۸ پاسخ

نگرانی نداره دختر منم تو جمع عمه ها و مادربزرگاش سمت من نمیاد زیاد.

خیلی عالیه این نشون میده عالی پیش رفتی و بچه امنیت کافی داره و اضطراب نداره.

برعکس پسر من تو جمع و تنهایی فقط بهم چسبیده الان دوعفتس اضطراب جدایی گرفته سخته

دیگه بزرگ شده

والا واسه منم همینه تو جمع انگار مادر نداره یه ادعا های میاد ولی وقت خواب و شیر پیدام میکنه😁😁

نگران چی هستی عزیزم این خیلی خوبه ک بچه ات اجتماعیه در واقع چسبیدن ب مادر اشتباهه بچه اضطراب جدایی داره و اینکه ممکنه یکی دو ماه دیگ اضطراب جدایی بیاد سراغش

ظاهرا لناها خیلی بلان😀

بچه منم همینطوره فقط وقتی خوابش بیاد میاد سمتم و گرنه بغل همه رو به من ترجیح میده😅

سوال های مرتبط

مامان alma 👧🏻🍼💖 مامان alma 👧🏻🍼💖 ۱۲ ماهگی
کاش بچه نمیاوردم 🫠
نه از اطرافیانم کمک دارم نه از شوهرم …
هیچوقت پدر خوبی نمیشه برای بچه ،،، یسره بچه بهم میچسبه حتی یبارم دست باز کنه بچه نمیره بغلش بعدرو به بچه میگه اگه دیگه برات چیزی خریدم … نه بغل میکنه بچه رو نه نگه میداره نه کمک میکنه خسته شدم دیگه انگار فقط من دلم بچه میخواست خستم خدایا خستههههه
دوساعت پیش رفتم یه ناهار کوفت کنم خودش تند تند خورد رفت کنار بعدش بچه لج افتاد پایه ناهار خوری و گرفت سرش خورد به میز … بچم قش کرد بس گریه کرد منم غذا نخورده همه چیو ول کردم اومدم تو اتاق یسره گریههههه بابا خسته شدم هیچ تایمی برای خودم ندارم اصلا چرا بچه اوردم انگار فقط دوست داشت بچه بیاره ،،، بچه اصلا به رسمیت نمیشناسه اینو … صبح میره مغازه رو صندلی میشینه تا ظهر بیاد ظهرم سرش تو گوشی میخوابه دوباره میره مغازه شبم میاد شام میخوره میره رو مبل گوشی دست میگیره تلویزیون میبینه نه توجهی به بچه داره نه محبتی گناه داره بچم به کی بگم حرف دلمو خدایا خسته شدم از این همه مسئولیت


گهواره تب رفلاکس کولیک نوزاد فرزندپروری مای بیبی
مامان پارسا 🫀🤱🐣🍼 مامان پارسا 🫀🤱🐣🍼 ۹ ماهگی
مامان جون پارسا ( مادر شوهرم ) همین الان یهویی قسمتش شد بره مشهد و منو بچم الان غمگین ترینیم 😔😞 با چشمای اشکی بدرقه اش کردیم . درسته عقایدم همیشه باهاش متفاوت بوده ولی جفتمون بهم احترام میزاریم . برا همین مراسم تشییع رفت مشهد منم خیلی دلم میخواست برم البته برا امام رضا نه چیز دیگه ، که خب با بچه تو این گرما شرایطش نبود . دلم براش خیلی تنگ میشه . تحمل خونه بدون مامان جون خیلی سخته 😞 منم وسیله هامو جمع کردم این یک هفته رو برم خونه مامانم اینا که نبودش کمتر به چشم بیاد .
بچه ۹ ماهه از صبح تاحالا ی جوری بهش نگاه میکرد و انگار میفهمید میخواد جایی بره بدون ما . از یک ساعت پیش تاحالا فقط داره گریه می‌کنه . آخه خیلی مث خودم بهش وابسته است . کاش سالم برن و برگردن .هزارتا فکر تو سرم هست . اصلا نمی‌دونم چی نوشتم تو این تاپیک . حالا اگه میگین غصه نداره که مادرشوهره بیخیالش و از این حرفا باید بگم ک مث مامانمه و حتی بهتر و دلسوز تر از مامان خودم . خیلی مهربون و دل پاکه 😭
بارداری فرزندپروری سونوگرافی پوشک