ادامه مدیریت احساس خشم:
وقتی کودک خشمگین است چه کنیم ؟
گام اول همدلی با کودک میشینیم هم قدش میشیم کنارش میمونیم و بهش میگیم مامان میدونم عصبانی هستی ولی من برای زدن شما نیستم و روش هایی که میدونم و قبلا هم کامل گفته شده رو رو انجام میدیم و کمکش میکنیم آروم بشه بغلش کنم نازش کنم یکم فضاش رو عوض کنم بعد بگیم بجای زدن من بیا موقع عصبانیت فلان کار رو انجام بدیم و شما دارید حد و مرز کارهایی که نباید انجام بشه رو بهش میگید و اینکه چطور میشه اون مسئله رو حل کرد
و حتی وقتی بچه هامون هم رو میزنن بهشون یادآوری کنیم ما برای حل مسئلمون از زدن استفاده نمی‌کنیم وقتی آرومشون کردیم حالا میگیم به نظرتون این مسئله چه راه حل هایی داره و کمکشون کنیم راه حل پیدا کنن(در این مورد قبلا توضیح کامل داده شده)اگر خیلی آشفته هستن و میرید جای دیگه ای گفتگو میکنید و مسئله رو حلش میکنید و حواستون باشه لزومی نداره مسائل رو همون لحظه و همون جا حلش کنید
و وقتی بچه ای زیاد خشمگین میشه دلایلش رو بررسی کنید که چرا بچه ی شما زیاد خشمگین میشه
آموزش مدیریت خشم به کودک :
تنفس عمیق
راه رفتن یا نشستن و دور شدن از موقعیت
آغوش دیگران(آغوش مادر)
گفتگو
دفاع صحیح از خود
تغییر نگاه به اتفاق
تمرین تنفس و مدیتیشن
والدین الگو

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
کتاب های مناسب بزای آموزش خشم :
کی گفته من بداخلاقم
خرگوش کوچولوی عصبانی
نقطه کوچولوی عصبانی
شیر کوچولوی عصبانی
این کتاب ها معرفی خشم و عصبانیت هست
جعبه ابزار والدین در مدیریت کودک خشمگین :
بازی به روش cprt(تو قسمت انواع بازی ها توضیح دادم)
کتاب خواندن
همدلی
نقاشی
اصول فرزند پروری
این بازی باعث میشه مسائل تو ذهن بچه تلنبار نشه و بعد خودش رو یه جایی با خشم زیاد نشون بده
مثلا یه جایی شما تنها رفتید و تنهاش گذاشتید حالا داره شمارو میزنه حالا باید بریم سراغ حل مسئله
ما اگر اصول فرزند پروری رو بلد نباشیم انقدر رفتارهای اشتباهی داریم که باعث خشمگین شدن بچه و در نهایت عصبانی شدن خودمون میشه
مثلا ما نمیدونیم بچه ۶ ساله چه ویژگی هایی داره (ویژگی سنین بچه از بدو تولد تا ۸ سالگی گفته شده و توضیح کامل دادم)
باعث میشه یه سری مشکلات جدی بوجود بیاد
کتاب خوندن هم اینطوری نیست بشینیم بخونیم و رد بشیم و تموم بشه بگیم ما کتاب خوندیم ازش سوال میپرسی گفتگو میکنی با تغییر صدا و شکلک براش میخونی تا برسیم به اون نتیجه ای که که میخوایم
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
خب حالا ما میایم محرک هارو پیدا می‌کنیم محرک ها برای اینه که نداریم بچه عصبانی بشه نه اینکه به بچم همش بگم باشه هرچی تو بگی و همه چیز رو بهش بدم که عصبانی نشه نه
محرک ها مثل همین ها که گفته شد
ما به محرک ها توجه میکنیم و توجه نمی‌کنیم
حالا به محرک ها توجه نمی‌کنیم مثلا یک نفر هست خیلی من رو ناراحت میکنه میتونیم کمتر ببینیمش یا اینکه اگر دیدیمش خودمون رو با یه چیزی سرگرم کنیم و اگر چیزی هم گفت میریم سراغ بحث تعبیر و تفسیر که گفته شد بهتون
برای اینکه اون خشم سنگینه نیاد
باورهای غلط بنیادین :
این باور های غلط هست که صبح تا شب داره مارو عصبانی میکنه
(جهان طبق انتظار من باشد )بچه من نباید اصلا کار بدی انجام بده
چنین چیزی در جهان وجود نداره که همه چیز طبق خواسته ما پیش برود و همه چیز قابل پیش بینی باشد و فقط خوبی اتفاق بیافتد جهان به این شکل نیست
