کاش بچه نمیاوردم 🫠
نه از اطرافیانم کمک دارم نه از شوهرم …
هیچوقت پدر خوبی نمیشه برای بچه ،،، یسره بچه بهم میچسبه حتی یبارم دست باز کنه بچه نمیره بغلش بعدرو به بچه میگه اگه دیگه برات چیزی خریدم … نه بغل میکنه بچه رو نه نگه میداره نه کمک میکنه خسته شدم دیگه انگار فقط من دلم بچه میخواست خستم خدایا خستههههه
دوساعت پیش رفتم یه ناهار کوفت کنم خودش تند تند خورد رفت کنار بعدش بچه لج افتاد پایه ناهار خوری و گرفت سرش خورد به میز … بچم قش کرد بس گریه کرد منم غذا نخورده همه چیو ول کردم اومدم تو اتاق یسره گریههههه بابا خسته شدم هیچ تایمی برای خودم ندارم اصلا چرا بچه اوردم انگار فقط دوست داشت بچه بیاره ،،، بچه اصلا به رسمیت نمیشناسه اینو … صبح میره مغازه رو صندلی میشینه تا ظهر بیاد ظهرم سرش تو گوشی میخوابه دوباره میره مغازه شبم میاد شام میخوره میره رو مبل گوشی دست میگیره تلویزیون میبینه نه توجهی به بچه داره نه محبتی گناه داره بچم به کی بگم حرف دلمو خدایا خسته شدم از این همه مسئولیت


گهواره تب رفلاکس کولیک نوزاد فرزندپروری مای بیبی

۱۰ پاسخ

حق داری ولی محکم باش

چقدر منی 😭😭 هرروز خودمو فحش کش میکنم خیییلی دست تنها موندم خیلی

واییییییییییی خیلی سخته اینجوری یعنی حتی بغل هم نمیکنه این دیگه چ پدریه خاک تو سرش

یعنی،چی مگه مادرا چه گناهی کردن من ام شوهرم نگه نمیداره درحد ده دقیقه ولی مامان بابام خواهرشوهرم کمک می‌میکنن دخترم ۸ سالشه روزی،یه ساعت نگه میداره شوهرت چقدر بی،احساسه براش،دیگه بچه نیار حالاوام فرزند آوری رو بده بهت برنداره برای خودش

چه پدر بی مسئولیتی🥲 خب باهاش وقت نمیگذرونه برای همین نمیشناستش
بهش بگو تو ام پدرشی یک ساعت با کالسکه ببرش بیرون یکم باهاش بازی کن☹️

جسارتا جنسیت بچه براش مهم نبوده چون بعضی از مردا جنسیت براشون مهم سعی کن باهاش صحبت کنی واقعا خسته نباشی سخته ولی میگذره اونم بزرگ میشه همیشه که قرار نی تو همین سن بمونه 🫠🫠بزرگ میشه کمکت میکنه با باباش صحبت میکنه اون موقع حریف دوتاتون نمیشه

منم عین توام
متنهی من شهر غریبم
شیرینیاش زیاده

من همسرم کلا سرکاره یه شهر دیگه و ۱۴روزی ۳روز میاد اونم این هفته قرار بیاد خودم‌گفتم نیاد چون همیشه سر این مسایل بحث‌میکنیم اصلا بچه رو‌نمیگیره و‌جند وقت پیش یه دعوای حسابی داشتیم تهدیدش کردم و بهتر شد حداقل وقتی میاد ترس برداشته و‌کمک‌میکنه توئم تهدید کن بنظرم اصلا دلسوز هم نباش دلت برای خودت بسوزه همین بچه بزرگتر بشه انچنان بابام بابام میکنه یا میره دنبال زندگیش ک برگات میریزه مادری کن‌ولی از خودت نکذر گریه کرد بلندش نکن پدرشه بذار اونم ب فکر باشه حداقل درکت کنه

فک‌نکنم‌با صحبت بشه حالیش کرد

باهاش صحبت کن
و بهش اینا را بگو

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
یعنی بخدا دیگه هیچ بچه ای مثل پسر من نیست
روزی هزار بار میگم گوه خوردم بچه آوردم
از همون اول این بچه خواب نداشت
تو 24 ساعت 2 ساعت با زور میخوابه
الانم افتاده به چهار دست و پا و خودش وایمیسته دیگه قرار نداره
نه دست دارم نه پا نه اعصاب نه روان نه خواب
فقطم باید راه برم یه چی بدم بخوره
یعنی از هر کی میپرسم همه میگن بچه ما اینطوری نیست که نخوابه بخدا دیگه بریدم
شوهرمم میگه کمکت میکنم وقتیم بچه رو بهش میدم نگه داره عرضه نداره صد دفعه بچه رو ول میکنه بیاد سمت من که نذاره بخوابم بعدم ادا میکنه من نگهش میدارم
خدا نکنه شام و ناهارشم دیر بشه شعور نداره بگه زن من تو 24 ساعت 2 ساعت میخوابه انقدر غر میزنه که منم قاطی میکنم براش
فقط گفتم یعنی لعنت به آدمی که با این شرایط بچه دوم بیاره که فقط خودمو پیر میکنم
تو یه سال تمام موهای سرم از حرص و فشار عصبی سفید شده
وقتیم مریضه تمام بار مریضی بچه روی دوشه منه اونم واسه یه دکتر بردن از خسیسی که پول خرج میکنه فقط رو اعصابم راه میره و میگه تو عشق دکتری که بچه رو ببری دکتر🤦🏻‍♀️
یعنی خدا از این مرد نگذره فقط