سوال های مرتبط

مامان آقاعلی مامان آقاعلی ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 4
با کلی معاینه و درد و زور زدن ها بچه وارد لگن شده بود حس میکردم قشنگ ی چیز گرد توی لگنم با هر انقباض باید زور میزدم قشنگ حسش میکردم فشار میاد به اون جسم گرد که انگار گیر کرده بود ذره ذره حرکتشو می‌فهمیدم ماماها میگفتن داریم موهاشو می‌بینیم انگار بیشتر انرژی گرفتم برای زور زدن با اینکه بی حسی هم بودم ولی حس میکردم لگنم داره از هم متلاشی میشه
دیگه از شدت دردا فقط التماس خدا رو میکردم بچم زودتر به دنیا بیاد و فقط بزای اینکه ازین دردا راحت بشم بیشتر زور میزدم و حرف های ماما همراهم دقیق اجرا میکردم میگفت بین انقباض ها نفس بکش و موقع انقباض ها تا 10 بشمار و زور بزن و تا وقتی درد داری این کارو ادامه بده
دیگه دقیقه های آخر دردم وحشتناک شده بود که تمام بدنم انگار باهم گرفته بود دکترم که برش زد ی لحظه حس کردم مثل اینکه روحم از بدنم کنده بشه بی حس شدم برای ی دقیقه ی حالتی مثل اینکه ی ماهی لیز بخوره از دستت با سرعت حس کردم لیز خورد بچه اومد بیرون حتی بند نافش هم حس کردم دیگه انگار سبک شدم و ی نفسی کشیدم ولی دردام دوباره شروع شد دکترم داشت بخیه میزد که فکرکنم بی حسی ام داشت کم کم از بین می‌رفت می‌فهمیدم سوزنو فرو میکنه و میکشه که دوم سومی بود که داد زدم دارم درد و سوزش بخیه زدن حس میکنم همین جور که داشتم داد میزدم دارم حس میکنم بیهوشم کردم 😅
مامان آقا کیان مامان آقا کیان ۱۷ ماهگی
پارت ۴:
نمیدونم چطوری توصیف کنم ی حس عجیبیه ک حاضرم هزار بار دیگه به اون لحظه برگردم عالی ترین حس بود 🥺
اومدن صورت پسرمو چسبوندم به صورتم و من بوسش میکردم و قربون صدقش میرفتم چقد داغ بود صورتش🥲
ببینین من ساعت ۱۰ و۲۰ دقیقه وارد اتاق عمل شدم ۱۰ ونیم بچم بدنیا اومد یعنی هرچی از تبحر و دست سبک دکتر عزیزم بگم کم گفتم 🤌
بعد پسرم و بردن و دکترم شکممو بخیه زد و فرستادنم ریکاوری
اونجا نیم ساعت بیشتر نموندم خداروشکر حالم اوکی بود فقط یکم میلرزیدم خیلی کم
ساعت ۱۲ من اومدم توی بخش و یکم بعد بچمو اوردن کنارم عین ماه بود
اثر بی حسی من خیلی زود رفت و من پامو تکون میدادم یعنی اینکه گفتن تو بی حسی تا چندین ساعت حس نداری برای من دروغ بود
هرچند ک دردام با شیاف قابل کنترل بود
فقط نگم از اون لحظه ای ک اومدن شکممو فشار دادن یبار تو ریکاوری یبارم توی بخش ک من هردوبار رو حس میکردم و درد داشتم اون ماساژ رحمی توی بخش منو کشت یعنی جیغ میکشیدم خونم با ی شدت زیاد ازم میریخت ،درسته به نفع خودمونه این ماساژ ولی مرگو جلو چشام دیدم
مامان اوین مامان اوین ۱۴ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی
رفتم روی تخت که بخوابم سرم سنگین بود فکر میکردم طولانیه اما به 10دقیقه نکشید ک مثل روال قبل شدم و بلندشدم شروع ب ورزش کردن. کردم و ماما هر نیم ساعت ی بار میومد معاینه میکرد چ من هیچی حس نمی‌کردم ک داره منو معاینه می‌کنه و اصلا درد نداشتم بجز معاینه دوم ک قبل بیحسی اپیدورال بود واااای نگم نگم از دردش ک چقدر وحشت ناک بود اون لحظه کلا از زایمان طبیعی ناامید شدم و فکر میکردم قرار همین دردا ادامه دار باشه اما خداروشکر با اپیدورال همه دردا تموم شد و من شدم 7ی۸سانت که کم کم انقباض هارو حس میکردم و دارو اپیدورال داشت تموم میشد که دکتر بیهوشی اومد و از پرسید هروقت درد داشتی بگو ک من اپیدورال تو برات شارژ کنم و منم چون دردارو داشتم حس میکردم گفتم درباره برام. بزنن و دوباره ورزش هارو شروع کردم گربه ای اسکات اردکی انجام میدادم و استرسم نسبت ب چند ساعت اول خیییلی کم شد و ساعت شد 2نیم 3ظهر ک ماما معاینه کرد و گفت ک هروقت احساس فشار کردم زور بزنم تا فول شم منم انجام دادم و فول شدم
مامان رادمهر🐳 مامان رادمهر🐳 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه سزارین


من قرار بود ۲۶م ۳۸هفته و ۷ روز سز بشم اما از ۲۰م کم کم درد پریودی کشاله ران شروع شد بچه هم انگار اومده بود پایین جوری ک کلا سنگینیش رو مثانه بود به محض اینکه بلند میشدم باید میرفتم سرویس دیگه من فکر میکردم طبیعیه نگو درد زایمان شروع شده بود ۲۳م دیگ صبحش ان اس تی دادم انقباض داشتم دکترم گف برو صبح بیا برای سز ولی شبش دردم بیشتر شد شانس اوردم ک زودتر رفتم بیمارستان منتظر صبح نشدم دهانه رحمم یک و نیم سانت باز شده بود انقباض های پشت سرهم داشتم ک رفتم اتاق عمل برای من سوند درد داشت ولی خب برای یه لحظه بود بعدشم تا قبل بی حسی سوزش داشت امپول بی حسی ک میخواست بزنه ناخوداگاه تنم واکنش نشون میداد میلرزید ک اذیت شدم بعد تزریق حدود یک دقیقه بعدش بی حس شدن دکتر کارشو شروع کرد همچی رو قشنگ حس میکردم ولی درد نداشت وقتی کیسه اب رو اوردن بیرون قشنگ حس سبکی داشتم بعدشم رفتم ریکاوری یکم سردم بود ولی شبش یعنی حدود ۲شب ب بعد دردها شروع شد با پمپ درد و شیاف هم اروم نشدم از ۴تا ۶صبح اوج دردم بود در حدی ک گریه و هق هق میکردم بعدش دردم کمتر شد اولین بلندشدن خیلی درد داشت و همچنین یکی دو روز اول هر بار بلند شدن با درد بود ک وااااقعا خیلی شدید بود اومدم خونه ۳۰تا پله اروم اومدم بالا الانم هر۶ساعت شیاف میزارم درد دارم ولی خیلی شدید نیست از ده بهش میتونم ۶بدم
اگه برگردم عقب شاید با تجربه این درد شدیدی ک داشتم طبیعی رو انتخاب میکردم با این بی حسی های اسپاینال من ک قرار بود اینهمه درد بکشم حداقل بعدش دیگ درد بخیه نداشتم ولی چون طبیعی رو تجربه نکردم نمیشه گفت کدوم بهتره