۱۴ پاسخ

قدم نو رسیدت مبارک
بازم خداروشکر عمل سختی نداشتی
ان شاالله ما هم راحت زایمان کنیم🥺

قدمش مبارکتون باشه😍

عزیزم هانیه چقدر سختی کشیدی 🥲 شرایطت واقعا اورژانسی بود باید سزارین میشدی ...
ولی واقعا درست میگن که بهشت زیر پای مادراست ❤️خداروشکر هامین کوچولو الان صحیح و سالم کنارته و خودت‌حالت‌ خوبه .

عزیزم مبارک باشه خدا رو شکر که هم خودت و نی نی خوبین 😍😍😍دکترتون کی بودن عزیزم منم جمعه تندیس زایمان میکنم

وای من چرا انقدرررر دو به شک شدم تا دیروز مثل سگ از طبیعی میترسیدم و با وجود اینکه طبیعی بودم رفتم دکتر و دلم با سزارین بود دکترمم معاینه کرد گفت لگنت برا طبیعی خوب نیس و منم پول دادم به دکترم و برا سزارین نامه داد حالا بازم راضی نیستم ته دلم نمی‌دونم چه غلطی دارم میکنم

عزیزم خداروشکر به خیر و خوشی گذشته قدمش براتون مبارک باشه 💖💖💖

این فشار و سردرد برای جی بود؟همیشه اینطور فشارت بالابود یایهواینطورشدی؟

ب سلامتی مامان گل پسر ایشالا همیشه تنتون سالم و سلامت باشه.
از بیمارستان راضی بودین؟؟منم میخوام برم اینجا.چقد هزینتون شد؟؟

عزیزم آمپول ریه نزده بودی؟

وای من امروز از ساعت ۲ بعد از ناهار سردرد دارم هنوز خوب نشدم ، الان یعنی برم بیمارستان؟ چون از اول بارداری هم فشارم بالا بود ، الانم تو خونه گرفتم ۱۳-۱۴ بود 😬😮‍💨

مبارک باشهههه ایشا...هرچی خدا بخاد همونه

خیلی سختی کشیدی پر استرس شنبه وقت عمل دارم دلم لرزید با نوشته هات

مرسی که تجربتو گفتی عزیزم❤️خداروشکر که گل پسرتو صحیح و سلامت بغل کردی،حتما اینجوری به صلاحت بوده،منم ۳۵ هفته و ۴ روز هستم واسم دعا کن بسلامت زایمان کنم💕

