سلام به مادرای عزیز و مهربون 🥰
بالاخره دختر قشنگ منم بدنیا اومد 🥲
اومدم خیلی خلاصه وضعیتی بهتون بدم از زایمانم و دردهای قبل زایمان
بعد که یکم سرم خلوت شد میام یکسری نکاتی که شاید به دردتون بخوره و به روند زایمانتون کمک کنه میگم ❤️
دختر من ۳۸ هفته و ۴ روز یعنی ۹ ماه کامل ساعت ۱۰ و ۴۷ شب به دنیا اومد 🫣
من از صبح ساعت ۴ با دردهای پریودی زیر شکمم بیدار شدم ! هر ۱۰ دقیقه دردهام ادامه داشت ، نمیتونستم بشینم موقع دردهام ! همش راه میرفتم روی خونه ، ساعت های ۹ صبح رفتم بیمارستان ۲ سانت بودم و دکتر گفت که برم خونه و باز عصر بیام ! دوش آبگرم گرفتم یکم ورزش میکردم اما زیاد نمی تونستم بدنم توان نداشت ! اصلا نمیتونستم غذا خوب بخورم !‌
ساعت ۴ عصر که رفتم ۳ سانت بودم دکتر گفت اگه دوست داره بمونه ، اگرم نه فعلا نیاز نیست حالا حالاها پیشرفت نمیکنه !
بستری شدم ، ساعت ۶ بود بیمارستان کلاهدوز (حضرت فاطمه) کرمان
زایمانم طبیعی بود تا اینجا فاصله که ۴ سانت شده بودم فاصله دردا ۵ ، ۶ دقیقه ، خود دردها در حدود ۵۰ ، ۶۰ ثانیه بود و موقع درد شکمم سفت میشد

۲۳ پاسخ

عزیزم ممنون گفتی
من الان سرکلاژم اینها رو خوندم روحیه گرفتم. برام دعا کن منم به ۳۸ هفته برسم

مبارکت باشه عزیز ان شاءالله خیر دختر گلتو ببینی و عاقبت بخیر بشه🥰

چقد طول کشیده زایمانم عزیزم خداحفظش کنه براتون

قدمش پر خیر و برکت باشه

مادر شدنت مبارک عزیزمممم😍😍😍❤️‌بسلامتی و دلخوشی باشه براتون🌸🌱

وااااااای الهه جان😍😍😍مبارکه قدم فاطمه حسنای قشنگت😍😍😍
چقد خوشحال شدم خدایا😍😍😍
خودت خوبی؟؟؟

مبارکه عزیزم.از بیمارستان راضی بودی؟

قدمش پر خیر و برکت عزیزم 😍❤️

قدم نو رسیده مبارک عزیزم خداروشکر بسلامتی زایمان کردی
خودت زایمان طبیعی بدون درد رو انتخاب کردی؟؟ چجوری هست؟؟

عزیزم در طول دوره بارداریت اگر تجربه ای داری در اختیارمون بذار من ترشحاتم دائم تغییر رنگ میده یروز زرده یروز مایل به سبزه اما هیچ بو و خارش و سوزشی ندارم بافتش حالت لوسیونی یا خلط داره ولی میریزه رو پام یا دستم رنگش شیریه اما رو دستمال زرد میشه یا سبز. میشه بگی شما چجوری بودی؟ من خیلی میترسم عفونت باشه و اتفاقی بیفته اما دکترم میگه اگر علائمی نداری طبیعیه. اما مگه یسری عفونتا بدون علائم و پنهان نیستن؟

عزیزهههههههه دلمممممم😍😍😍😍😍بسلامتیییییییی قدمش پر از خیر و برکت باشه

مباارکه و‌ب سلامتی ان شاءالله کمرت درد نگرفته واسه امپول‌؟؟ واینکه برامنم دعاکن عزیز🌺🌺

انشلاه همه مادر های بادار سر موقعش زیمان کنن منم همینطور عزیزم دعا کن برامون سر وقتش انشلاه

خیلی مفید بود ممنون

یه سوال دارم

مبارکه عزیزدلم😍😍😍...ان شاء الله دخترنازتون قدم پرخیر و برکتی براتون داشته باشه و زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه🤲🏻😍❤️

