۴ پاسخ

ببین از الان هرچیزی که طبع گرم داره بزار کنار حتی ادویه های داخل غذا باید خیلی کم باشه هم خودت هم شوهرت

سلام منم قصدم اینه آبان اقدام کنم
قبلش چ چیزایی مصرف میکنی؟
برای دختر دار شدن تو روزهای تخمک گذاری اقدام نکن

منم گفتم تا صدرا رو از مایبیبی بگیرم از شیشه شیر هم بگیرمش دو تا هم دندون دیگه داره دربیاره اونارو هم دربیاره ،،بعد اقدام کنیم اگه خدا بخاد،،دوست دارم یه دختر هم داشته باشم

منم تصمیم دارم آذر ماه اقدام کنم استرس عجیب دارم از الان هم بخاطر بارداری سختم هم بخاطر زایمان سخت....ولی میگم هرچقد ک فاصله سنی کمتر باشه بهتره.....

سوال های مرتبط

مامان دخی🦋پسری🐣 مامان دخی🦋پسری🐣 ۳ سالگی
من شهریور میشه ۲۳ سالم و ی دختر ۲ سال و ۲ ماه دارم پارسال اذرماه سقط ۷ هفته ای داشتم ضربان قلبش متوقف شده بود
.... شوهرم۳۲سالشه خونه نداریم ماشین داریم در حد پراید وانت یخچالی کلا شوهرم هرچی پول درمیارع خرج کار میکنه ....
از نظر خورد و خوراک الحمد ا.. مشکل نداریم
فقط بعضی وقتا منو شوهرم دعوا میکنیم ک اونم طبیعی بین زن و شوهر ...شوهرم پسر عمومه و ما تو خانواده پدری پسر کم داریم فقط شوهرم وداداشش ان و من داداش ندارم دونامون دوست داشتیم بچه اولمون پسر بشه ک ب خواست خدا نشد ولی الان عاشق دخترمونیم و هر لحظه خداردشکر میکنم دخترم۲سال و ۳ ماهشه شوهرم خیلی بچه دوست داره ولی من خودم میگم همین یکی بشه تا بعدا ببینم نظرم عوض میشه یان این طبیعیه ک یکی دختر دوست داره یکی پسر کلا هرکی هر جنسیتیو نداره برعکسشو دلش میخواد نمیدونم برم ای وی اف ک اونم شوهرم راضی نمیشه میگه همه چی دست خداس تو دومیو بیار بعدیو میری ای وی اف ک من دیگه حالم از بچه بهم میخوره 😑نمیدونم موندم توش کی اقدام کنم کیا با رژیم پسر دار شدن و کیا ای وی اف کردن کیا باخواست خدا بوده چ کار گردین
مامان ♥️ جوجو علی♥️ مامان ♥️ جوجو علی♥️ ۲ سالگی
راهکار برای مقابله با ترس بچه چیه؟
دخترم دو سال و چهار ماهش هست
خیلی عمه جونشو‌ دوست داره
ب طوری ک خیلی وقتا خونه شون می موند برای چند ساعت
و آنقدر علاقه داره بهش ک وقتی ب سر خیابون اون ها میرسیدیم
گریه میکرد و عمه عمه میکرد مجبور میشدیم ببریمش
ی بار شوهر خواهر شوهرم اونجا عطسه کرد
عطسه اش بلند بود
دخترم خیلی ترسید شروع کرد گریه کردن
اروم نمیشد
من خودم نبودم اونجا خواهر شوهرم همه اینا رو تعریف کرد برام
میگه رفته بود ت مطبخ اصلا درنمیومد از ترس...
با بازی و خوراکی ارومش کرده
بعد اون ماجرا هم چندین بار شوهر خواهر شوهرمو دید
و خیلی عادی بود براش باهاش میخندید عین وقتای دیگه بازی میکرد و.....
دو هفته پیش مجدد رفتیم مهمونی همین شوهر خواهر شوهرم ادای عطسه درآورد برای بچم
دخترمم شروع کرد گریه کردن و جیغ زدن...
ک ما برای اینکه اروم بشه ترک کردیم اصلا اونجا رو اومدیم بیرون....
از اون موقع تا حالا دخترم خیلی میترسه ازش
اصلا ماشینشو میبینه گریه میکنه
خونه خواهر شوهرم ک انقدر دوست داشت
الان در خونشون رو میبینه می‌ترسه گریه میکنه
من نمیدونم چ کار کنم ترس روش نمونه
بتونه ترکش کنه
راهکاری هست؟
کار خاصی باید انجام بدیم؟
خانما اینو برای مشاور دخترم فرستادم
مامان دیناو دانیاجان مامان دیناو دانیاجان ۲ سالگی