من اگر مامان خوبی بودم بچم الان فحش نمی‌داد
یا اگر مامان خوبی بودم بچم راحت‌تر ازم جدا میشد
اگر فلان مشکل رو داره ممکنه مثل عموش بشه
بچه یه سری جاها تحرک زیاد داره ولی بجاش همون اول میگن این مشکل رو داره پس مثل اون میشه بعد حالتون بد میشه میگید حالا من چیکار کنم بعد از استرس زیاد رفتارتون کلا با بچه اشتباه میشه
دیگران نگاهم میکنن حتما بچه آن ها خوب هست و بچه من بد
مثلا بچه شما گریه می‌کند
هر بچه ای یه سری مسائل رو داره و شما مسائل کامل اون بچه رو نمیبینید
اون هم یک انسانه و ما باید روی مسائل بچه خودمون تمرکز کنیم که حلش کنیم و نمیشه بگی بچه کلا نباید مشکل داشته باشه چنین چیزی نیست
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
ادامه مدیریت احساس خشم
باور های غلط بنیادین:
هر بچه ای یه سری مسائل رو داره شما مسائل کامل اون بچه رو نمیبینید اون هم یک انسانه
ما باید روی مسائل بچه خودمون تمرکز کنیم که حلش کنیم و نمیشه بگی بچه کلا نباید مشکل داشته باشه چنین چیزی نیست
یا میگید من دیگه فرصت ها را از دست دادم مثلا میگه بچم اون موقع که کوچیک بوده کاری نکردم براش پس دیگه نمیشه کاری کرد و این اشتباهه
و یک لیست طولانی که نیاز به تمرین و تکرار داره
وقتی این لیست رو میزارید جلوتون می‌بینید خیلی چیزها هست که الکی اعصاب خودمون رو براش خورد کردیم و خیلی راحت‌تر میتونیم با قضیه برخورد کنیم
مثلا یه بچه دوساله که هی ظرف آب رو میریزه مامانش میگه که این از قصد داره اینکار رو انجام میده لج من رو در بیاره در صورتی که این بچه داره کاوش میکنه داره آزمایش میکنه آب رو بریزه پایین میره یا بالا(😅😁)
اینجوری وقتی فکر کنه میره به بچش میگه مامان میدونم میخوای بازی کنی با آب میدونم میخوای ببینی آب کدوم طرفی میره حالا آب رو بریز تو این ظرف مثلا یا تو حیاط یا جایی ببریدش
اینطوری نه اعصاب خودش رو خورد میکنه نه بچه رو نه به دعوایی منجر میشه
عدم توجه به علت های جسمی و اتفاقات گذشته
جسمی
اتفاقات گذشته
خواب
غذا
تفریح
بازی کودک
محیط آموزشی نامناسب
تلویزیون و موبایل زیاد
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
مادر میتونه بگه بچه داره من رو اذیت میکنه یا بگه داره خودش رو رو پیدا میکنه و میخواد بگه من هستم و شروع کرده مرحله خود مختاری
عوامل جسمی در خود تنظیمی
که میره سمت محرک و میتونه همه این هارو بهم بریزه
۱.مصرف الکل:
آسیب میزنه به مغز
۲.قند خون پایین
۳.تیروئید
۴.کمبود برخی ویتامین ها:
مثلا به شدت عصبی هستی و بعد چک میکنی میبینی یه ویتامینی در بدنت کم بوده
۵.کم خونی
۶.کم خوابی
۷.کم تحرکی
احساسات صرفا به ما اطلاعات میدن
افکار ما بدن ما میاد آلارم میده قرار نیست حتما بر اساسش عمل کنیم
شما احساساتتان نیستید و شما اون احساس رو دارید و اون احساس رو تجربه میکنید
حالا میریم سراغ بحث اصلی مدیریت خشم:
۱.خودآگاهی و خشم
۲.خودتنظیمی و خشم
۳.آموزش مدیریت خشم به کودک
۴.کتاب های مناسب
خودآگاهی و خشم:
ما برای اینکه بتونیم یه احساسی رو مدیریت کنیم باید اول بشناسیمش وقتی خشم میاد چه نشونه هایی داره و تو بدنم حسش میکنم
حالا خشم یا حسادت؟
و خیلی وقتا می‌فهمیم خشم نیست و غمه
برای اینکه بشناسیمش چه اتفاقی میوفته؟
پریروز مثلا بچم نرفت جیش کنه من فکر کردم مثانش درد میگیره و مریض میشه و عصبانی شدم مضطرب شدم و بدنم گر گرفت دستام یخ کرد و قلبم شروع کرد به زدن و سرش داد زدم