خداروشکر از این بار سنگین راحت شدی برا منم دعا کن

مبارک باشه عزیزمممم❤️❤️❤️

من از طبیعی ترسیده شدم دیگه

عزیزم بسلامتی تبریک میگم❤️😍

مبارک باشه عزیزم انشلاه به سلامتی التماس دعا خوش قدم باشه انشلاه زیر سایه پدر مادر بزرگ شه انشلاه عزیزم برای ما هم دعا کن قشنگم

مبارکهههه به سلامتی خوشقدم باشه براتون🫂🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷

حدودا اذان مغرب بود که نزدیک های ۶ سانت شدم ! دردش غیر قابل تحمل بود واقعا کل بیمارستان صدای من بود 🥲
بی دردی رو انتخاب کردم دکتر بیهوشی اومد انجام داد ، دردام از بین رفت تا ساعت های ۹ شب که ۱۰ سانت شدم ، این فاصله انقباض ها رو متوجه میشد ماما میومد چک میکرد ، ورزش میکردم ، غذا خوردم ، دردهام کم کم داشت برمی گشت و اون آخرا یک ذره درد داشتم اما خداروشکر خیلی زیاد نبود ! ۴ تا بخیه بیرون خوردم و حدودا تعدادی داخل !
سوند بهم وصل کرده بودن چون داخل رحم پاره شده بود گفت بهتره که تا فردا صبح ساعت ۵ تکون نخوری 😅 ۵ صبح دکتر اومد معاینه کرد و رفتم سرویس ! خلاصه که در کل از ۱۰ نمره بخوام به زایمان طبیعی بی دردم امتیاز بدم بهش ۹ میدم 🥰
شما هم سوالی داشتین بپرسید حتما جوابتون میدم 🫂

