۸ پاسخ

سلام عزیزم
دقیقاً اولین روز عید امسال، پسر عمه همسرم (که خیلی همه قبولش دارن و هیچکس جرأت نداره روی حرفش حرف بزنه) توی جمع بیست نفره اسم پسرم رو مسخره کرد ( رادین ،رادیاتور) من همون لحظه بهش گفتم لطفاً آخرین بارتون باشه این حرکت ، من درباره اسم و شخصیت پسرم با هیچکس شوخی ندارم
و جمع توی سکوت فرو رفت 😌
الان که به کارم فکر میکنم به خودم افتخار میکنم چون تونستم از پسر بی دفاع خودم جانانه دفاع کنم.

عشقم چرا اجازه میدید بقیه بچه رو جلوتر له کنن اون طفلی الان تنها حامیش شمایید درکی ندارع ازاین که الان باید جواب عموش و چی بده

از امپراتور بادها عذرخواهی کنید 😂

چی فرمودید🤣🤣🤣
اون دیگه خیلی اسکله

والا ما هم نمیگیم چی فرمودید چه برسه بچه

برای منم پیش اومده اگر دیدم حق با بچمه ازش دفاع کردم وبه عرض طرف رسوندم اگر کار بچم بی ادبی بوده بعد تو خلوت بهش تذکر دادم که تکرار نکنه
مثلا پسربزرگم ۶سالش بود رفتیم خونه ی پدرشوهرم داخل ماشین خواب بود بیدارش کردیم بردیمش داخل خواب خواب بود مستقیم رفت رو مبل خوابید پدرشوهرم بهش برخورد که سلام نکرده همون شب هرکس اومد خونشون تعریف کرد منم توضیح کامل دادم که دلیل سلام نکردش چی بوده
میدونید زورم از چی میگیره دختر وپسر خواهرشوهرم بزرگن دختر کلاس هشتم پسر دوم وقتی میان ی سلامی درستی بلد نیستن کنن فقط به پدرشوهر مادرشوهرم سلام میکنن ما هم میگیم هنوز سنی ندارن باید آداب معاشرت یاد بگیرن من سلامشون میکنم تا یاد بگیرن .

پیش نیومده خیلی واضح ولی از بعد تولدش هر چیزی گفته شده باشه با احترام اما حرفم رو زدم.

مثلاً دیشب خونه مادرشوهرم بودیم اهورا به زبون خودش چندتا فحش داد یهو مادرشوهرم گفت اینارو از شما یادگرفته یکدفعه خواهر شوهرم اومد گفت یکم تربیتش کنید که منم گفتم اولا تربیت بچه از هفت سالگی معلوم میشه الان جلوش و بگیرم فردا خود به خود خیره مدرسه چیزای بدترهم یاد میگیره پس طبیعیه دیگه لال شد رفت اتاق

ما اونشب خونه مادر شوهرم بودیم آهنگ گذاشته بودن لاوین هم میپرید بالا پایین به عنوان رقص کلا اینجوری می‌رقصه مادرشوهرم میگه آخه رقص هم بلد نیستی خدایی منم دهن به دهن نشدم اینا مریضن دیگه تا پنجاه سال نفهمیده نمی‌فهمه دیگه

سوال های مرتبط

مامان ❤️قلبم❤️ مامان ❤️قلبم❤️ ۳ سالگی
فرزندپروری پوشک شیرخشک نوزاد رفلاکس
خانما پسر جاریم تازه ازدواج کرده دوماهی تقریبا میشه ۵ ۶ سالی ازم کوچیکه مامانش خیلی ازش بزرگه
چند وقتی بود همش میدیدم استوری های عمگین میزاره و...
دیشب دیدم گفت زن عمو یه چیزی بگم گفتم بله بفرما گفت میدونم پیش بقیه نمیگی میگم گفتم اول به مادرت بگو پس گفت نه روم نیست
گفتم نمیدونم والا اگه صلاح میدونی بگو کمکت میکنم ازدستم بربیاد گفت خانومم نمیزاره اصلا بهش نزدیک بشم ازدواج شون سنتی بود
گفت تا میرم کنارش بشینم پامیشه به زور جوابم میده با همه خوبه با من نه حتی تنها هم هستیم تو اتاق موقع خواب نمیزاره دستم بهش بخوره میره دور میخابه نمیزاره دستم بهش بزنم و ....
دختره دختر خوبیه خجالتی هست سنشم کم نیست ۲۲ اینا هست
گفت بع نظرت درست میشه یا باید به مادرم یا مادرش بگم ؟
گفت هرچی خاسته براش فراهم کردم بهم میگه چی لازم دارم و اینا میخرم ولی نمیزاره دست بهش بزنم.جواب پیام و زنگ نمیده یا به زور میده
گفت خیلی تو عذابم.
من چیزی نگفتم بهش دیشب مهمون داشتم گفتم باشه سر فرصت بخونم جواب میدم الان خوندم نمیدونم واقعا چی بگم بهش
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