۴ پاسخ

مبارک باشه عزیزم، انشاالله نامدار باشه ❤️
دکترتون کی بود؟کدوم بیمارستان بودید؟ راضی بودید؟

سلام مامان نفس قدم نو رسیده مبارک .میگم عزیزم بچت رفته دستگاه یا ن .
مال منم مثل شما شد بیمارستان بستری شدم دیگه ی لحظه نوارش کلا قطع شد دکتر گفت اورژانسی سزارین.
الان بچم 4روزه دستگاهه اصلا شیر نخورده چون نفسش تنگ میشه 2100گرم هم بود 36هفته زایمان کردم.
خیلی نگرانشم

🫠🫠بعدش

خدا حفظش کنه عزیزم
چند کیلو بود؟

سوال های مرتبط

مامان دخترم🩷🐣 مامان دخترم🩷🐣 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۱
من شنبه ۲۷ تیر رفتم مطب پیش دکترم شده بودم ۳۹ هفته و ۶ روز که اون روز اتفاقا داشتن تعمیرات تو مطب انجام میدادن و اتاقا همه پر بودن و اتاق دکترم پر وسیله بود و نمیشد که بزم دراز بکشم و راحت صدای قلبو گوش بدیم ایستاده صدای قلبو گوش کردیم که با دکتر کلی خندیدیم که اینم شد یه خاطره بعد دکتر گفت فردا طبق این دو هفته قبلی که هر هفته ان اس تی دادی برو بیمارستان و ان اس تی بده من روز بعد عصر رفتم و ان اس تی دادم و دهانه رحمم رو که چک کردن که اصلا باز نشده بود ولی واقعا درد داشت چک کردن دهانه رحم ان اس تی رو دکتر دید و گفت تکوناش خوبه و قلبشم خوب میزنه از فردا هر روز بیا برای ان اس تی که اگه مشکلی نبود بمونی تا اول مرداد روز بعد شوهرم منو خواهرمو بعد ناهار رسوند بیمارستان که من ان اس تی بگیرم ان اس تی خوب بود دکتری ک شیفت بیمارستان بود ان اس تی رو چک کرد و گفت دراز بکش دهانه رحمت رو ببینم قبلش هم ماما دهانه رحمم رو چک کرده بود که بسته بود دکتر هم چک کرد و گفت یه فینگر هم نیست شنبه هم یه سونو انجام داده بودم که داخل سونو زده بود وزن بچه ۳۸۵۰ ولی دکتر سونو میگفت وزنش بیشتره به ۴ یا ۴۳۰۰ میخوره دکتر شکمم رو هم چک کرد گفت بچه بهش نمیخوره ۴۳۰۰ باشه ولی اگه ۴۳۰۰ باشه نمیتونی بیشتر صبر کنی وزنش بیشتر بشه سخت میشه زایمان لباسامو پوشیدم رفتم پیش دکتر که گفت همسرت هست گفتم نه رفته سرکار گفت زنگ بزن بیاد کارای بستری رو انجام بده.......
مامان احمد مامان احمد ۶ ماهگی
پارت۲)
به خانم دکتر گفتم
که شکمم سفت میشه حتی دو روز قبلترش روز
جمعه رفتم بیمارستان امیر المومنین گفتن باید ۳۴ هفته به بالا باشی تا بستریت کنیم
یا معالجه
برو بیمارستان امام رفتم امام و سه بار ان اس تی گرفتن
دوبار اول بچم کم تحرک بود
بار سوم با بستنی و نوشابه اوکی شدش
خانم دکتر وقتی حرفامو شنید گفت بلندشو بریم ان اس تی بده
دستگاه بست رو شکمم
و۳۰دقیقه ان اس تی شروع شد
یه دستگاه ایم دستم بود که اگر نی نی تکون خورد فشارش بدم
دروغ نگم یکی دوبار علکی فشار دادم
ولی با این حال خانم دکتر وقتی جواب ان اس تیمو دید
گفت نگرانت نمیکنم ولی چندان جوابش خوب
نیست
اگر گشنته برو غذا بخور یا برو چیز شیرین بخور برگرد
این ازمایشم برو فوری بده
چون پاهام ورم کرده بودن
خانم دکتر برام آزمایش فوری دفع پروتئین نوشتن
که رفتم آزمایش دادم و رفتیم برای شام خوردن
وقتی برگشتم مطب دکتر ده و نیم بود وبنده خدا منتظرم بودن
(عکس همون روز وقتی همسرم گفت چرا اینقدر داره طول می‌کشه)
مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 ۱ ماهگی
#تجربه_زایمان1
سلام مامانا🖐🏻من دوشنبه رفته بودم مطب دکترم، معاینه تحریکی کرد و گفت دوسانتِ خوب بازه و فردا یعنی سه شنبه برم بیمارستان و ان اس تی بدم.
نه دردی داشتم نه چیزی، فقط برای ان اس تی رفته بودم بیمارستان که گفتن نوار قلب بچه اصلا خوب نیست و فقط داره انقباض نشون میده. دستی معاینه کرد ولی انقباضی نداشتم نمی دونم چرا دستگاه های ان اس تی انقباض نشون میدادن.
دوباره تو بیمارستان منو معاینه کردن و گفتن ۲ به ۳ سانتم و باید بستری بشم.
هرچقدر مقاومت کردم که بستری نشم ولی قبول نکردن دیگه دکترم اومد و گفت حتما باید بستری شم من دیدم چاره ای ندارم و بستری شدم.
تو لیبر بستری شدم و آبمیوه خوردم و دوباره ان اس تی گرفتن، این سری ان اس تی خوب بود من فکر می کردم مرخصم کنن ولی دیگه گفتن باید همین امروز زایمان کنم.
هیچ دردی نداشتم برای همین خیلی استرس داشتم...
شروع کردم به راه رفتن و اسکات زدن، سعی کردم بیشتر تحرک داشته باشم تا بخوام دراز بکشم و بشینم.
من مامای همراه گرفته بودم و از اول بالای سرم بود.
واقعا مامای همراه معرکه ست و اگه مامای همراه نداشتم نمی دونستم باید چیکار می کردم...