۳ پاسخ

خدا خیرت بده...بهش بگو ک در جریان باشه

زنگ بزن بگو اگ راضی هستی براشون دفتری چیزی بگیرم

من باشم برمیگردونم چون کار خیر میخوای انجام بدی شک و شبهه توش نیاری بهتره گلم

سوال های مرتبط

مامان گربه كوچولو مامان گربه كوچولو ۱ سالگی
دلم خيلي گرفته خوشبحال كسايي كه پدر مادر شون دوست شون دارن و بين بچه هاي پسر و دختر شون فرق نميزارن
من پريشب با شوهرم دعوام شد شوهرم بهم گفت فاحشه (چون بعد ازدواج مون خبردار شد با چند تا پسر دوست بودم)
پسرمم بغلم بود پسرمو از بغلم گرفت بغل اين فاحشه نرو منم اعصابم داغون شد سر صدا مون بالا گرفت منم رفتم خونه بابام و متاسفانه به بابام اين حرفاي شوهرمو گفتم اونم خيلي عصبانی شد گفت اين حرفا چيه 6 سال ميشه عروسي كردين بچه دار شدين از ديشب تا حالا خونه بابامم يه جور قيافه ميگيره مشخصه نميخاد اونجا باشم بهش گفتم نميخاي اينجا باشم گفت معلومه مگه من بيام خونه ت منو نگه داري ميكني كه من الان از تو نگه داري كنم گفت صدا تم بالا نبر چون ممكنه بدم بياد بهت بگم پاشو برو خونه ت همونجا خاستم گمشم برم خونه م مامانم نذاشت گفت محمد (شوهرم) ميفهمه از خونه بيرونت كرديم ولش كن باباتو بخاطر خودت نرو باباتو تحمل كن چون اگه شوهرت بفهمه بابات پشتت نيست باهات بيشتر بدرفتاري ميكنه منم از سر بدبختيم موندم امشب شام آبگوشت بود پسر منم گرسنه ش شده بود ناهار نخورده بود خواب بود همش گريه ميكرد منم بهش سريع غذا دادم از بس گرسنه ش شده بود لقمه هارو تند تند قورت ميداد موقعي كه بهش دوغ دادم يه دفعه دوغ پريد تو گلوش منم هول شدم ليوان از دستم افتاد (نصف ليوان
دوغ داشت )دوغ ريخت پسرمم همش سرفه ميكرد نزديك بود بالا بياره بابامم همونجا گفت يكي از دلايلي كه بدم مياد تو اينجا باشي اينه كه پسرت هميشه همينجوريه يا بالا مياره يا دوغ ميريزين(پسرم چون نوزاديش رفلاكس داشت زياد بالا مياورد يكي دوباري جلو بابام بالا آورده بود ) منم خيلي بغضم گرفت
ادامه تو كامنت