شمام بعضی وقتا از "شغل مادری" خسته میشین و آرزو میکنین کاش برای چند دقیقه هم که شده همون دختر بی مسئولیت و رهای قدیم باشین؟

خب در واقع اکثر ماها همچین حسی رو تجربه میکنیم اسم این حس "فرسودگی مادرانه" س

حالا برای رهایی از این احساس مزخرف چکار کنیم؟

_کمال گرا نباشید!
کمال گرایی فقط زندگی رو زهر میکنه.لازم نیست یه 《مادر کامل》باشین،کودک شما به یه 《مادر اندازه》نیاز داره.

_پدر و مادر دو بال یک پرنده هستند!
با همسرتون در باره احساساتتون حرف بزنین،توقعاتتون رو بیان کنین و حتی اگه نیازه بهش "اخطار فرسودگی" بدین.
تربیت کودک امری دو طرفه است.

_با خودتون مهربان باشید.
در حق خودتون دوستی کنید و یادتون نره شماهم یک انسان هستید.مثل همه!

_به خودتون مرخصی بدین!
گوش دادن موسیقی،چند دقیقه رقصیدن یا ورزش کششی خیلی تو حال خوب موثره.

_با آدم های همزبان و همدرد دوست بشین!
بعد از مادر شدم کیفیت و کمیت ارتباطات شما تغییر میکنه.پس به خودتون فرصت بدین تا با دوست های جدیدی که شرایط مشابه شمارو دارن آشنا بشین

مامان عزیز؛
میدونم که تو عاشق بچه ت هستی اما خلوت خودت رو هم میخوای و خوبه بدونی که اصلا عیبی نداره!

تصویر
۱۲ پاسخ

هیچ کمکی ندارم شوهرم از صبح تاشب سرکاره خونه هم باشه کمک نمیکنه از اینکه بچه اوردم پشیمون نیستم اما ازاینکه برای مرد بی لیاقت بی احساسی که فقط خودشو میبینه بچه اوردم ادامه دادم به زندگی باهاش گاهی پشیمون میشم ما مادرا نیاز به درک داریم نیاز به همراهی تنهایی دوام اوردن سخته نه مادر شدن

منم گاهی ارزو میکنم کاش برای چند دقیقه هم مه شده همون دختر بی مسولیت و رهای قدیم باشم و دچار فرسودگی مادرانه شدم

من دیوانه. شدم 😅

افسرده و عصبی شدم

شاید فرصتی پیش بیاد برم یه مسافرت دو روزه تنهایی.
اونوقت اینجا بگم ، کلی عذاب وجدان روانه میکنن که ای وای ما دلمون نمیاد بچه مونو تنها بزاریم.
والا منم عاشق بچمم عاشق خانوادمم.ولی منم برای رفرش نیاز دارم به خلوت کردن با خودم که یکم تو سکوت باشم مغزم استراحتی بکنه. تا شاد و خوشحال برگردم به نقش مادری و همسریم🤩😍

من واقعا دچار این حس نشدم،از همه لحظات بودن با ارس لذت میبرم وقتی هم که خیلی خسته میشم مدام یاداوری میکنم که این روزا ابدی نیستن و میگذرن،اما خیلی دوست داشتم همسرم هم پا به پای من توی بزرگ کردن پسرم کمک کنه که متاسفانه اینجور نیست

👏👏👏👏👏

کیه ک ادم درک کنه من ب مامانم میکم یکساعت بچه نگه دار برم تنهایی بیرون یکساعت برای خودم باشع میگه تو بچتو دوس نداری کلی حس بذ بهم میده من قبلا سرکار میرفتم درامد داستم یا همش بیرون بودم الان تمام مسولیت خونه و بچه با منه حتی یک ساعت برای خودم نیستم فقط تایمی ک‌حوابه میتونم با خودم تنها باشم است احت کمم یاذهمون یکی دو ساعت ک خوابه باید پاشم ب کارای خونه برسم همسرممم اصلا کمک نمیکته هیچ موارد واقعا حس پیری و افسردگی دارم تو سن ۲۸سالگی

