توروخدا کسی میدونه من باید چکارکنم؟پسرم دیگه شورشو دراورده این وابستگی شدیدش ب شوهرم دیگه داره دیوونمون میکنه.وقتی شوهرم خونه نیست منوپسرم باهم بازی میکنیم میریم بیرون قشنگ تو کالاسکه میشینه اصلا جیغ نمیزنه خودش براخودش بازی میکنه .ولی وقتی شوهرم هست کاملابرعکسه .دائم داره جیغ میزنه اصلا بازی نمیکنه بزور غذامیخوره اصلا از بغل شوهرم تکون نمیخوره.وقتی میرن بیرون اصلا تو کالاسکه نمیشینه حتی کفششم نمیپوشه خودش راه بره.میگه فقط بغل شوهرم باشه.اگه بخاد بازی کنه مثلا اب بازی باید حتمااا شوهرم پیشش بشینه وگرنه خونه رو میزاره روسرش.وقتی شوهرم خونه ست ن میزاره شوهرم بخابه ن خودش.اصلاااا نمیخابه تاوقتی باباش هست.شده چرت زده ولی تمام تلاششو کرده ک‌ نخابه.یهو پامیشه میگه منو ببر بیرون یا ...قبلا وابسته بود ن در این حد.مثلا وقت خاب شوهرم میرفت اتاق دیگه پسرم بیخیال میشد میومد میخابید.الان انقدددد جیغ میزنه ک شوهرمو میکشونه بیرون بعد باز نمیخابه.اگرم بخاد بخابه هر ی دقه چشاشو بازمیکنه ببینه باباش هست یانه..ک بازم مقاومت میکنه.الان چندسریه باهزااار ترفند میره بیرون اونموقع دیگه پسرم میخابه.دیروز شوهرم خونه بود بیچاره شوهرم ازشدت خستگی سرپا خابش میبرد بعد پسرم نمیزاشت .میگفتم مامان اسباب بازیاتو بیار بازی کنیم بمن محل نمیداد میرفت پیش باباش تا بااون بازی کنه..این حجم از وابستگی دیگه خیییلی عجیب و غریبه وهرسه تامون داریم اذیت میشین و داره بیشترم میشه.شوهرم دیگه کمر براش نمونده از بس پسرم بغلشه .اگه عصبانی هم بشه یچی بگه پسرم بهش میخنده.ولی کافیه من یچی بگم چنان ازمن دوری میکنه.بقیشو تاپیک بعد میزارم 😭🙏

۲ پاسخ

دختر منم اینجوره پیش من یه بچه دیگه پیش باباش دیگه چطور گفتی دختر منم اینه

نمیدونم این وابستگی چه دردیه منم طبقه بالا مادر شوهرمم دخترم به شدتتتتت وابسته مادرشوهرمه اصلا از بغلش بیرون نمیاد دیگه از زندگی خسته اش کرده از خواب که بیدار مبشه بهونه اونو میاره نه غذا میخوره نه چیزی تا ۲شب ما درگیرشیم فقط بالا پایین میکنه دیوونمون کرده همش هم میگه مادر شوهرم بغلش کنه اونم گناه داره از زندگی افتاده دیشب تا صبح گریه کردم تورو خدا اگه کسی روشی بلده بیاد بگه

سوال های مرتبط

مامان جوجه و🤰🏻 مامان جوجه و🤰🏻 ۱ سالگی
مادر شوهر و پدر شوهرم به شوهرم خیلی وابسته اند شوهرمم خیلی وابسته شونه ... یعنی هرروز برا شوهرم زنگ میزنن تقریبا هروز میره خونشون . اگه یه روز نره بشه دو روز زنگ میزنن میگن چرا نمایی ؟
خوب من میگم شوهرم اینجوری اشکال نداره ولی حالا همسرم اگه موقع دوباره حامله شدم هر وقت میره با خودش میبره پسرمم وابسته شده من نمیخوام وابسته شه مثل شوهرم 🥺
با خانواده خودم هم رفت امد میکنیم ولی اینجوری نیست هر روز بریم ...
به غیر شوهر دو تا پسر دیگه و دوتا دختر دارن اوناهم بچع دارن ) ولی این وابستگی فقط برای شوهر منه
مادر شوهر و پدر شوهرم ادمای خوبینااااا فقط من دوست ندارم پسرم وابسته شه که هر دقیقع زنگ بزنن بگن بیار خونمون ....
و طبق تاپیک قبل خیلی برا ی گربه تو خونه شونه و اصلا رعایت نمی کنن برا پسرم نگرانم ...
چه طور به شوهرم بگم نمیخوام پسرم وابسته بشه مثل تو چژور بگم کمتر ببر ...امروز هی گفتم نه تو برو بیاااا ما خونه میمونیم .... چند بار گفتم ولی گفت پسرم بریم خونه عزیز جون و ماشین سواری پسرم دنبالش گریه میکرد بازم رفتن .. دیروز اونجا بودیم😬😬😬😬
من نمیدونم زیاد حساس شدم یا حس میکنم پسرم داره ازم دور میشه .. 😭
شاید خیلی خود خواهم که میخوام وابسته خودم باشه ...

شاید مادر شوهر چیزی نگه ولی از این که پسرم همش اونجاست میترسم یه وقت خواهر شوهرام چیزی بگن نمیدونم دیگه چه کنم )