خانمای اصفهانی تجربه زایمان سزارین دوم با دکتر آخر لحظه ایی دکتر زهرا انصاری و کلینیک اصفهان من صبح رفتم دکتر سرش شلوغ بود ولی منشی سریع اول هفته رو میپرسه تا گفتم مریضش نبودم و هفتم ۳۸ و چند روزه و برای زایمان اومدم سریع فرستاد تو ک اگه قراره همون روز زایمان کنم سریع بفرسته بیمارستان چون ظرفیت اتاق و ... دارن رفتم پیش دکتر گفت چرا اومدی الان اینجا گفتم دکتر خودم زیرمیزی زیاد می گرفته تعریف شما رو شنیدم سریع زنگ زد بیمارستان ک اگه اتاق هست برم برای زایمان چون منم ۷ نوبت داشتم پیشش ولی ۸ رسیده بودم مطب خلاصه گفت تا ۸ و ربع سریع بیاد رفتم همه چیش از پذیرش و سوند و آزمایش خون و سرم همه چی عالی بود ۸ ربع رفتم بیمارستان ۱۰ و نیم دکتر اومد تا به ترتیب عملاش رو انجام بده نوبت منم یازده و نیم شد پرسنل اتاق عمل هم دکتر هم بیهوشی و ... یکی از یکی مهربون تر و خوب انگار صد ساله آدم رو میشناسن اینقدر صمیمی برخورد میکردن و دکتر بی هوشی هم گفت از کمر بهتره منم قبول کردم دیگه برای بار دوم اصلا بی حسیش رو نفهمیدم ماساژ شکمی هم نفهمیدم کی دادن تو بی حسی و دردی نفهمیدم بعدش هم ندادن پرسنل بخش هم عالی اتاق و ... تر و تمیز و خوب غذاش هم خوب دست دکتر هم نسبت ب دکتر قبلیم ک کتایون طلیعه بود سبک تر بود واسم زودتر سرپا شدم بنظر خودم راه رفتن و خوابیدن و نشستن و بلند شدن بیمارستان هم از من چون بیمه تکمیلی داشتم کلا ۵ تومن گرفت سزارین اتاق خصوصی و پمپ درد هم نداشتم اتاقاش نهایت دونفرس

۱۱ پاسخ

ممنون بابت تاپیک

عزیزم چقدر هزینت شد؟ بدون زیرمیزی؟

کلینیک اصفهان فوق العادست من سر دخترم اونجا زایمان کردم سر ایشونم که باردارم همونجا میرم عالیهههه

عزیزم به سلامتی مبارک باشه😍
انتخاب نوع زایمانت اختیاری بوده؟من دکترم هفت برادرانه هنوز نمیدونم چقدر میگیره تو هفته‌ای که هستم برم پیش زهرا انصاری به نظرتون ایراد نداره؟

شوهرت از ماموریت اومد رفنی پیش انصاری یا نیمد

من پیش دکتر یگانه زایمان کردم.یه قرونم زیر میزی نگرفت و معروفه به سزارین های تمیزش

سلام عزیزم
شما چندشنبه رفتید پیششون ؟؟
میخوام بدونم چه روزهایی زایمان تو بیمارستان اصفهان دارند ؟؟؟
چندهفته زایمان کردید ؟

خداروشکر. عزیزم ملاقات همون روز داشتی؟ یا روز بعد؟ کی مرخص شدی؟

یعنی زیر میزی نگرفت ازت؟
دکترش برای زایمان طبیعی هم خوبه؟

عزیزم ممنون که تجربتو گذاشتی
یه سوال اینکه بیهوش باشیم یا بی حس به انتخاب خودمونه؟؟؟

منم با دکتر انصاری بودم و کلینیک اصفهان دقیقا برا منم همینجور بودن بسیار عالی و خوش اخلاق فرداشم پاشدم کارامو کردم در کل بازم بگردم عقب قطعا دکتر انصاری انتخابمه ....دکتر بیهوشی پرستارا و خدمه و و دکتر انصاری همگی عالی....خداخیر بده دکتر انصاری رو که واقعا بدون هیچ هزینه ای اینقد دلسوزانه عمل میکنن

سوال های مرتبط

مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۰ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۳ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۴ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤
مامان پرنسس مهوا 🌸🩷 مامان پرنسس مهوا 🌸🩷 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه_سزارین
#کلینیک_اصفهان
#دکتر_زهرا_انصاری

