به قضاوت ها هم اصلن اهمیت ندین اصلن فقط باید خود ادم دوقلو داشته باشه که ما دو قلو دارارو درک کنه
بارداری زایمان دوتا نی نی کوچیک مگه الکیه
همینا که دور از جون شما زر میزنن یک لحظه هم نمیتونن جای ماها باشن.
بهترین کار رو کردی من خودم نگه داشتم الان روانی شدم ، یه لحظه خنده به لبم نمیاد اصلا لذتی از بچه نبردم اصلا
خدا حفظشون کنه عزیزم ولی من از دوماه مونده به زایمانم مادرشوهر اومد خونمون پخت وپزواینا رو کمکم کرد تا ۶ماهگیه بچه ها موند خونمون ولی بعدش دیگه رفت خونه خودش هنوزم پخت وپز با اونه میپزه میفرسته روزی ی بار هم میاد بهمون سر میزنه
قشنگم ، کار خوبی کردی ..
نگهداری دوقلویی تنهایی سخته کلا
من خودم بعد دو سه ماه تصمیم داشتم پرستار بگیرم ، اما واقعا کی بهتر از مامان و خواهرام
اینقدر عاشق بچهاامن و نگهداری میکنن ..
خیالم راحته
خودم منم ۴ ۵ روز میرم خونه تنهایی ، بعد ۹ روز میام پیششون خونه بابام میمونم ..
خونه خودم یه شهر دیگه هست بابام اینا شهر دیگه .. منم تصمیم دارم ۹ ماهه شدن ، یعنی تو اسفند ماه بیارمشون خونه و پرستار بگیرم حتما
ولی کم کم شروع کن ،، مثلا پسرتو یه چند ساعتی تنهایی بیار پیش خودت دخترتو بزار پیش مامانت ..
چون دخترتون بهتون عادت داره دو سه ساعتی خونه باباتون بمونه چیزی نمیشه
دو سه ساعت تمام توجهتون به پسرتون باشه ،، یک هفته تمرین کن ،، بعد هفته دوم ،هر دو رو بیار دو سه ساعت باهم باشن ..
تا عادت کنن دوقلوها بهم ،، بازی کنن
خلاصه اینک کم کم تلاش کنی به نتیجه خوبی میرسی
من از وقتی ک بچه ها ب دنیا اومدن تنها تنهای بودم با ی بچه ۵ سال الان نزدیک ۳ ماه هستن بچه هام ولی هیچ کس هیچ کمکی نکرد بهم اینقد ناراحتم و دلم براخودم میسوزه که همش میشینم گریه میکنم خدا مادرتو برات نگه داره عزیزم
عزیزم شرایط هر کس متفاوته، اصلا و ابدا به حرف بقیه اهمیت نده،هر کس حرف مفت زد بگو بیا یک روز بچه هارو ببر خونه ت ببینم چجوری میتونی از پس دوتا بچه و کارای خونه بربیای...
من تا شش ماه اول کمکی داشتم ولی بعدش دیگه خودم بودم،شوهرمم از سر کار میومد گاهی کمک میکرد واسه خوابوندنشون... ولی همه ی کاراشون با خودم بود و واقعا وقت واسه کارای خونه و غذا درست کردن نداشتم
غذا اکثرا مامانم برامون میفرستاد یا از بیرون میگرفتیم... تمیز کاری هم در حدی که ظاهر یکم تمیز باشه فقط میتونستم یه گردگیری و جارو بزنم اونم هر دو سه هفته یبار...
اصلا به خودت سخت نگیر، شما هر جوری باشی اونیکه بخواد چرت و پرت بگه،میگه...
سلام به تمام مامان های چند قلو و درود و خدا قوت.
خانم محدثه عزیز خوب دقت کن بقیه توی زندگی شما نیستن از این به بعد به همه بگو آوردمش پیش خودم ولی نیارش،من نمیفهمم به بقیه چه،مگه یبار اومدن کمکت که حالا نظر میدن،
هر چه میگن بگو پیش خودمه گریه زاری مامانمو میکنه و حالش خوب نیس به حرف شماها آوردمش، نمیزارم مامانم بیاد پیشش ببینتش،بگو حالا هر روز دوساعت نفری بیاین بچه هامو نگه دارین داغون شدم
ببینیم اونموقع کی میاد کمک،والا
شما هم عزیزم آنقدر به خودت سختی نده بیشتر از همه روحیه خودت مهمه
بیشتر به فکر اعصاب خودت باش همینکه روزی چند ساعت بچه هات پیش هم و هم بازی هستن کافیه
بزرگ میشن پیش هم میمونن،شما توجه به قضاوت هیچکس نکن،کفش شمارو نپوشیدن که با کفش شما زندگی کنن.