مرسی که تحربتو‌گفتی خدارو شکر دوتاتونم صحیح و سالم تموم شدین

سوال های مرتبط

مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان آوین مامان آوین ۱۰ ماهگی
سلام اومدم تجربه مو در مورد زایمان بگم
من تا ۳۴ هفته تصمیمم زایمان طبیعی بود و باهاش کنار اومده بودم ولی طی یه اتفاقاتی که یه دکتر بی عقل منو ترسوند و چن باری که رفته بودم زایشگاه اخلاق و رفتار پزشک و پرسنل رو دیدم و اینکه این اواخر بارداری من هر کی زایمان طبیعی کرده بود یه بلایی سر خودش یا بچش اومده بود من یهو تصمیم گرفتم سزارین کنم و ۳۵ هفته رفتم دکتر گرفتم سزارین اختیاری انجام دادم خلاصه دکترم خیلی عالی بود بیمارستان شهرمون کلن زیاد جالب نیست ولی قابل تحمله و اینکه تجربه از عمل من سوند خیلی اذیتم کرد یعنی اونقد که سوند منو اذیت کرد درد بعد از عمل اذیت نکرد با اینکه وزنم زیاده بعد عمل وقتی بلند شدم دردش خیلی قابل تحمل بود حتی وقتی بلند شدم راه رفتم نصف دردم رفت هر بار که بلند میشدم راه میرفتم خیلی حالم بهتر میشد خلاصه به نظر خودم سزارین برام خیلی خوب بود امیدوارم بهتر بشم که پشیمون نشم چون اطرافیانم و خانوادم همه میگفتن سزارین نکن من گوش ندادم بیشترم بخاطر اینکه بعد از هشت سال انتظار بچه دار شدم و نمیخاستم برای بچم مشکلی پیش بیاد و خداروشکر تا اینجا هر دوتامون خوبیم
ببخشید طولانی شد
مامان آدریان مامان آدریان ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان من پارت سوم
دیگه شروع کردم به خواهش کردن که من پیشرفت نمیکنم زنگ بزنین به دکترم برم سزارین ماما ام هرس ی دکتر زنگ میزد می‌گفت که حالش خوبه سه سانت عالیه تا ساعت شد ۱۲ شب و من عملا تو هر انقباض گریه میکردم و خودمو میزدم در صورتی که از ۳۰ هفته ملی ورزش و پیاده روی داشتم و تنفسارو تمرین کرده بودم حتی سرم فشارو قطع نمیکردم می‌دیدن پیشرفت ندارم و فقط درد بهم میده
ساعت شد ۲ شب خس میکردم دیگه به صبح نمی‌رسم و آخر خط رسیدم و سه سانت حتی سه و نیم سانت نمیشد ماما ام اصرار که یکم دیگه تحمل کن چهار سانت میشی اپیدورال میگیری ولی همسرم دیگه اصلا رضایت نداد بچه هشت ساعت بود تو خشکی بود خودم داشتم از حال میرفتم و رو به بیهوشی بودم که راضی شدن به دکترم زنک بزنن دکترم بنده خدا نیم ساعت خودشو رسوند بیمارستان گفت بریم سزارین خلاصه ساعت ۲.۵ شب من با گریه رفتم اتاق عمل تا سزارین بشم یعنی لذتی که اون لحظه آمپول اسپاینال بهم داد و با دنیا عوض نمیکنم ساعت ۳ شب پسرم بدنیا اومد و ۳.۵ منتقل شدم بخش
همش با خودم میگفتم کاش از اول انقدر اصرار به زایمان طبیعی نمی‌کردم و رفته بودم سزارین ماش میدونستم ممکنه بعضیا شدت دردشون اصلا قابل تحمل نباشه و پیشرفت نکنن و حتی به زایمان بی‌درد نرسن
الان به عنوان کسی که جفت در ارو تحمل کرده میتونم بگم سزارین فوق العاده بود برام و انقدر راحت پاشدم راه رفتم خیلی راضی ام از اینکه رفتم اتاق عمل با اینکه درد زایمان طبیعی رو کشیدم
اگه بخوام بازم زایمان کنم حتما سزارین میکنم
مامان ابوالفضل 🩵 مامان ابوالفضل 🩵 ۴ ماهگی
مامان دل‌یار☘️ مامان دل‌یار☘️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت اخر

شب اول برای من خیلی سخت بود چون بچه از اخرین باری که ساعت یک و نیم شیر خورده بود خوابید تا نه و نیم شب و خیلی سخت بیدار میشد و سینه رو نمیگرفت و من همش نگران بودم که قندش بیفته ولی بعد متوجه شدم اون اغوزی که اولش خورده اونقدر چرب و غلیظ هست که چند ساعت نگهش داره ولی خب تا خود صبح خودم و همراهم نخوابیدیم و فشار روانی زیادی داشت برام. این که بچه بیاد زیر سینه و شیر نخوره و‌گریه کنه خیلی سخت تو روزای اول، ولی شب اول تو حتی نمیتونی خودت به تنهایی پاشی و بغلش کنی و یه حس غم عجیبی داشت برای من .
فرداش با وجودی که شب قبلش اصلا نخوابیده بودم ولی از تصور این که قرار برم خونه حالم بهتر بود صبحش با هر سختی بود پاشدم یه کم آرایش کردم و موهام رو صاف کردم تا برای عکاسی اماده بشم و همین که یه کوچولو به خودم رسیدم حس خیلی خوبی داد بهم.
خداروشکر بچه زردی قابل توجهی نداشت و همون روز هر دو مون مرخص شدیم .

اگر سوالی دارید حتما بپرسید❤️