۱۰ پاسخ

منم مث توعم خواهری

خسته نباشی همه همینجوریم بدون کمکی بدون مادر دست تنها من با سه تا پسر فضول دوتا مدرسه ای باید بشینم درس بدم درس بنویسم خونه جمع کنم بپزم بشورم پس صبور باش خواهر منم با زور و نسکافه و قهوه سرپام

عزیزم برای تایم اومدن بهشون ساعت بدید،بگید این ساعتا بیان.یعنی سر ظهر موقع استراحت...

خدا بهمون صبر بده من بعضی وقتا دیگه رد میدم😪

منم ندارم سه تابچه دوتامدرسه ای شوهرمم ازصبح ساعت پنج ونیم میره تا8شب.خریدخونه ام افتاده گردن خودموخیلی خستم

بعدم که میگیم دیگه بچه‌نمیخایم میگن غلط میکنی. یکی‌دیگه بیار ‌ 😒

ببین من دورم پر از آدمه،آدمایی ک از گوشت و خون خودمن، مامانم واحد روبرومه، خواهرم طبقه پایینه، خلاصه همهههه نزدیکن وبیکار،دریغ از یک دقیقه گرفتن دخترم، الآنم ی لحظه رفتم پیش مامانم ی بحثی راجع ب ساختمون انداخت و حرفمون شد و طرف خواهرمو گرفت طبق معمول منوبیرون کرد، من از روز اول تک و تنها بچمو بزرگ کردم ،خداروشکرررررررررر، ولی منم خسته ام، داغونم، روحی جسمی فکری پیرشدم،شکستم، کم آوردم، پس تنها نیستی منم کمکی ندارم، فقط خدارو دارمو بس

عزیزم خدا قوت عزیزم
و اینکه من عوض یکی سه تا دارم پسر بزرگم مدرسه میره اون وسطی پیش دبستانی

منم همینه وضعیتم عزیزم
صبور باش
من دیگه با شرایط کنار اومدم اوایل خیلی اذیت بودم و حرص می خوردم الان راحت گرفتم خیلی بهتر شده اوضاع

دقیقا کسایی که کمکی دارن خیلی خوبه، منم واقعا دیگه نا ندارم

سوال های مرتبط

مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱۷ ماهگی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
سلام مامانا
باز امروز مادر شوهرم اومد خونم بعد بهم میگه چرا شیرت میریزنه ب بچه نمیدی منم گفتم وقتی نمیخوره ب زور بدم دهنش میگه از بس ندادی ک نمیخوره دیر دیر میدی اخه اونجوری ک میگه نیست زورم میاد مگ یزید ک نیستم بچمه مگه میشه ندم جونم واسش در میره هی هر روز ک این حرفارو بهم میگه انگار منو از این قبر در میارن تو اون یکی قبر میزارن بخدا خیلی خسته ام ب شوهرممم هر چی میگم انگار ن انگار میگم بریم ی خونه دیگ بگیریم میگم پولشم خودم میدم س تا النگو از خونه پدریم داریم ۶ تا بود با یه گوشواره و یه انگشتر و با انگشتر عقدم میشد دوتا همشو دادم ماشین گرفت ی وانت الان سه تا مونده کلا میگم بیا بدم ی خونه اجاره کنیم بریم از اینجا اصلا گوش نمیده میگه تو بچه رو نمیتونی نگ داری میگم پس الان کی نگه میداره ی ساعت ک ننه باباش ور میدارن بچه رو همین چششو گرفته بخدا داغون شدم همین الان ک این پیام و مینویسم سرم میخواد بترکه ، چیکار کنم بنظرتون برم خونه مادرم تا تکلیفم معلوم بشه اخه برمم بچرو نمیدم بهم باید تنها برم اونم دلم نمیاد بچمو بزارم خدایا چیکار کنم

پوشک
مایبیبی
فرنی
سرلاک
سوپ