به به افرین

کاش افسردگیم زود خوب بشه حالم بد

واقعا درسته ماباید برای خودمونم وقت بزاریم

طفلک اونایی که بیشتر از یک بچه دارن

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۲ سالگی
سلام مامان خوشگلا
میخوام از تجربه خودم بعد از اولین جلسه کلاس مادر کودک بگم شاید براتون مفید باشه
به نظر من از واجبات یعنی بهت بگم برای بچت اسباب بازی نخر ببرش کارگاه های مادر کودک حالا چرا ؟
اولا بخاطر اینکه سبک زندگی ها عوض شده و فرشته های کوچیکمون کمتر از من و شما با هم سن و سال هاشون در حالت طبیعی ارتباط دارن و این ارتباطه به شدت براشون شیرینه و من تا حالا اینقدر مهراد خوشحال ندیده بودم بالاخره همون انداره که فرشته هامون به حضور پدر و مادر و مادر بزرگ و پدربزرگ نیاز دارن به حضور هم سن و سال خودشون هم نیاز دارن
دوما بازی هایی که تو این دوره ها انجام میدن برای بالا بردن هوش و تمرکز بچه ها به شدت مفیده حتی اگر اون بازی رو به درستی انجام ندن یا اصن جذبش هم نشن
سوما برای خود مادر هم خیلی مفید ، قطعا همه ی آدم ها وقتی تو جامعه ای قرار میگیرن که دغدغه و حرفشون یکیه حس بهتری دارن و این برای من هم خیلی خوب بود چون واقعا بیشتر از دوست های صمیمیم جون جونیم در حال حاضر به کسی که بچه ای هم سن خودم داشته باشه و فکرمو بدونه نیاز دارم
پس حرف آخرم اینکه خریدن اسباب بازی رو تموم کن و فرشته کوچولوتو ببر جایی لذت ببره
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
یه سوال
وااااقعا فکر میکنید بچه ها ، بزرگ بشن مسؤلیتی در قبال ما دارن؟
دیدتون فقط از جانت پدر مادر باشه ، کاری یه فرزند بودن خودتون و پدر مادرتون ندارم، فقط خود والدتون رو ببینید و بچتون رو

این که شما خواستید بچه بیارید ، و مسلما وظیفتونه ، لطف نیستا ، وظیفست رسیدگی و مراقبت ازش و هرررررکاریم براش بکنید ، همه و همه از روی لطف و علاقست ، معامله نیست ، زوریم نیست
پس اون بچه حقی در قبال ما نداره ، منه مادر خودم آوردمش توی این دنیا ، خودمم باید ازش مراقبت کنم و زندگی کردن بهش یاد بدم ، این وظیفه منه

انتظار ندارم وقتی پیر شدم و بچم اول جوونیشه، تازه بخواد دردسرای منو داشته باشه یا ازم مراقبت دائم کنه ، یا ببرتم تو خونش با همسرش و هزار تا چیز دیگه

پس ، پدر ها و مادر ها
تااااا میتونید برای پیری و کوری خودتون آماده باشید و برنامه داشته باشید و پس انداز کنید ، چرا که قرار نیست یه بازه زیادی از عمر بچتون صرف نگهداری از شما بشه ، شما نگهداری کردید از اون چون بچتون بود ، خودتون خواستید و همش با عشق بوده ، ولی اون احساسش تماما با عذاب وجدان همراهه ، اون عشقی که پدر مادر داره رو مسلما فرزند اون زمان نداره

این طرز فکر منه برای بچه خودم و خودم
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
از مامان به مامان
Mom to mom:

-عزیزم کمک بگیر!
هیچ چیز خوبی توی تنهایی همه کارها رو انجام دادن نیست.از آدم های امن تو روز های سخت کمک بگیر.هیچ چیز خوبی توی مادر فولادزره بودن نیست.

-کارهایی که بابا انجام میده اسمش کمک نیست!
انجام وظیفه ومسئولیت پذیریه.
پسر باید اجازه بدی بابا از همون بچگی مسئولیت های خودشو حتی اگه به خوبی توی انجام نمیده انجام بده!چون بعد یه مدت تو میمونی و فرسودگی ورابطه ای که دیگه قشنگ نیست!

-برای خودت کم کم با بزرگ شدن بچه هویت های دیگه ای بساز!
تفریح و علاقه و درس یا کارایی انجام بده که جدایی از هویت مادری باشه تا وقتی بچه بزرگ شد،همه معنای زندگیت بچه نباشه و دچار سندرم "آشیانه خالی" نشی!

