۹ پاسخ

بجز پیش مامانم یدیقه جایی نمیزارمش چون گریه میکنه حتی با شوهرمم نهایت ده دیقه بمونه بچه شیر خوار ملومه وابستس

تو این سن میگن وابستگی شدید تر میشه طبیعیه درست میشه کم کم

مامان گلرخ نگاه مادر ده تا فندق بشی بازم برای دهمین فندقت، بقیه خودشون رو مادرتر میدونند .
من خواهرمو خواهر شوهرم که مجردن از من برای دو تا بچم خودشون رو مادرتر میدونند سر بچه اولم خیلی بهم میریختم ازشون ناراحت میشدم و بدلم سنگینی میکرد الان سر دومی یک گوشم در یک گوشم دروازه چشم آره ،آهان ، راستی میگی ، ... بهشون میگم بحث نمیکنم صد درصد هم مطمئنم هر دو تا شون چون عاشق بچه هام هستند دلسوزی میکنند و از دید خودشون می‌بینند و فقط اون لحظه رو می‌بینند ولی کار خودم رو انجام میدم
سخت نگیر خودت اذیت میشی کسی چیزی گفت ، محترمانه با جواب بده که رو دلت انبار نشه، یا برای کارش یک دلیل بیار که دلت رو آروم کنه

سلام عزیزم اضطراب جدایی دیگه منم پسرم تا الان اینجوری نبود خودش بازی میکرد پیش همه میموند ولی الان چندروزی هست همش میخواد بغلش کنم پیشش باشم تا دوسالگی این مشکل هست پسر من یه مشکل دیگم داره چندشبه شب تا صب بی قرار

خب ببین همش بخوای باهاش بازی کنی یه هیچی نمیرسی .میتونی تصور کنی همش یا داره شیر میخوره یا دستم و میکشه ببره بازی کنیم دیگه این چیزا توی ذهنم هست وقنی بقیه هم میگن وابسته ست ته دلم میلرزه که ایا وتقعا وابستگیه یا هنوز کوچیکه ...

این که تنهایی بازی نمیکنه خوبه عالیه روحیه اجتماعی داره، برعکس دختر بزرگم که همش تنهایی بازی می‌کنه الان هم بزرگ شده تنهایی بازی می‌کنه همبازی ها فقط باید نگاه کنند ولی دو نچمثل بچه شما دوس داره با همه بازی کنه تنهایی بازی نمیکنه تو بازی جمعی به حرف می‌کنه

مادر فقط باید صبر کنه 😂

اگه یک روز و یکبار بوده ممکنه خواب بد دیده، یا اگه حساسه ، شاید کسی اون روز حواسش نبوده کوچولو درخواستی ازش کرده یا صحبت کرده ، متوجه بچه نشدن.

سلام عزیزم تقریبا از شش ماهکی تا سه سالگی وابستگی طبیعی معمولا از ۶ - ۷ ماهگی وابستگی شدید میشه تا دو سالگی البته هر بچه ای فرق می‌کند دختر بزرگم از چهارماهگی تا الان وابستگی به من داره از یک‌سالگی تا دو و نیم شدید وابسته بود کلا پنج دقیقه جایی نمیموند بدون من. دومی ده ماهگی وابستگی شدید تا الان که یکسال و نیمشه

سوال های مرتبط

مامان بی نام مامان بی نام ۱ سالگی
مامان کوچولو🩵🧸 مامان کوچولو🩵🧸 هفته سی‌وششم بارداری
دخترم ۵سالشه کوچیکه هم ۲۰ ماهشه باهم دیگه بازی میکنن حامله هم هستم دختربزرگم میگه با من بازی کن نمیدونم چی بازی کنم
با مادرشوهرم یه حیاطیم مثلا دخترام میرن حیاط بازی کنن با خاک و گل یا یچیزی درست کنن هی میگه خونه بالا بیاری به دختر بزرگم میگه مامانت کجاست پس از نظرشون بچه باید زندانی باشه تو خونه لباساشون لک نیفته تر و تمیز باشن حالا مردم پا میشن میان روستا بخاطر بچه هاشون اونوقت ما روستاییم نمیزارن بچه حیاط بره
دخترم میبینم خیلی حوصلش سر میره شهر هم نیستیم باز بره کلاسی چیزی
بعد یسوال بچه هاتون خودشون تو حیاط بازی نمیکنن؟
یا من نباید بزارم برن حیاط؟
ماه اخرمه ۲۵روز دیگه زایمان میکنم لگن درد منو کشته فقط اونجوری که دخترم میخواد نمیتونم بازی کنم باهاش فقط میتونم نشسته بازی کنم
بعضی وقتا منو ارایش میکنه یا موهامو شونه میکنه میبنده یا با خاهرش بازی میکنه یا یکم میره حیاط یا شب با باباش بازی میکنن ولی حس میکنم خیلی محدوده چون خیلی شلوغه اونجوری که میخواد انرژیش تخلیه نمیشه مثلا بره باشگاه یا یه کلاسی که دورش شلوغ باشه
فرزندپروری گهواره کولیک قطره آهن مولتی ویتامین فرزندپروری پوشک شیرخشک فرزندپروری اسهال استفراغ کولیک رفلاکس قطره آهن