احتمالا تب داشت بخاطر اون بخاطر تبش هزیون میگفت
چیزی نیست چون تب داشت اینطوری شد
به خاطر تب زیاد بوده
عزیزم هیچی نیس تبش زیاد بوده اینطوری شده
بالای سر بچه نمک و سکه پولی بزار توی نایلون فریزر بزار زیرسرش زیربالشتش.و اینکه یک تیکه آهن رو روی اجاق گاز داغ کن بعدی لیوان ابم کناردستت باشه اهن داغ رو بزارتو ظرفی وقتی حسابی داغ شد باباش بچه رو بغل کنه ،زیر پای بچه بگیر و اب رو بریز روی اهن به نیت دفع ترس بچه از هر چیزی بزار بخار از پای بچه بره بالا مراقب باش پای بچه رو نسوزونی و بجای اهن داغ میتونی از نعل اسب استفاده کنی.و اینکه حتما نمک و سرکه رو قاطی کن تو خونه به در و چارچوبش و جا خواب بچه و گوشه ها بزن .اگرپنجره باز میکنی جلو پنجره ها نمک بریز.انشالله که خیره
فکر کنم بچه ها توی این سن کابووس میبینن دختر منم گاهی تو خواب جیغ میزنه و انگار از چیزی میترسه
پسر منم مریضه دیشب همه حرف میزد میگفت برو دستم رو ول کن،بخاطر مریضیه نگران نباش عزیزم
چیزی نیستتبش بالا بوده کابوس میدیده
عزیزم من خودم باردار که بودم خیلی بختک میوفتاد روم خیلی اذیت میشدم (نمیدونم دلیل علمی شو ) حالا شاید دختر شمام بختک بوده یا کابوس دیده
شاید خواب دیده و تب باعث شده هزیون بگه،بالا سرش قرآن و چهار قل بزار موقع خواب و سعی کن خودتو بچسبونی بهش یا دستت رو بزاری رو سینه ش احساس آرامش کنه
سریع شرگه سفید کف پاش میزدی اسپند دود میکردی صدقه میدادی ایات الکرسی میخوندی چهار قل میخوندی فوت میکردی تو صورت بچه
شاید تب شدید داشت هزیون میگف دست خود بچه نبود
ولی الان اینکارو هایی ک گفتمکن ۴ گوشه خونتو سرگه بریزر سنگنمک بزار
صدقه بده ۴ قل بخون دائمصلوات بفرست
تب بالا باعث هزیون شده چیزی نیست من پسرم اول راهنمایی بود تبش زیاد بود تا یک هفته هزیون مگفت چیزی میدید و یکدفعه به من مگفت چاقو بیار وانگار مخواست سرمنو ببره بعدش مگفت تورو شکل گاوی میدیدم مامان دختر توام تبش زیاد بود نگران نباش چیزی نیست گلم امیدش بخدا
گلم هر شب قبل خواب آیة الکرسی بخونین
دختر منم اون شب خونه مادرم همینجپری شد.با گریه تو خواب فرار کرد چهاردست و پا.به زور گرفتمش بغلم محکم چسبید بهم هی میگفت اینجاست اینجاست.با دستش اشاره میکرد اینه محکم بهم میچسبید بلند شدم از اونجا دورش کنم دیگه کلا بهم چسبید تکون نخورد نذاشت بشینم میگفت بریم تو حیاطمامانم گفت حیاط روشنه بذا این میگه.
سوره ناس رو موقع ترستون بخونید خیلی خوبه هرچی باشه دور میشه ازتون
شایداز قبل از چیزی ترسیده اومده توفکرش ترسشو بگیر
منم دختر اولیم باباش شیفت شب بود نصفه شب بیدار شد جیغ و گریه و با دستش انگاری چیزی از خودش دور میکرد خیلی بعد آروم شد قران پیشش گذاشتم و ایت الکرسی خوندم
الحمدالله دیگ اتفاق نیفتاد ولی شوهرم تو اتاقا و پذیرایی قران گذاشته بالا سر بچهامم قران میزاریم
عزیزم هر چی بود گذشت خداروشکر الان همتونخوبین دیگ بهش فک نکن قرآن رو سرتون بزار و صدقه بده
نترس دختر منم چند بار اینجوری شد
قبلش خواب بد میبینن بعد که از خواب پا میشن تو شک میمونن
منم تحساس میکنم چند شبه دخترم از چیزی میترسه اشاره میکنه ب چیزی ک نیست میگ چیه تکرار میکنه
براش قران گذاشتم و دیگه درو میبندم که اون قسمتو ن ببینه ن یادش بیوفته ولی نمیدونم چی دیده🙄
قرآن بخون تو خونه ایشالله ک چیزی نبوده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.