یعنی داریم میبینیم که خشم اینجوری خودش تو بدنتون داره نشون میده و این احساسات و افکار داره میاد سراغتون
راه های اصلی خودآگاهی کودک از خشم:
۱.حرف
۲.بازی
۳.قصه
۴.نقاشی
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
۲.توجه:
گاهی هم ممکنه توجه نکنی مثلا یکی فحش داده و شما توجه نکردید و رد شدید
۳.تعبیر و تفسیر(خیلی مهمه)
همه ی ما یک تعبیری از اتفاقات داریم مثلا بچه ظرف رو شکسته میتونه از چند نظر به این قضیه نگاه کنه وقتی چند نوع میتونه فکر کنه واکنشش هم متفاوته
من میتونم فکر کنم این بچه داره من رو اذیت میکنه میتونم فکر کنم این بچه بلد نیست این کار رو انجام بده
پس اساس اون رفتار من متفاوت میشه
و آخرین مرحله واکنش:
حالا یا میزنی بچه رو یا سرش داد میزنیم یا گفتگو میکنی یا از موقعیت دورش میکنی
و اینکه مهمیش این هست که تمرکز رو سه تای اول داریم محرک،توجه و تعبیر و تفسیر
مثلا کسی که سیگار می‌کشیده حالا هی خودش رو بزاره وسط کسایی که سیگار می‌کشیدن چون دوباره براش محرک ایجاد میشه
چون خیلی وقتا از محرک پیشگیری میکنیم و خیلی وقتا توجه نمی‌کنیم و رد میشیم
یعنی اگر خشمتون رو میخواید کنترل کنید باید روی این ۳ تا تمرکز کنید
همش خیلی ها در مورد واکنش صحبت میکنن چون وقتی اون ۳ تارو درست کنی ممکنه اصلا به واکنش بد نرسه و روزی صدبار عصباني بشیم و داد بزنیم که فرداش دیگه نمیتونیم کنترلش کنیم
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
داد زدید بارها شاید سرش خودتونو سرزنش کردید ناراحت شدید ازین قضیه
قول دادید به خودتون که دیگه تکرار نکنید ولی بازم اتفاق افتاده
و حس میکنید دست خودتون نیست و کنترلی رو این قضیه ندارید و بعدش دچار عذاب وجدان میشید و این خیلی اذیتتون میکنه
مثلا میگید انقدر خشمتون زیاده که نمیتونی حتی با روش های روانشناسی مدیریتش کنی
شاید فرزندتون خیلی می‌ترسه زیاد عصبانی میشه داد میزنه کتک میزنه همش نق میزنه دنبال یه فرصتی برای لجبازیه
بعضی خونه ها همش صدای داد و گریه و نق بچه میاد سر غذا سر خواب و..مادر هم بدتر داد میزنه و کار به پدر هم میکشه دیگه اوضاع بدتر میشه و محیط محیط پرتنشی هست
شما هم ازین مشکلات دارید؟فرزندتون هم ازین مشکلات داره ؟
ما انسان هستیم و امکان همچین اتفاقی هست
چرا در مدیریت احساسات مثل خشم ناتوان هستیم؟(این هارو یه سری توضیح داده بودم )
اصلا مدیریت هیجان رو نمیدونیم چیه حتما بهمون یاد ندادن مثلا یه سری ها میگن خب همه داد میزنن یه چیز طبیعیه
مثلا خواهر شوهرم خواهرم جاریم مادرم همه سر بچه هاشون داد میزنن
اینکه انقدر رفتارهای بد زیاده قرار نیست که این رفتارها پس درسته چون خیلی وقتا خیلی چیزها رایحه ولی صحیح نیستن چون که مادرهای دیگه هم اینطور هستن پس قرار نیست بگیم پس مادر بودن اینطوریه
الگوی درستی نداشتیم و یه سری باورهای غلط رو بهمون یاد دادن باید پس هوش هیجانی و مدیریت احساسات رو یاد بگیرید از منابع اصلی و درست
حالا این هارو آموزش دیدی چطوری عملیش کنی؟
چقد رو تا کجا این ها رو ادامه بدیم که بشه رفتار ثابتمون؟
بارها تصمیم گرفتیم نفس عمیق بکشیم نشده پس باید شروع کار رو درست کنیم و مسیر رو مشخص کنیم و براش تلاش کنیم
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
ادامه تاپیک احساس مدیریت خشم
