۲ پاسخ

عیجانمم🥹❤️#ذوققق

کی روز دختره ؟

سوال های مرتبط

مامان 🩵محمد آریا🩵 مامان 🩵محمد آریا🩵 روزهای ابتدایی تولد
«عزیزترین مهمان زندگی من...
هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدایت را نشنیده‌ام، اما از همین حالا تمام قلبم را با خودت برده‌ای. 💙
هر روز که می‌گذرد، بیشتر منتظر آمدنت می‌شوم. گاهی از شوق دیدنت لبخند می‌زنم، گاهی از نگرانی برای سلامتی‌ات دعا می‌کنم و گاهی دستم را روی شکمم می‌گذارم و با تو حرف می‌زنم، انگار که صدایم را می‌شنوی.
کوچولوی من... اگر بدانی چقدر دوستت دارم، تعجب می‌کنی. تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما از همین حالا دلیل خیلی از لبخندها، اشک‌های شوق و آرزوهای من شده‌ای.
قول می‌دهم هر جا که باشم، پناهت باشم. قول می‌دهم برای خوشحالی‌ات تلاش کنم. قول می‌دهم وقتی زمین خوردی، دستت را بگیرم و وقتی موفق شدی، با تمام وجود به تو افتخار کنم.
منتظر روزی هستم که برای اولین بار در آغوشم بگیرمت و بگویم: «سلام عزیز دل مامان... چقدر منتظرت بودم.» 🥹💕
تا آن روز، آرام رشد کن و قوی شو. مامان هر روز برای سلامتی و خوشبختی تو دعا می‌کند.
دوستت دارم؛ بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. 💙👶🌷»
#بارداری #تعیین_جنسیت #زایمان #گهواره
مامان هدیه امام رضا مامان هدیه امام رضا هفته سی‌ونهم بارداری
امروزم روز دختر نامه ای بنویسم 🥹❤️
به دختر عزیزم، فرشته‌ای که هنوز در آغوشم نیست...
سلام عزیزترینم...
وقتی این نامه را می‌خوانی، شاید سال‌ها از روزی که آن را نوشتم گذشته باشد. اما بدان که این کلمات را وقتی نوشتم که هنوز زیر قلبم زندگی می‌کردی و هر حرکت کوچکت، دنیایم را قشنگ‌تر می‌کرد.
دخترم، هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدای گریه‌ات را نشنیده‌ام، اما عاشقت شده‌ام؛ عشقی که هیچ‌وقت کم نمی‌شود، فقط هر روز بیشتر می‌شود.
شاید همیشه نتوانم همه سختی‌های زندگی را از تو دور کنم، اما قول می‌دهم همیشه کنارت باشم. وقتی خوشحال باشی، با تو می‌خندم و وقتی غمگین باشی، شانه‌ای می‌شوم برای اشک‌هایت.
آرزویم این نیست که کامل باشی؛ فقط می‌خواهم سالم، مهربان، باایمان و خوشبخت باشی. می‌خواهم خودت را همان‌طور که هستی دوست داشته باشی و هیچ‌وقت ارزش خودت را فراموش نکنی.
اگر روزی از من دلخور شدی، یادت باشد که تمام تصمیم‌هایم از روی عشق بوده، حتی اگر گاهی اشتباه کرده باشم. من هم یک مادرم که هر روز از تو یاد می‌گیرد.
دختر قشنگم، تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده است. از همان لحظه‌ای که فهمیدم قرار است مادر تو باشم، قلبم شکل دیگری از عشق را شناخت.
بی‌صبرانه منتظرم روزی برسد که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم و آرام در گوشت بگویم: «خوش آمدی، تمام دنیای من.»
دوستت دارم... بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام عشق دنیا،
مامانت 🤍
1405.4.5
مامان ....💙.... مامان ....💙.... هفته نوزدهم بارداری
به رسم گهواره دنیای ما هم به رنگ آبی آسمون شد

پسر کوچولوی من… 💙
هنوز ندیدمت، اما انگار سال‌هاست که دوستت دارم. هنوز دست‌های کوچکت را نگرفته‌ام، هنوز چشم‌هایت را ندیده‌ام و صدایت را نشنیده‌ام، اما تو همین حالا هم قشنگ‌ترین حسِ زندگی منی.
تو هنوز نیامده، جای خودت را در تمام رؤیاهایم پیدا کرده‌ای. گاهی با خودم فکر می‌کنم روزی که برای اولین بار بغلت کنم، چطور می‌شود تمام این عشق را در آغوشی کوچک جا داد؟
پسرم، نمی‌دانم زندگی چه روزهایی برایت کنار گذاشته، اما قول می‌دهم تا جایی که توان دارم، پناهت باشم؛ جایی که خسته شدی به آن برگردی، جایی که بی‌هراس خودت باشی و بدانی حتی در سخت‌ترین روزها هم کسی هست که با تمام وجودش دوستت دارد.
تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما من از همین حالا مادرِ توام؛ و قلبم، پیش از آنکه تو را در آغوش بگیرد، خانه‌ات شده است. 🥹💙
دوستت دارم، پسرِ نادیده‌ی من؛
از امروز، تا تمام فرداهایی که با هم خواهیم ساخت. 🌱

بماند به یادگار از سونوی آنومالی05/7/26
مامان دختری وپسری💖💙 مامان دختری وپسری💖💙 هفته بیست‌وپنجم بارداری
پسر کوچولوی من… 💙

امروز ۲۰ هفته است که تو را با خودم دارم و هنوز باورم نمی‌شود این روزها این‌قدر زود گذشتند.

انگار همین دیروز بود که فهمیدم قرار است دوباره مادر شوم؛
از همان لحظه، تو شدی یکی از قشنگ‌ترین فکرهای هر روزم.
با هر سونوگرافی، هر بار که از تو حرف زدم و هر بار که به آینده فکر کردم، بیشتر به آمدنت نزدیک شدم.

هنوز تو را در آغوش نگرفته‌ام، هنوز صورتت را ندیده‌ام و هنوز صدایت را نشنیده‌ام؛
اما بودنت را با تمام وجودم حس می‌کنم.
تو همین حالا هم بخشی از زندگی منی، بخشی از قلبم… 🤍

گاهی به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگر، همین پسر کوچولویی که امروز درون من زندگی می‌کند، قرار است روی دست‌هایم باشد.
قرار است صورتت را نگاه کنم و شاید با خودم بگویم:
«چطور ممکنه این همه عشق، از یه موجود کوچولوی این‌قدر ریز شروع شده باشه؟»

پسرم، نمی‌دانم وقتی بزرگ شدی و این نوشته را خواندی، چه شکلی شده‌ای و چه رویاهایی داری؛
اما دوست دارم بدانی یک روز، قبل از اینکه حتی تو را ببینم، مادرت نشسته بود و برایت می‌نوشت.

و تنها چیزی که آن روز مطمئن بود، این بود:

تو هنوز نیامده بودی، اما جایت در قلب مامان از مدت‌ها قبل آماده بود. 💙🧿

منتظرت هستم، پسرم…
برای اولین نگاه، اولین بغل و اولین باری که صدایت کنم:
«پسرم…» 🥹💙