خدایا
تو شاهد بودی آن شب‌هایی که در تاریکی بیدار بودم با سینه‌ی خشک و دلی لبریز با نوزادی توی بغلم که گرسنه بود و من شرمنده از ناتوانی خودم. تو دیدی اشک‌هایم را که با دعا همراه بود وقتی گفتم «یا حضرت فاطمه، سهم جانان را خودت در سینه‌ام بزار...»و تو گذاشتی ای مهربان حتی اگر قطره‌ای بود اما پر از برکت و آرامش بود حالا که زمان جدایی رسیده نه از بی‌مهری که از حکم رشد و تقدیر تو دلم آرام نیست اما تسلیمم خدایا، اگر آن روزها شیر رو در سینه‌ام گذاشتی امروز مهربانی را در دلم بزار تا به جای هر مکیدن بوسه‌ای باشه و به جای هر اشک لبخندی خدایا جانان رو از چشمه‌ی رحمت خودت سیراب کن دلش رو بی‌نیاز از هر چیزی جز عشق تو باشه و منو یاری کن تا مادر بمانم
با آغوشی گرم حتی بدون می می

بعد کلی سختی و مریض شدنم و با اون همه انتی بیوتیک که بهم زدن نذاشتم شیرم خشک بشه تا دخترم شیر بخوره و حالا وقت جدا شدنه بمونه به یادگار ۱۴۰۴/۸/۱۱

۹ پاسخ

چقدر زیبا🌹و حق

چقد زیبا

چه بیان قشنگی🌹

چ زیبااا

چ قشنگ🥹

چقد قشنگ گفتی عزیزجان
الهی ک سبک باشه براتون راحت کنار بزاره🌻🌻

وای خیلی سختہ منم 10 روزہ از شیر گرفتمش ھمس سراغشو میگیرہ میاد سرشو میزارہ روش بوسش میکنہ اصلا کبابم کردہ بعضی وقتا جوری میشم میگم کاش دوبارہ بھش بدم جلو خودمو میگیرم💔ھنو ھیچ نشدہ دلتنگ شدم😩

خیلی قشنگ بود و من اینو عمیقا تجربه کردم

عزیزممممممم 🥺🥺🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان آوینا مامان آوینا ۲ سالگی
پایان شیر خوردنِ تو، شروع یک فصل تازه‌ی ما ❤️❤️
دختر کوچولوی من،
امروز ۹ روزه که یکی از قشنگ‌ترین فصل‌های کودکی‌ات رو پشت سر گذاشتیم و دلم می‌خواد این روزها رو برای همیشه یک گوشه از قلبم نگه دارم...
ماه‌ها و روزهای زیادی، آغوش من امن‌ترین جای دنیا برای تو بود؛
با شیر من آرام شدی، خوابیدی، خندیدی و قد کشیدی.
و من، هر بار که تو را در آغوشم می‌گرفتم، بیشتر از قبل می‌فهمیدم مادر بودن یعنی چه... ❤️❤️
حالا ۹ روزه که دیگه شیر نمی‌خوری؛
۹ روزه که آخرین لحظه‌های شیر خوردنت تبدیل به خاطره شده...
خاطره‌ی گرمای تنت، دست‌های کوچکت، نگاهت و آن لحظه‌هایی که با عشق به من پناه می‌آوردی.
دخترم،
از شیر گرفتمت، اما از آغوشم نه...
از شیر گرفتمت، اما از دوست داشتنت نه...
تو فقط یک قدم بزرگ‌تر شدی و من یک قدم بیشتر دلم برای روزهای کوچکی‌ات تنگ شد. 🥹😭
امروز پایان یک عادت نبود؛
پایان یک فصل از کودکی تو و شروع فصل تازه‌ای از بزرگ شدنت بود.
بزرگ شو عزیزِ جانم،
اما هرچقدر هم که بزرگ شدی، یادت باشد
آغوش مامان همیشه خانه‌ی توست. ❤️❤️❤️
این چند خط رو برای خودِ امروزمون می‌نویسم؛
برای اینکه سال‌ها بعد وقتی به این تایپیک نگاه کردم، یادم بیاد که ۹ روز از آن خداحافظی شیرین گذشته بود و دختر کوچولوی من، آرام‌آرام داشت بزرگ می‌شد.🫂🫂
دخترقشنگم با همه سختی و شب بیداری هایی ک تو این ۹شبانه روز داشتی موفق شدی این مرحله پشت سر بزاری
ولی دلم واسه وقتایی که شیرمیخوردی و با اون دوتاچشمای رنگیت تو چشمام خیرمیشدی تنگ شده عشق مامان🥹🥹😢😢
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
♦️ترفندهایی برای از شیرگرفتن از ۱۵ ماهگی شروع کنید♦️
♂️♀️


💟 مادران کودکان یک تا دو ساله معمولاً در جمعهای خانوادگی سوالی دارند که از همه مادران میپرسند: «شما چطور او را از شیر گرفتید؟»

💟 اگر شما هم این مشکل را دارید و هنوز فرزند دلبندتان را از شیر نگرفته‌اید، توصیه‌های زیر را هم بخوانید:

💟 از شیر گرفتن بچه وقت و صبر میخواهد!
(از پانزده ماهگی آهسته آهسته شروع کنید و دوسالگی پروژه خود را عملی کنید.)

💟 پیش از آن که کودک را از شیر بگیرید، او را به غذا خوردن و نوشیدن مایعات با لیوان عادت دهید! ☕️☕️

💟 (برای او سرویس غذاخوری جداگانه‌ای، با طرح‌های کودکانه و رنگ‌های شاد و تند و جذاب بخرید.)

💟 به تدریج فاصله زمانی شیر دادن‌ها را بیشتر کنید!

💟 (صبح‌ها وقتی کودک از خواب بیدار شد به او شیر دهید و نوبت بعدی را تا جایی که امکان دارد به تأخیر بیندازید)

💟 اگر شاغل هستید و کودکتان عادت کرده است که در زمان و مکان خاصی شیر بخورد، باید حواستان به زمان باشد!

💟(در ساعتهای شیردهی سعی کنید خود را مشغول نشان دهید در عوض کمی آب میوه یا یک لیوان شیر را برای نوشیدن در اختیار کودک بگذارید.)

💟 در برنامه‌های روزانه او تغییرهایی به وجود آورید!🏡

💟(کودکان در این سنین به راحتی با جایگزینهایی مثل پارک رفتن و رفتن به خانه مادربزرگ کنار میآیند پس سعی کنید روشها و کارهای مناسبی را برای جایگزینی در نظر بگیرید.)

💟 توصیه میشود از همسرتان کمک بگیرید! 👱
(وقتهایی که کودک شیر میخواهد، شوهرتان او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد.