۳ پاسخ

انقباض چ شکلیه و از کجا فهمیدن که 3 سانت بازی معاینه با دست کردن

نه ربطی نداره بچت اخرین روز موندنش تو شکمت بوده برا همین مدفوع کرده.شما اگه درحال زایمان هم نبودی تو اون زمان بچه مدفوع میکرد

راستی آمپول فشار زدن از ۱۲ یا ۱۱ تا ۶ عصر درد کشیدم

سوال های مرتبط

مامان کلوچه🍪 مامان کلوچه🍪 روزهای ابتدایی تولد
اومدم از تجربه زایمانم بگم 🍄 پارت1🌼
38هفتگی رفتم معاینه لگنی یه سانت بودم سر بچه هم تو لگن بود، لگنم هم عالی بود.(زیاد درد نداشت درحد پنج ثانیه)
40 هفته کامل شدم و هنوز دردی نداشتم فقط انقباض‌های کاذب با اینکه کلی پیاده‌روی و ورزش میکردم(مامای آنلاین داشتم ک باهاش ورزش میکردم)پله‌نوردی ک دیگه نگو هر روز 11طبقه بالا پایین میکردم.
اینبار رفتم معاینه تحریکی(خیلی درد داشت نتونستم درست همکاری کنم،با خودم گفتم چطور میخوام زایمان طبیعی رو تحمل کنم😅) بهم گفت یه سانت و نیمی، همون موقع درد و انقباض اومد سراغم جوری ک گفتم تا فردا زایمان میکنم، از مطب تا خونه رو پیاده برگشتم تا دردم بیشتر بشه ولی صبح دردم کاملا محو شد🙁برا همین رفتم بیمارستان(یه نامه از طرف بهداشت هم داشتم).
معاینم کردن گفتن یه سانتی(نمیدونم اون نیمش کجا رفت😒)ان اس تیم هم خوب بود، ولی بستریم نکردن گفتن برو 41 هفته ک شدی بیا، بهشون گفتم ممکنه بچم مدفوع کنه، نامه رو هم بهشون دادم قبول نکردن.
40هفته و 6روز ک شدم دیگه نتونستم یه روزم تحمل کنم رفتم بیمارستان بدون درد، معاینم کردن گفتن اصلا هیچی باز نشدی😳.
مامان قلب ❤️ مامان قلب ❤️ ۸ ماهگی
خانما من ۱۰ بهمن زایمان کردم و چون هم درد طبیعی کشیدم و هم سزارین گفتم شاید دوست داشته باشید از تجربم استفاده کنید.
من ۶ بهمن ۳۷ هفته و ۱ روز معاینه لگنی شدم،دکتر کلی از نرمی رحمم و یه زایمان طبیعی راحت برام تعریف کرد،و گفت لکه بینی داشتی عادی،من اومدم خونه دوروز لکه بینی قهوه ای داشتم،۸ بهمن صبح دیدم ترشح موکوسی خونی دارم،رفتم بیمارستان معاینه و ان اس تی گفتن نه عادیه،دوباره ۹ بهمن صبح دیدم اندازه یه نوار بهداشتی کامل یهو ازم ترشح موکوسی اومد،۵ دقیقه بعدش هم دیدم خیس خیس شدم،رفتم حمام دوش گرفتم دیدم اونجاهم ازم اب میره،دیگه فوری رفتم بیمارستان،گفتن کیسه اب پاره شده هیچ دردی هم نداشتم،۳۷ هفته و ۴ روز بودم دیگه بستری شدم رفتم برا پروسه زایمان طبیعی و چون کیسه آبم پاره بود زمانم برا زایمان طبیعی محدود تر بود،سرم فشار گرفتم دردام شروع شد واقعا زمان کند می‌گذشت هم زمان کلافه کننده بود هم دردام،واقعآ درد بدی بود،دهانه رحمم ۴ سانت که شد با التماس اپیدورال تزریق شد،و واقعآ دوساعت بدون درد سپری شد ولی دهانه رحمم پیشرف نداشت،دوز امپول فشار بیشتر کردن و دوز اپیدورال منتها دیگه دردام انقد زیاد شده بود که بی‌حسی تاثیر نداش،و من تنها بودم تو بخش زایمان با ۶ تا ماما که همه توجهشون بمن بود،نصفه شب شده بود همه خسته منم ساعت ۳ صبح فول شده بودم دهانه رحمم کامل باز ولی بچه نمیومد،دیگه ساعت ۴/۵ صبح بعد کلی التماس و زنگ زدن به دکتر که زمانش تموم شده ولی بچه نیومد و خطرناکه دکتر بی وجدان راضی به سزارین شد