعد تو هل بده اونا بشینن ،الان فهمیده میتونن بازی کنن

نه طبیعی هست

توی پارک اصلا مقاومت نمیکنه نوبت میفهمه راحت پیاده میشه اما این تاب میگفت یعنی مال منه مالکیتش مال منه

طبیعیه مال سنشه🤣دختر منم برده بودم پارک رو تاب بود جاش به هیچکی نمی‌داد کم کم نوبت باید یادشون بدیم

طبیعیه برا سنشه

میترسم همینطوری بمونه از بچه لوس متنفرم

منم نمیدونم .. دختر منم یه موقع از این کارامیکنه تا میشینم رو مبل میگ یذره بشینم بازور بلند میکنه خودش تنها میشینه دیگ هم نمیذاره من بشینم

طبیعیه
حس مالکیت به اشیا

سوال های مرتبط

مامان رستا🌸💞 مامان رستا🌸💞 ۱ سالگی
امروز رستا رو برده بودم پارک ، دو سه تا بچه تقریبا هم سن و سال رستا بودن به همراه پدر و مادراشون . یکی از بچه هارو پدر و مادرش با ترس و لرز میزاشتنش رو تاب و خیلی اروم هلش میدادن و یکیشون از پشت و یکیشون از جلو مواظبش بودن که نیوفته و سرسره هم که اصلا نبردنش و میگفتن خطر ناکه(در حالی که من تو پارک فقط مواظب رستا هستم و سعی میکنم خودش از پس بالا رفتن از سرسره و پایین اومدن ازش بربیاد و روی تاب هم محکم هلش میدم)(کلا تلاشم رو اینه که دخترم مستقل بار بیاد و از چیزای الکی نترسه،البته که خودم همیشه حواسم بهش هست) . یکی دیگه از بچه ها روی سرسره وایستاده بود و راه بقیه بچه ها رو بسته بود و بچه پشت سرش که هم سن بودن یکم سرش داد زد . مامان اون بچه که وایستاده بود اومد و با الفاظ خیلی رکیک به بچه ای که داد زد توهین کرد و بچشو برداشت و برد . (میخواستم بهش بگم اون بچه هم سن بچه خودته و این نوع فحش دادن بهش درست نیست) دارم به این فکر میکنم که چقدر سبک های تربیتی مختلفی وجود داره و در آیند ه قراره بچه ای که کلی روی تربیتش حساسیم با هر نوع بچه ای و از هر نوع خانواده ای هم کلاس بشه و احتمالا اکثر اون کارها رو یاد بگیره . به نظرتون از الان چیکار باید کرد که این جور بچه ها روی بچه های ما تاثیر نزارن ؟ من خیلی بچه هایی رو دیدم که واقعا هر نوع فحشی رو بلدن و از گفتنش خجالت نمیکشن.
مامان دلوین/دنیز مامان دلوین/دنیز ۲ سالگی
بچه هاااا دیشب یه اتفاق خیلی عجیب و وحشتناک تو‌خونه ما افتاد ساعت 4یا 5بود نمیدونم چه خوابی دیدم با لرز و وحشت از خواب پا شدم دوباره خوابیدم چند دقیقه بعد با صدای دنیز دخترم از خواب بیدار شدم دیدم باباش بالای سرش نشسته داره آرومش میکنه و نازش میکنه دنیز هم جیغ میزدم و گریه می‌کرد و با صداش تند تند مشت میکوبید به هوا انگار داشت یه چیزیو از خودش دور می‌کرد رفتم گذاشتمش رو‌ پام که آرومش کنم خیس عرق بود و بعدش تب و لرز گرفتش هی اشاره به سقف می‌کرد با گریه میگفت بابا یا میگفت اون بره خیلی ترسیدم صدای ضربان قلبش میشنیدم بلند شدیم چراغا روشن کردیم استامینوفن دادیم تبش آوردیم پایین قرآن گذاشتم بالای سرش و آیت الکرسی خوندم تو بغلم خوابید ولی با همسرم تا چند دقیقه هر دو تو شوک بودیم که این چی بود و چرا اینجوری شد همه خوابیدن ولی من از ترس دیگه خوابم نرفت ینی چی بوده بنظرتون؟؟چرا اینجوری شد خیلی برای دخترم ناراحت شدم از ترس تبش رفته بود رو 40 درجه سر شب حالش خوب بود مریض هم نبود اصلا کسی تجربه مشابه داشته ؟؟ هر کی خوند یه چیزی بگه آروم شم تو رو خدا


پوشک فرزند پروری سونو انومالی شیر خشک