۴ پاسخ

یسریا رو بیار وسط خونه بعد در اتاق خواب رو هم قفل کن فقط با اون چند تا بازی کنن

نزار بیاد خونت. خیلی راحت بچت ببر مهد

همون کاری که مامان دختر وقتی اعصابش خورد شد کرد،.جمع کن و فقط یسری اسباب بازی بذار

یسری اسباب بازی بزار بگو فقط بااینا بازی کنید

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه
مامان AMIN مامان AMIN ۴ سالگی
تو نگهداری و تربیت امین به مشکل برخوردم ، اصلا دیگه نمی‌دونم چجوری رفتار کنم باهاش
خیلی لجباز و عجول و عصبی شده وقتی ی چیز میخاد که ناممکنه یا اون لحظه نمیشه شروع می‌کنه به گریه داد و پرت کردن و شکستن
مثلا صبح بیدار شد صبحانه خوردیم جمع کردیم گفت گوشیتو بده بازی کنم نیم ساعتی بازی کرد گفتم بسه دیگه پاشو با اسباب بازیات بازی کن گفت نه و چنبار تکرار شد آخر گفتم بسههههه دیگه گوشی رو پرت کرد ، رفت سر یخچال باید فلان بدی فلان بخورم خورد ، خمیربازیشو آورده میگه باهام باری کن یکم بازی کردم پاشدم ب کارا برسم همه رو پرت کرده وسط خونه مالیده ب مبل و فرش از حرص و لجبازیش
بیرون می‌بریم خونه فامیل می‌بریم با بچه بازی کنه ، تو راهرو با همسایه بازی می‌کنه عصرا میبرمش پارکینگ دوچرخه سوار شه اصلا خسته نمیشه همش میگه فقط یکاری کنم ، همسرم میاد با ماشین می‌بره دور میزنه پارک می‌ره هر چی ام میخاد مثلا بستنی یا آبمیوه یبار نخریم دوبارشو خریدیم
الان باز رفته سریخچال که باید کیک بپزی خودشم نمیخوره ها فقط دوست داره الکی هم بزنه هر روز هر روز نمیشه که ، گفتم نه در یخچالو کوبیده یه مشت و لگدم زده چیکار کنم
مامان دلوين مامان دلوين ۵ سالگی
#پوشک خریدم#بچه بالااورد#اسهال داره#زردی داره#زایمان زودرس#سزارین شدم
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