بیخیال باش و به فکر زندگی شاد برای خودت و دو تا نی نی باش.
اصلا گیرم که شما همین امروز دوتاشون آوردی پیش خودت گریه و زاری دارن خوابیدن و شستن و پوشک و غذا .....بیخیال باش
من بودم از این به بعد دخترمم میبردم کسی دیگه دوسه ساعتی نگه داره
هر کسی هر حرفی زد بگو پیش خودمه و همیشه مریضه بیاین کمک
دیگه نمیگن مطمئن باش
عزیزم هرکس صلاح زندگیشو خودش میدونه
ولی حالا ک میگی داره وابسته میشه و تصمیم گرفتی بیاریش خونه زودتر بیار
بعد یهو کامل جداش نکن
چن شب مادرت بمونه پیشت مطمئنن بی قراریشو میکنه
بگن ک به تو بگه مامان یهو بچه براش سخت نشه
موفق باشی عزیزم خدا مادر پدرتو برات نگه داره کمک بزرگی کردن
۲قلو داشتن سخته
خدا به خودت و مادرت قوت بده دوقلوهای من الان دانشجو شدن، منم وقتی اونا بدنیا اومدن دانشجو بودم. به خاطر شرایطم من چند روز خونه مادرم می موندم، گاهی خواهرام و مادرم یا خواهر شوهرم پیشم می موندن، چون کار شوهرم هم جوری بود که یا شیفتی بود یا یه هفته در میون می تونست بیاد خونه. معمولا یه نفر پیشم بود اما گاهی تنها هم بودم. سخت بود ولی شیرین بود. فکر کنم حالا که دیگه بچه هات نزدیک یکسالشونه بتونی با هم داشته باشی، چون خیلی کارها مثل غذا دادن، حموم کردن و بازی کردن رو می تونی با هم براشون انجام بدی. ولی در کنارش بازم نیاز به کمک بقیه داری. از این به بعد بین بچه ها هم وابستگی بیشتر به وجود میاد قبلش که خیلی کوچیکن زیاد به هم توجه نمی کنند. کم کم پسرت رو بیار ولی یه دفعه هم از مادرت جدا نکن چون الان یه جورایی اون رو مادرش می بینه، بیاد هر روز چند ساعت باشه. و کم کم ساعت غیبتش بیشتر بشه
عزیزم🥹خدا مادرتو برات نگه داره …منم مامانم ی ماه قبل زایمانم اومد پیشم چون استراحت مطلق شدم اخرا…ی ماهم بعد زایمانم پیشم بود بعد رفت …بالاخره اونم زندگی داره و بچع مدرسه ای و دوره ازم ۸ ساعت….اصلا کمکی ندارم…با ی دختر ۵ سالم صب تا شب تنهاییم…چی بشه حالا ی روزایی شوهرم ظهرا بیاد خونه ی کمکی چیزی کنه…ظرف بشوره جارو بکشه گاها پوشکشون عوض کنه تو حموم بردنشون کمکم کنه….چند روزیه ب قکر اینم ک کمکی بگیرم هفته ای چند روز رو بیاد…همه میگن درسته میتونی صد خودتو گذاشتی اما پیر میشی وقتی کمک نداری دست تنها
شما هم بیاریدش اولش سختتونه بعدش عادت میکنن به هم اینجوری بچه وابسته میشه گناه داره.
مامانتونم کنارتونه که فوقش یکی دوشب بیان خونه شما بمونن
سلام عزیزم من تا ۹-۱۰ماهگی تقریبا کمک داشتم نوبتی پیشم وایمیستادن چند ماهشم رفتم خونه مامانم
ولی دیگه از اون به بعد موندم خونه وسایل اضافی رو جمع کردم خونه امن با بچها میمونم همسرمم کارش زیاده اکثرن نیست.
یه دختر ۷ساله هم دارم.
منم تا یکسال ونه ماهگی مامانم یکشو نگه میداشت ولی من چند روز پسرم اونجا بود چند روز دخترم دوتاشونم شیر خشک میخوردن دیگه بعد از یکسال ونه ماهگی خودم نگهشون داشتم همه خونه رو امن کردم برا آشپزخونه در گذاشتم دیگه این طوری نگه داریشون راحت تر میشه البته اولا سختم بود ولی کم کم عادت کردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.