-موقع مریضی بچه استرس نگیر!
همه زندگی و برنامه ها بهم میریزی؟اشکال نداره زندگی بچه داری همینه!
فقط سعی کن خوب از خودت مراقبت کنی تا مریض نشی چون اونجوری خیلی سخت میگذره.

-برای کارهای روزمره معنا پیدا کن تا کسل کننده نباشه و درگیر افسردگی و بیهودگی نشی!
تمام غذا درست کردن ها،به بچه رسیدن ها و انجام کارهای خونه همشون کارای مهم و معنا داری ان.تو داری یه انسان دیگه رو پرورش میدی.
این خیلی بزرگه؟


حالا شما یک مامان به مامان بگین؟
چیزی که دوس داری بقیه مامان ها هم بدونن؟
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه مدیریت احساس خشم:
وقتی کودک خشمگین است چه کنیم ؟
گام اول همدلی با کودک میشینیم هم قدش میشیم کنارش میمونیم و بهش میگیم مامان میدونم عصبانی هستی ولی من برای زدن شما نیستم و روش هایی که میدونم و قبلا هم کامل گفته شده رو رو انجام میدیم و کمکش میکنیم آروم بشه بغلش کنم نازش کنم یکم فضاش رو عوض کنم بعد بگیم بجای زدن من بیا موقع عصبانیت فلان کار رو انجام بدیم و شما دارید حد و مرز کارهایی که نباید انجام بشه رو بهش میگید و اینکه چطور میشه اون مسئله رو حل کرد
و حتی وقتی بچه هامون هم رو میزنن بهشون یادآوری کنیم ما برای حل مسئلمون از زدن استفاده نمی‌کنیم وقتی آرومشون کردیم حالا میگیم به نظرتون این مسئله چه راه حل هایی داره و کمکشون کنیم راه حل پیدا کنن(در این مورد قبلا توضیح کامل داده شده)اگر خیلی آشفته هستن و میرید جای دیگه ای گفتگو میکنید و مسئله رو حلش میکنید و حواستون باشه لزومی نداره مسائل رو همون لحظه و همون جا حلش کنید
و وقتی بچه ای زیاد خشمگین میشه دلایلش رو بررسی کنید که چرا بچه ی شما زیاد خشمگین میشه
آموزش مدیریت خشم به کودک :
تنفس عمیق
راه رفتن یا نشستن و دور شدن از موقعیت
آغوش دیگران(آغوش مادر)
گفتگو
دفاع صحیح از خود
تغییر نگاه به اتفاق
تمرین تنفس و مدیتیشن
والدین الگو
مامان آنیسا خانوم🍩👶 مامان آنیسا خانوم🍩👶 ۲ سالگی
والد عزیز خانه رو بیابان کن!

دیدین توی دعواهای خیابونی دو نفر به قصد کشت همو میزنن؟

ولی شک نکنید همون دونفر اگه تو بیابون باشن سریع جمعش می‌کنن😬!چرا؟
چون تماشاچی ندارن😉!

والدین عزیز در دعواهای فرزندانتون تا وقتی به زد و خورد نرسیده حضور نداشته و دخالت نکنید،گرچه ناخوشاینده دیدن و شنیدن دعوای فرزندان ولی زمانی فاجعه بار میشه که شما دخالت کنید!

آنها گاهی دعوا می‌کنند تا از انصاف و عدالت شما مطمئن بشن و اگه خلاف این باشه حسادت و خشم شدیدی به شما و همشیر خود پیدا می‌کنند🥺،دعواشون رو نادیده بگیرید،خودتون رو به کاری مشغول کنید اگه چغولی همو کردن بگید مطمئنم خودتون یه راه حل پیدا می‌کنید و طرف هیچکدوم رو نگیرید چون با این کار مهارت حل مسئله،همدلی و سازش رو از بین می برید!کودک در همین تعارضات حل مسئله رو یاد میگیره،سعی کنید اول رفتار خودتون رو مدیریت کنید و بعد به کودک مهارت‌های هوش هیجانی،حل مسئله،همدلی،تنظیم احساس،مدیریت خشم یاد بدید...