سوال های مرتبط

مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۳ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان پسته پسر👶🏼🩵 مامان پسته پسر👶🏼🩵 ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
یک هفته قبل زایمانم رفتم معاینه ۱ سانت بودم ولی سر بچه بخاطره ورزشام پایین بود و جای خوبی بودی دیگه کلی ورزش کردم و اسکات زدم و … اما دردم نگرفت که نگرفت🫠چند روز قبل زایمانمم رفتم مجددا معاینه دیدم همون ۱ سانتم دیگه مامام گفت اب ولرم و خاکشیر و عسل و یکم زعفرون بخورم ، شب خوردم ، صبح زودم بیدار شدم خوردم و دردام همون ۱ ساعت بعد شروع شد ساعت ۸ صبح درد داشتم دیگه دوبار حموم داغ رفتم و اینا ساعت ۴ رفتم بیمارستان ۳ سانت بودم اما چون درد منظم داشتم بستری شدم تا بستری شدم ساعت ۵ اینا شد ، یکم رو توپ ورزش کردم شدم ۴ سانت زنگ زدم ماما همراهم امد و ورزشارو شروع کردیم که خوب خیلی موثره و اینکه شوهرمم کل پروسه زایمان پیشم بود که واقعا تاثیر مثبت داشت اگه ماما همراه و شوهرم نبود قطعا دیوونه میشدم ، خلاصه ساعت ۹ شب اینا معاینه شدم دیدم ۵ سانتم که کیسه ابمو پاره کردن و من چون دیگه نمیتونستم برم تو وان رفتم روی توالت فرنگی نشستم و کمرمو اینارو زیر اب گرم گرفتم و همچنانم ورزش کردم ساعت ۹:۳۰ دیگه داشتم از شدت درد جون میدادم چون از ۸ صبح بیدار بودم و درد داشتم خیلی خسته بودم هیچی نخورده بودم از ترس مدفوع و اینا فقط اب عسل میخوردم که قندم نیوفته خلاصه وقتی ۹:۳۰ کفت بیا رو تخت برای معاینه چشمام سیاهی میرفت پیش خودم میگفتم بقیشو چجوری ادامه بدم و .. همین که دراز کشیدم گفت فول شدییی😳چشمام ۴ تا شد اصلا انگار دوباره امدم بیمارستان یا انگاری از خواب بیدار شدم دیگه هیچ خستگی نداشتم وقتی اینو شنیدم ( برای همین بود که همه ماما ها میگفتن از ۵ سانت تا ۱۰ سانت خیلی زود میگذره )
مامان سلین💗 مامان سلین💗 ۱ ماهگی
سلام مامانا من می‌خوام تجربه خودم رو از زایمان بذارم
قسمت اول
من زایمانم طبیعی بود
آخرین سونو که رفتم آب دور جنین گفتن کم شده و مقدار به ۶۰ میلی متر رسیده ، گفتن باید بستری بشی ، عصر بستری شدم بهم قرص زیر زبونی دادن و سرم وصل کردن ، دردام مثل درد پریودی بود ، دکترم گفت نزدیک صبح بهم آمپول فشار بزنن ، توی این تایم دو بار معاینه شدم ، صبح ساعت ۷ صبح بهم آمپول فشار زدن داخل سرم ، تاثیری نداشت ، چون فقط درد پریودی شدیدتر شده بود ، تا ساعت ۲ ظهر بهم همون سرم وصل بود ، دوباره معاینه شدم گفتن دهانه رحمت ۲ سانت بیشتر باز نیست ، شروع کردم به ورزش کردن ، بعد ورزش معاینه شدم دهانه رحمم شده بود ۴ سانت ، ساعت ۴ عصر ماما همراهم اومد و باهم ورزش کردیم ، ماما منو معاینه کرد و گفت دهانه رحم ۵ سانت رسیده و کیسه آب رو خودش پاره کرد ، بعد از اون دردام خیلی شدیدتر شده بود و تیر میکشید ، ولی تا ساعت ۹ شب هر سری معاینه میشدم میگفتن پیشرفت نمیکنی فقط ۶ سانت هستی ، اون وسط حالت تهوع گرفته بودم ، نمی‌تونستم گاز بیحسی استفاده کنم ، بخاطر پایین اومدن اکسیژن بهم ماسک وصل کردن ولی نمی‌تونستم راحت نفس بکشم ، فشارم افتاده بود و تمام بدنم از درد بعد از هر انقباض میلریزید ، نمیذاشتن ورزش بکنم چون دستگاه ان اس تی بهم وصل میکردن ، دردها به حدی شدید بود که میدونستم میمیرم و زایمان نمیکنم
مامان فندق.کوچولو مامان فندق.کوچولو ۹ ماهگی
#زایمان طبیعی ۲
من ساعت یک شب بستری شدم و درد هام با آمپول فشار شروع شد( که البته سرم هست ) ... من هیچ درد زایمانی نداشتم ودهانه رحم یک سانت بود و سر بچه به خاطر بزرگ بودن درست وارد کانال زایمان نشده بود ... تا صبح همه چی خوب بود بهم چند تا قرص دادن و چون کیسه آب سالم بود درد زیادی حس نمیکردم ... ساعت ۱۲ صبح پزشکم اومد و کیسه آبم پاره کرد و بهم گفت ۱۸ ساعت دیگه معلوم میشه طبیعی یا سزارین هستی اگه توی این زمان دهانه رحم ۴ سانت شد طبیعی و اگر نه که سزارین ... یکی از ماما ها بیمارستان بهم گفت اگه دوست دارم میتونه ماما همراهم شه و من هم قبول کردم ... و از اون موقع باهام ورزش های زایمان و کار کرد ، گل مغربی برام گذاشت که تا شب از یک سانت رسیدم دو نیم سانت ... چون من هیچ دردی از خودم نداشتم و همش کار آمپول فشار بود دوز دارو بردن بالا از دوز دارو رسید به ۲۴ قطره در ساعت هر ۵ دقیقه درد کل شکممو می‌گرفت و اصلا نمیتونستم بخوابم ... با کمک ماما حدود یک ساعت از ۹ تا ۱۰ شب خوابیدم ... از ده به بعد پاشدم دوباره به ورزش کردن ... یکی از ورزش ها که خیلی خوب بود مدل دسشویی ایرانی یا اسکات زیر دوش آب گرم بود که هم درد و کم می‌کرد و هم سر بچه یکم اومده بود پایین ... دیگه صبح شده بود حدود ساعت ۵ که باز معاینه کردن و شده بودم ۴ سانت اما دیواره رحم همچنان سفت بود. معاینه توی بیمارستان خیلی با معاینه مطب فرق داشت توی مطب پزشک با آرامش و آروم اینکارو میکنه اما تو بیمارستان ماما با وحشی گری این کارو میکنه تا دیواره رحم تحریک شه
مامان آریا🩵 مامان آریا🩵 ۳ ماهگی
تجربیات زایمان فیزیولوژیک

