۱۱ پاسخ

بچه هات کجان

همه میتونی بچه ها رو بگیری هم مهرت نبخش مهرت رو

طلاق و بچه هات رو جای مهریه بگیر

خوشگلم میشه درخواست بدی من پرم

خداروشکر عزیزم!خیلی خوشحال شدم

عزیزم شما شیرخودتو نمیدادی به بچت؟؟!

خداروشکر الان بچه هات کنارتن خیلی بفکرت بودم🥹

توروخدا بگو که بچه هات دیگه برای همیشه اومدن پیشت درسته؟

دلت همیشه شادباشه عزیزم تاپیکتوخوندم خیلی ناراحت شدم الان بهتری

از طلاق منصرف شدین؟؟

کجا بودن مگ قبلا

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۱۲ ماهگی
سلام مامانا عزیز روزتون بخیر💖
امروز پسرم رو بردم برای چکاب خیلی میترسیدم ولی دیگه انجامش دادم🫠چند روز پیش زنگ زدم آزمایشگاه بهم گفتن سه روز قبلش اهن و مولتی ویتامین ندم
صبح هم تا از خواب بیدار شد شیر خورد تا آماده شدیم رفتیم یک ساعتی شد
اونجا اتاق بچه ها جدا بود و یه خانم اومد خیلی سریع و با دقت رگ پسرم رو گرفت یه خانم دیگه هم کمکش بود و دست پسرم رو گرفت من هم پیشش بودم خیلی گریه کرد چون اصلا از اینکه دستش رو بگیریم خوشش نمیاد البته درد هم داشته حتما من جلوش اسباب بازی و کلید گرفتم باهاش صحبت میکردم اما فایده نداشت انگار منو میدید بیشتر گریه میکرد،کلی هم خون گرفتن🥺🥺دلم کباب شد
بعدش دیگه گریه نکرد یکم کسل بود اومدیم خونه مادر شوهرم به خاطر نیکان حلیم پخته بود چون خیلی دوست داره بعد هم باباش کلی دورش داد امروز خونه بود.
فقط نمونه ادرار هنوز نگرفتم
الان خوابید
اینجا عکس مواردی که دکتر برای آزمایش گذاشت رو می‌زارم
پسرمم وزنش کمه🥲
مامان نیکو❤نیکان مامان نیکو❤نیکان ۱ سالگی
تو رو خدا هرکس پیامم رو دید برای صبر و ارامش من دعا کنه، دوقلوهام ذله ام کردن از اول اول که دنیا اومدن عذابم دادن تا الان که یک سالشون شده، به شدت بدغذان غذا نمیخورن شیر نمیخورن خیلی خیلی بهونه گیر هستن و دائم در حال گریه ان، فقط شلتاق میدن، من هنوز بعد از یک سال یک شب نخوابیدم دخترم تا صبح گریه کنه، از صبح بیدار میشه باز تا شب گریه میکنه فقط میگه بغلت باشم خیلی بهونه گیره، خیلی خسته ام، شوهرمو هیچوقت حلال نمیکنم کوچکترین کمکی بهم نمیکنه خونم همیشه بهم ریختش اصلا وقت نمیکنم مرتب کنم با ذلت غذا میپزم بچه هام نمیذارن یه حمام برم خیلی خستم گاهی که خیلی بهم فشار میاد میگم جفتشونم خفه کنم بعدم خودمو بکشم راحت بشم، کدوم مادری مرگ فرزندشو میخواد اینا منو به جنون رسوندن، از انصاف خدا به دور بوده دوتا رو یکجا گذاشت تو دامنم حداقل یکیش رو آروم سر راهم نذاشت هر دوتاشم مثل همن..... بیشتر از بچه ها از شوهرم ناراحتم انگار فقط بچه های منن، براش از خدا بدترین ها رو میخوام امیدوارم هیچوقت عاقبت بخیر نشه اون میدونه من چه عذابی رو دارم تحمل میکنم و با چه خون دلی دارم دوتا بچه رو نگه میدارم😭😭😭😭