۵ پاسخ

از ۴ ماهگی

من که خونه دار کمکی میدم شیرم کمه

کمکی شیر خشک بده گناه داره شب ها بهش یک پیمانه بده زیاد نه که وقتی نیستی شیر خشک بخوره اذیت نشی عادت نمیکنه با روزی یکبار

فک کنم هیچوقت روتینی ندارن

الان شیر مادر بدین موقعی که دانشگاه خواستیم برین میخوایین چکار کنین تا کوچیکه اندازه کمکی خوبه

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد ۱۴ ماهگی
تجربه خودمو در مورد شیر دادن به بچه میخوام بگم
من تحت تاثیر حرفای دیگران اصلا دلم نمیخواست به بچم شیر خشک بدم
تو این ۲۰ روز هم فقط شیر خودمو دادم
شیرمم خیلی زیاد بود اما حس میکردم بچم سیر نمیشد
گاهی اوقات تا دو ساعت شیر می‌خورد اما ول نمی‌کرد
هم منو خسته و داغون کرده بود هم خودش بخاطر پرخوری دل‌درد داشت اما بازم شیر میخواست و سیر نمیشد
خوابش زیاد خوب نبود و دائم بیدار میشد
از نظر جسمی واقعا کم آورده بودم
دیگه دیشب با کلی عذاب وجدان و گریه و ناراحتی مجبور شدم بهش شیر خشک بدم
و بچم با خوردن شیر خشک کاملا آروم شد و دیشب اولین شبی بود که راحت خوابید.
خواستم بگم اگه شما هم چنین مشکلی دارید اصلا برای دادن شیر خشک مقاومت نکنید و خودتون و بچه رو عذاب ندید
من کاملا افسرده شده بودم نه خواب داشتم نه خوراک از خستگی جنون بهم دست داده بود
بچتون بیشتر از شیر مادر به یه مادر شاد و سالم احتیاج داره
البته من شیر خشک رو بصورت کمکی و فقط تو وعده شب دارم میدم ولی اگه کسی توان جسمی و روحیشو نداره که شیر بده هیچ اشکالی نداره‌ که به بچه شیر خشک بدید.به حرفای بقیه هم توجه نکنید چون سختی هاش همه برای شماست.
مامان 🤍🐣🐣🤍 مامان 🤍🐣🐣🤍 ۲ ماهگی
خانما خیلی اعصابم خورده دلم میخاد گریه کنم
کن بخاطر اینکه کیسه ابم پاره شد زایمان زودرس کردم و بخاطر نارس بودن گفتن باید ۲۴ ساعته حواستون باشه چون ریه هنوز کامل نبوده خیلی نیاز به مراقبت هست خلاصه من چون تنها نمیتونستم مامانم و مادرشوهرم اومدن کمکم که بشه بیدار موند حالا الان همچنان این روند ادامه داره اما مسئلم اینه که بخاطر این که میان و کمک میکنن خودشون و صاحب بچه من میدونن ینی من یه بوس نمیتونم بچم و بکنم امشب لپ بچم و کشیدم پدرشوهرم بلند با لحن جدی میگه یواااش خب اخه به تو چه ینی من اختیار بچه خودم و هم ندارم ؟؟؟؟
یا مولا میخام بچم و بلند کنم میگن یواش نیفته مراقب باش هی مادرشوهرم میگه اینکار کن اونکار کن ذر صورتی که اصلا هیچی از بچه داری بلد نبود و خودم و مامانم یادش دادیم حالا برا من شده استاااد واقعا اعصابم خورده از طرفیم میگم اگه بگم دیگه نیاد ممکنه نتونم خودم به تنهایی از پس بچه داری بر بیام خیلی حالم بده خیلی تو همه چی دخالت میکنن خسته شدم از اینکه تو هفته ۴ تا ۲۴ ساعت باید با مادرشوهر سر کنم دارم روانی میشم از دخالتشون پروبازیاشون بخدا اصلا دست به کار نمیزنه همین میشینه بچه بقل میکنه نگای در و دیوار میکنه هرچی میگم دوست ندارم بچم خیلی تو بقل بمونه بقلی بشه نمیفهمه از طرفیم میترسم نیاد یه وقت شب خابم ببره خیلی حالم بده نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم یکم دیگه این شرایط ادامه پیدا کنه روانی میشم 😭😭😭😭