۴ پاسخ

خب بچه ها هم مثل ماهستن دیگه عزیز گاهی بی حوصله گاهی شاد گاهی نق نقو

لثه هاش درد میکنن

پسر. منم امروز اینطوریه همش چسبیده شیر میخوره غذا اصلا نخورده خیلی نگرانم

احتمالا درد دندون داره

سوال های مرتبط

مامان نورِدیده💓 مامان نورِدیده💓 ۲ سالگی
مامان مَهدیار💙 مامان مَهدیار💙 ۲ سالگی
هرشب هرشب باید جونم کنده شه تا بخابه اینقدر گریه میکنه ک نخابه خدا میدونه امروز بیدارشد تا شب نخابوندمش ده نیم خابش اومد گرفتم خابوندمش یازده نیم با گرریه شدید بیدارشد تا الان ک ۴ صب بیداره
کلا پسرمن موقع دندون شب تا صب نمیخابه با گریه سختی میخابه یا اگر هم بخابونمش با گریه شدید بیدار میشه دقیقا موقع ۴ تا دندون بالاش یکماه تمام شب تا صب تو همین وضعیت بودم یا تا صب بیدار بود یا اگر میخابیذ یکساعت بعدش با گریه بیدار میشد دیگ نمیخابید دندونش ک در اومد خابش اوکی شد شب تا ظهر راحت میخابید
الان یکماهه افتادم رو دوتا دندون دیگ الان یکیش نیش زده یکی دیگش مونده در بیاد چیزی نمونده الان یکماه شب تا صب بیدار با گریه بدبختی خابش میکنم بهش استا یا بروفنم شده دادم کلا شانس منه بچم موقع دندون شب تا صب نمیخابه الان تا دندونش نیش بزنه خابش اوکی میشه ی بچه اروم خوش خواب میشه. دوباره برم رو دندون بعدی همین وضع شروع میشه خیلی خیلی خسته شدممممم 🥲🥲😔شرایط سختیه واقعا برام خاب صبشم همش وول وول و هعی بایذ پستونک دهنش کنم تخت تکون بدم 🫠🫠دیشب مامانا گفتن خب چرا رو تختش اصرار داری بخابونیش کنار خودت بخابون گنار خودم ک اصلا نمیخابع رو پامم نمیخابع فقط رو تخت خودش تخت اینقذر تکون بذم تا خاب بره .... لعنت ب دندون
مامان ♥️آوای منی🧿 مامان ♥️آوای منی🧿 ۱ سالگی
بیاید چالش در مورد خاب های ک ترس از تعبیرشون دارید بگیم من خودم چند وقت پیش خاب دیدم تو ی خونه خیلی بزرگ بودم ی سفره رنگی چیده بودنتو اون خانواده دوتا پسر بودن پسر بزرگه اسمش آراز بود کوچیکه میثم بزرگه ک آراز باشه زن داشت من نمیدونم تو خاب چه نقشی داشتم هر کی میدونه بعد از تعریفم بهم بگه 🙄پشت بودم خاب بودیم من تنها خاب بودم تشنه م شد آب خوردم ک ته مونده آب رو پرت کردم پشت سرم ک جیغ یکی از پشت سرم بلند شد با کمال نا باوری پسر کوچیکه تو بغل زن داداشش خاب بود من رفتم پایین بهشون گفتم ک میثم تو بغل زن داداشش خاب بوده بین دوتا داداشا بحث و دعوا راه افتاد ک پسر کوچیکه رفت بیرون مامانشون ب پسر بزرگه گفت ک بره دنبالش پسر بزرگه گفت ب جهنم بزار بره زن داداشه گفت من میرم من نمیدونم چرا رفتم جلو در زن داداشش نمیدونم چی تو گوشش خوند ک برگشت ولی وقتی ک دید من جلو درم تردید کرد ک بیاد یا نه ک من با دستام التماس وار 🙏گفتم ک برگرده ک پسره ی لبخند بی جون زد اومد پیشم بهم گفتش اگ ی چیزی ازت بپرسم راستش رو میگی گفتن اره گفتش پردیس و اوا رو دوس داری گفتم ک معلومه ک دوسشون دارم گفتش جون پردیس و اوا دوسم داری منم گفتم بیشتر از جونم حتی بیشتر از اوا و پردیس شخصیت میثم ی پسر قد بلند هیکلی خوشگل خوشتیپ و پولدار بود بچه ها بخدا رمان نست و بجان دخترام دقیقا همین بود ک گفتم الان میترسم نکنه تعبیر شه واسم 😁