(سلام بچه ها ببخشید ولی واقعا من نمیتونم پشت هم هی بنویسم برا همین بینش وقفه میوفته و بازم میگم این یک وبینار یک ساعت و نیمی هست مطالبش به هم مرتبطه برا همین هروقت مطلب میزارم بخونید که هروقت مطلب بعدی رو میزارم کامل متوجه بشید)
وقتی اون ۳ تا محرک و تعبیر و تفسیر و توجه رو درست کنی ممکنه اصلا به واکنش نرسه
و روزی صدبار عصبانی بشیم و داد بزنیم که فرداش دیگه نمیتونیم کنترلش کنیم و آخر این راه بچه رو میزنن
مثلا مادری اومده تعریف کرده بچش بستنی رو گذاشته تو مایکروفر کنترل تلویزیون رو تو ماکروفر گذاشته یا پلاستیک کرده تو سوراخ جارو برقی که جارو برقی سوخته یا گچ دیوار رو سوراخ کرده ببینه پشتش چیه و گفته این بچه داره اذیتم میکنه و خیلی بچه بدیه و قابل تحمل نیست و وقتی به روانشناس مراجعه کردن و بررسی کردن و تست آیکیو گرفتن ازش فهمیدن بچه کنجکاوی بسیار زیاد داره و این بچه کارهایی که میکنه از هوششه
و بچه داره برای خودش آزمایش درست میکنه و شروع کردن به انجام دادن روش های دیگری که کمتر این بچه بقیه رو اذیت کنه و این بچه چون آیکیو بسیار بالایی داره همش دوست داشته برای خودش چالش درست کنه خب حالا مامانش نگاهش به بچه عوض شده و مداخلات متفاوت شد
پس خیلی مهمه چطور به اتفاقات نگاه کنی و علتش رو بفهمی
یا یه مادر دیگه گفته بچه ۱۰ ماهه اش خیلی لجبازی میکنه خب حالا چیکار میکنه هر وسیله ای مادر جمع میکنه اون هارو پرت میکنه این طرف و اون طرف یا سبد پر وسیله ای که جمع کرده رو اون وارونه میکنه و مادر گفته خیلی بده بچم از الان اینطوری رفتار میکنه
ویژگی بچه همینه از خراب کردن و پرت کردن و ریختن و پاشیدن خوشش میاد
مامان آبان مامان آبان ۱ سالگی
مامان قشنگا سلام
من این هفته درباره رفتارهای عصبی و پرخاشگری های آبان با یه دکتر روانشناس صحبت کردم. تجربه ام رو باهاتون درمیون میذارم.
دکتر گفت با این که همه بچه‌ها این طوری نیستن ولی این رفتارها توی این سن طبیعیه، حالا دلیلش چیه؟
۱- اینا عقلشون رشد کرده و درکشون از جهان اطرف رفته بالا ولی هنوز قدرت کلامی ندارن برای همین خیلی وقتا از اینکه نمی تونن منظورشون رو برسونن عصبانی میشن.
۲- این سن شروع شناخت حس مالکیته. و بچه با والدی که بهش وابستگی بیشتری داره (که در مورد آبان، منم) هم مثل یک شی که صاحبش هست رفتار میکنه بنابراین کوچکترین کاری که این قانون مالکیت رو تهدید کنه عصبانیش میکنه. مثلا اگه شما لحظه ای بهش توجه نکنید یا با کس دیگه ای حرف بزنید یا بغلش کنید و...
۳- تو این سن کنترل دنیای اطراف برای بچه‌ها خیلی مهم میشه و اینا میفهمن که می‌تونن دنیای اطرافشون رو کنترل کنن. پس اگه اتفاقی بیوفته که حس کنن کنترلشون کم شده (مثلا به خواسته شون بی توجهی بشه) عصبانی میشن. گفت اینکه حس کنن می‌تونن روی دنیای اطراف کنترل داشته باشن به میزان اعتماد بنفسشون در بزرگسالی خیلی مرتبطه. اما این به این معنا نیست که همیشه هرکاری ازمون خواستن براشون انجام بدیم که در بزرگسالی بااعتمادبنفس باشن، چون اولا ناممکنه و دوما ناکام شدن در برآوردن خواسته‌ها بهش میفهمونه همیشه هم نمیشه هم چیز رو کنترل کرد و این یه واقعیته.
توصیه اش به منم این بود که سعی کنم بیشتر آبان رو درک کنم و کمتر عصبانی بشم. براش تا میتونم توضیح بدم که چرا نمی تونیم فلان کار رو بکنیم گفت شاید توضیح اوایل بی فایده به نظر بیاد اما در دراز مدت جواب میده.
خلاصه که صبر جمیل برای خودم و شما آرزومندم :)