من از هفته ۳۲ ورزش کف لگن و پیاده روی انجام دادم ماما همراه گرفتم از هفته ۳۶ شیاف گل مغربی سوراخ کردم واژینال استفاده کردم روزی یک لیوان دم کرده بارهنگ خوردم. از هفته ۳۷ رابطه جنسی بدون جلوگیری داشتیم.
۳۷ هفته و ۵ روز موعد زایمانم رسید.۶ صبح یه حس فشار روی کمر و پهلو و شکمم حس کردم
تایم گرفتم هر ۱۰ دقیقه تکرار میشد این درد
۸ صبح رفتم زایشگاه گفتن ۳ سانت باز شدی

اومدم خونه وسایل جمع کردم تا برم بیمارستان بستری بشم ساعت شد ۱۱/۳۰
نوار قلب گرفتن بستریم کردن معاینه شدم ۴ سانت شده بودم
همینطور با باز شدن دهانه رحمم پیش رفتن تا ساعت ۳ امپول فشار زدن ساعت ۶ عصر شدم ۶ سانت کیسه ابمو با سوزن برش دادن
از ساعت ۶/۳۰ تا ساعت ۷/۵۰ دقیقه ک پسرم دنیا بیاد
درد شدید گرفتم
۵۰ دقیقه آخر دردام شدید تر شد
۲۰ دقیقه اخر رفتم رو تخت زایمان

از ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر ک دهانه رحمم ۶ سانت باز بشه من هیییییچ دردی حس نمی‌کردم فقط حس فشار داشتم
یکی از تجربیاتم این بود به هیییچ وجه با شکم گشنه قند پایین زایمان نکنید
نمیتونید زور بزنید و زایمان سختی خواهید. داشت
مامان آیهان کوچولو مامان آیهان کوچولو ۹ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان افرا🩷 مامان افرا🩷 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی بدون درد
من طرف صبح شنبه رفتم بیمارستان
تا نوار قلب و این چیز ها گرفتن شد ظهر.معاینه کردن ۱ سانت بودم دیگه برای اینکه با بدون درد رفتم بیمارستان یه قرص گذاشتن زیر زبونم که رحمم باز شه ۶ ساعت بعد چک کردن دهانه رحم تقریبا ۲ سانت بود دیگه از ساعت ۵ عصر آمپول فشار وصل کردن تا دردام شروع شه و منظم بشن
تا ساعت ۱۲ شب سرم بود دیگه قطع کرد با دردهای خودم رفتم جلو
تا اینجا دردم خیلی زیاد نبود ساعتا ۲ کیسه آبم پاره شد دیگه درد هام شدید تر شدن و منظم تر .دیگه نزدیک های ساعت ۳ونبم دردها خیلی شدید شدن معاینه کردن تقریبا ۴ سانت بود دیگه تا قشنگ ۴ سانت شدم و بیهوشی آمد برای اپیدورال اذیت شدم
یعنی درد واقعی و زیاد رو از ساعت ۲ تا ۴ داشتم دیگه اپیدورال وصل کردن و من خواب رفتم تا ساعت ۶ دیگه دوباره با درد بیدار شدم دیگه دوباره معاینه کردن گفتن ۸ سانتی با این حال دکتر بیهوشی آمد دوباره اپیدورال زد دیگه دکتر آمد و شروع کرد پوزیشن دادن و این چیز ها
دیگه با پوزیشن دادن و معاینه و این چیز ها فسقلیم ساعت ۶و۲۰ دقیقه آمد بغلم🥰
درکل راضی بودم از زایمانم خداروشکر🩷🥰