۱۰ پاسخ

چ سخت ما ک یکیه سخته دوقلووو خیلی سختتره باید تحمل کنی چاره ای دیگه نداری

منم دیشب همبن بودم شوهرم دیر اومد خونه من از حرص دستام میلرزید بچه منو خسته کرده بود😭

والا ما یکی داریم روانی شدیم توک دوقلوعه. خودتو کنترل کن و ب این فکر کن که این اذیتی هاهم ب زودی تموم میشه و میگذره من خودم بچم نارس بود وزن کم و ضعیف تاکمی وزن گرفت و از اون حالت دراومد خیلی اذیت شدم

ادم از لحاظ روانی واقعا کم میاره خیلی سخته

حق داری هیشکی جز اونایی که دوقلو دارن نمیفهمن تو چی میگی

عزیزم اشکال نداره،فقط ماهاییم که همدیگه رو با تمام وجود درک‌میکنیم،یه دونه اش سخته،چه برسه به دوتا،هروقت کم اوردی خودتو سرزنش نکن،بریز بیرون خودتو ولی نه سر کسی دیگه،بعد ک آروم شدی یادت باشع که هممون همینیم،کلی آدم توی شرایط تو هستن

چه اسامی قشنگی برای بچه‌هات انتخاب کردی

عشقم ناراحت نباش والا ما تو یکیش موندیم اعصاب نداریم تو دوتاشو داری طبیعیه خسته بشی و گاهی اعصبانی بشی مام ادمیم هر چقدرم مادر باشیم بازم یه تحملی داریم گاهی واقعا نیاز داریم یکی درک و کمکمون کنه

حق داری عزیزم خیلی سخته منم وقتی سر چیزی با همسرم مشکل پیدا می‌کنم خیلی سخته خودم و کنترل کنم اما همه سعیم و می‌کنم تو تنهایی گریه می‌کنم و غصه میخورم اما جلوی دخترم سعی می‌کنم هیچی نگم و باهاش بحث نکنم از طرفی اونم همش سرکاره خسته هست باخودم میگم چند ساعتی که میاد خونه زهرتنش نکنم و غرغرش نکنم همش وقتایی که تنهام گریه می‌کنم و میریزم توخودم و اینجوری فقط خودم و کنترل می‌کنم حق میدم بهت دوقلو واقعا سخته

عزیزم خودتونو سرزنش نکنید دمتون گرم ک اینقدر قوی هستید ی وقتایی ماهم حق داریم کم بیاریم منم خیلی ضعیف و عصبی شدم خیلی سریع از کوره درمیرم ما ی چالش سخت و داریم پشت سر میذاریم 🫂

سوال های مرتبط

مامان دخترم💓 مامان دخترم💓 ۱۲ ماهگی
میشه بخونید؟💔
دخترم کلا با همه غریبی میکنه و تو دورهمیا کلا بغل منو باباشه. بغل هرکی بره فوری گریه میکنه. امشب خونه خواهرشوهرم بودیم، اول که میرم همه میان نزدیکش مخصوصا بچه ها، وای که کلافه میشم از حرفاشون😂اعصاب یوخ... بعدش میشنوم ازشون مثلا دارن به محیا میگن، یکی میگه امشب دیگه گریه نکنی باشه؟ امشب دخترخوبی باشی و ازین حرفا، واقعا ناراحتم میکنه... حالا امشب یه اتفاقی افتاداونم اینکه بی دلیل یهو زد زیر گریه، بغل دخترخواهرشوهرم بود بعدش شوهرم گرفتش بازم گریه، من کرفتمش همچنان گریه، بردمش تو اتاق شیر بدم دو مک زد دیگه نخورد. گریه‌ش شدید شد، پستونک دادم نگرفت،برقو خاموش کردم بدتر گریه کرد..هیچی جواب نمیداد.پوشکشم عوض کردم،اخرش با یه عروسک آروم شد😐🥲چشماش قرمزشده بود بخدا، کلا امشب بغل باباش بود و همه‌ش نق و گریه نمیفهمیدم چی میخواد🥺شیر هم نمیخورد...الانم تو ماشین شیرخورد خوابید...واقعا ناراحتم که بیرون که میرم اینطوری میشه😔
پوشک بچه بچه داری شیرخشک زایمان فرزندپروری غذا حساسیت