۴ پاسخ

منم غریبم شوهرم 6 صبح میره تا 6 عصر......سخت هست ولی چاره ی نیست

توتنهانیستی

همه همدردیم،ول کن کسی که بجه کوجیک داره انتطاری نیست خونش دسته گل باشه

میدونی دختر منم خیلی سخت غذا میخوره
الان نزدیکه دوساله بشه ولی سخت وزن میگیره

سوال های مرتبط

مامان آنیسا مامان آنیسا ۱ سالگی
سلام مامانا میخوام یکم درد دل کنم ، من این روزها خیلی عصبی و کلافه هستم، یه علتش بخاطر وضعیت ادومتریوزم هست از وقتی گرفتار شدم همینجور بیخود افسرده میشم ، دلیل دیگش بچمه، بچه من اصلا آروم نیست خدا میدونه امروز چهارده ساعت بیدار بود از نه صبح تا همین یازده شب، یه بند نق میزنه نمی ذاره کارامو بکنم این وسط باید غذا بپزم ظرف بشورم لباس بشورم، از اون طرف شوهرمه مثلا امروز ظهر زود اومده خونه خیر سرش کمک من باشه وسایلمونو برا مسافرت فردا جمع کنیم ، اومده افتاده یه دم رو تخت یه دم رو مبل هیچ بلد نیست و نمیخواد که بکم این بچه رو مشغول کنه همش خسته ست دائم لهه، بعد بابای من نیاد بچمو می بره یکم پارک تابش بده من کارامو بکنم میگه نمیخوام ببرش، اگه جایی بچه میره تو هم باید دنبالش بری، بچه هم یک سره نق و گریه ، فردا قراره بعد سالها برم مشهد ولی خدا میدونه اصلا دلم نمیخواد می ترسم خدا از من قهرش بگیره ولی واقعا کم اوردم دیگه امشب به شوهرم گفتم حالم از این زندگی بهم میخوره ، لحظه ای آرامش ندارم، گفتم بدم میاد از این زندگی ،
برام دعا کنید به آرامش برسم از مسافرت هم به شدت می ترسم بچه من نیم ساعت نهایتا تو ماشین میمونه واقعا من کشش ندارم الانم که خوابیده تا صبح هزار بار بیدار میشه
مامان جوجوک مامان جوجوک ۲ سالگی
سلام مامانا خسته نباشید من یه مشکلی دارم نمیدونم فقط بچه من اینجوریه یا بچه های شماهم همینن پسر من از موقعی که دنیا اومده من واقعا یک روز نرمال نداشتم به شدت بچه ی سختیه و خیلییی من اذیت شدم از خوابش و همه چیزش تا شیطنت هاش میدونم بیش فعالی تو این سن مطرح نیس ولی واقعا نگرانم که بیش فعال باشه همین الانم داره از سر کله من بالا میره یعنی کلا منو شوهرم نمیتونم از دست این بچه حتی پنج دقیقه باهم وقت بگذرونیم یا صحبت کنیم
با هیچ کسم رفت و آمد ندارم خونه مادر شوهرمم اگ برم بعد از چن هفته موقع غذا خوردن کل سفره رو بهم میریزه و اصن ما نمیفهمیم چی میخوریم این از جایی رفتن بیرون و اینام ک هیچی کلا پنج دقیقه هم نمیشه باهاض بیرون قدم زد چون همش میخواد بدود بدو بره وسط خیابون و اصلا بغل هم نمیمونه تو خونه هم از صب ک بیدار میشه تا شب همش باید ی کاری کنه اصلا نمیذاره من پای سینک باشم انقدر میاد اونجا و گریه میکنه که بیام کنار وقتی ام میام مثلا تو پذیرایی باز همش بهونه میگیره که ی کاری بکنه باباشم وقتی خونه اس ن میذاره غذا بخوره نه استراحت کنه من واقعا کم آوردم دیگه نمیدونم چیکار کنم شما تجربه مشابهی داشتین؟چن روز دیگم اسباب کشی دارم نمیدونم با این بچه چیکار کنم همش دائم دست ب این میزنه دست ب اون میزنه هیچکسم ندارم بذارم پیشش ب نظرتون چیکار کنم واقعا کم آوردم