۱۰ پاسخ

امیدوارشدم اینو دیدم... همه منو ترسوندن ک اره وابستش کردی لوسش کردی ازبس پیشش بودی نمیتونه بدون تو باشه🥲🥺پسرمنم همینه

سلام منم دخترم همین طور کارام مونده خونه کثیف شده ریخت و پاش ظرفها نشسته
نمیخابه غذا نمیخوره فقط بغل 🥲

منم همینم😪😪😪انگار دوران وابستگیه .اصلا خودش بازی نمیکنع

وای منم دقیقا همین مشکلو دارم دو دیقه میخوابه میرم‌ سراغ کارا بیدارمیشه و میاد بغلم به زور کارامو میکنم تو بغلمه دستام داره میشکنه .دسشوییم با درباز میرم هی دالی بازی میکنم باهاش تند تند میام پیشش

باهاش کار میکنم اونجور مواقع

منم دقیقا همین طور خسته شدم صدتا چیز باید بریزم پیشش تا فقط برم دستشویی و بیام

یه کم سرگرمش میکنم ولی بازم رو دور تند باید کارهامو انجام بدم انگار تو خونه دارم میدویم، خیلی سخته 😪

منم همینم وقتی میخابه دوتا دست دارم به ده تایی هم قرض میگیرم عینه جت میپرم کارامو می‌کنم 😆

اواخر ۸تا اواسط ۱۰ماهگی انگاری سخته براشون اضطراب و ترس از جدایی مادر آشنایی بیشتر با محیط اطراف
و دندون در اوردن بدترین مرحله و دردناک‌ترین ماه منم همین بودم انگاری یه روزه تغییر کرد و یهو جیغ و گریه ثاینه ای نباید پلک میزدم همه اش گریه و این ماه ها فعلا ادامه داره و دندون پشت دندون و اذیت هایی که میشن باید کنار بیایم

دخترم منم ... یا یه دستی کار میکنم بچه بغل .یا وقتی خابه .یا با تحمل صدای گریه و جیغ 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

سوال های مرتبط