خب خب من اومدم بعد از یک هفته🥰 من چهارشنبه هفته گذشته یعنی ۱/۱۱
(یکم بهمن ماه) سزارین شدم طبق سونوی انتی ۳۷ هفته و دو روزم بود طبق پریود ۳۸ هفته و دکتر انصاری هم که داخل مطبش سونوم کرد گفت طبق این سونو ۳۸ هفته ای خلاصه شب قبلش از شهرمون راه افتادیم و شب خونه داییم اصفهان خوابیدیم فردا صبحش ۷ صبح در مطب دکتر انصاری بودم نفر دوم رفتم داخل تاحالا پیششون ویزیت نشده بودم منشیش گفت تاحالا کجا بودی حالا هم زایمانت رو میرفتی پیش همون دکتر حالا برو ببین دکتر اصلا قبولت میکنه یا نه منو خیلی ترسوند با استرس و ترس و لرز رفتم داخل دکتر خیلی راحت قبول کرد و گفت ۲۰ دقیقه دیگه بیمارستان باش دیگه راه افتادیم سمت بیمارستان ازم انتی گرفتن پرونده تشکیل دادن سوند وصل کردن درد نداشت ولی یه حس بدی داشت دعا دعا میکردم برم اتاق عمل دیگه این سوند رو حس نکنم😂 دکتر دیر اومد چون مطبش شلوغ بود ساعت ۱۱ و ربع من رو تخت اتاق عمل خوابیده بودم به دکتر بیهوشی گفتم میگرن دارم دیسک کمر دارم هرچی گفتم قبول نکرد بیهوشم کنه گفت بی حسی به نفع خودته به من اعتماد کن امپول بی حسی رو زد فک کنم چند بار زد چون همش معذرت خواهی میکرد اگه یکبار بود قابل تحمل بود ولی چون چندبار بود دردم گرفت ولی قابل تحمل بود
مامان دیانا مامان دیانا ۶ ماهگی
خب بریم سراغ تجربه زایمان سزارین در بیمارستان نیکان غرب با خانم دکتر ملیحه پورزمانی
من تو ۳۹ هفته تمام وقت سزارین داشتم و صبح زود رفتیم بیمارستان، قبلش نیاز نیست برید برای تشکیل پرونده
مدارک و سونوها و آزمایشات و دوتا کپی از صفحه اول و دوم شناسنامه پدر و مادر و همون اول هم ۱۵ میلیون دریافت کردن
بیمه مون تکمیلی بود و چون سزارین دوم بودم و دکترم هم نامه داده بود که با تکمیلی ما کار میکنه از بیمه مون استفاده شد
کل هزینه زایمان حدود ۶۰ تومن شد بعلاوه ۴۵۰۰ هزینه فیلمبرداری اتاق عمل
من اتاق خصوصی هم میخواستم که گفتن بعد عملت به بخش زایمان بگو ولی بعد عمل رفتیم داخل بخش و بردنم تو اتاق دو تخته و گفتن خصوصی نداریم فعلا پره ولی از شانس خوب من اون یکی خانومه چندساعت بعد مرخص شد و من کلا تو اتاق خصوصی بودم😅
خب برگردیم سر زایمان
بعد از تشکیل پرونده ساعت حدودای ۸ونیم من رفتم بلوک زایمان و اونجا قرار بود عملم ساعت ۹ باشه.. اومدن سوند و آنژیوکت وصل کردن و گفتم لطفا سوند رو بعد بی حسی وصل کنین اما گفتن دکترت خواسته اینجا وصل کنیم سوند رو چون تو اتاق عمل آقا زیاده. دیگه پذیرفتم و حس بدش رو تحمل کردم، یه حس سوزش داشت که تا وقتی بی حسی رو بزنن همینجور باهام بود. ولی آنژیوکت رو خیلی عالی زدن و درد نداشت و جای خوبی هم زد کنار انگشت شصتم
بقیه پست بعد
مامان گیسو🧿♥️ مامان گیسو🧿♥️ ۳ ماهگی
تجربه زایمانم بعد از کلی سختی و استرس دوره بارداری

قرار بود ۱۷ مهر زایمان کنم
که بیمارستان میلاد لاهیجان در کمیسیونی شدم
همه‌کارامو‌ کرده بودم
مهمونام آمده بودن از تهران
تا بالاخره دکترم با پارتی نامه زد برای ۱۸ مهر روز جمعه
خیلی استرس داشتم می‌ترسیدم اتاق عمل زیاد رفتم ولی می‌ترسیدم
دلم میخواست بیهوش بشم چون نگران بودم بخاطر تیغه بینی و همه مشاغل دیگه ۹ ماه استرسشو داشتم
ساعت ۷ رسیدم بیمارستان
رفتم بخش زایمان سوند زدم اصلا درد نداشت
کارامو‌ کردم
ساعت ۸/۱۵رفتم اتاق عمل ساعت
دکتر برام بی حسی زد اصلا نفهمیدم
خوابیدم سر شدم
هیچی متوجه نشدم
ساعت ۸:۴۵بدنیا آمد صداشو شنیدم
قشنگترین حس بود
فقط یسوال پرسیدم که سالمه یانه دکتر گفت چرا سالم نباشه
داشتن کاراشو‌میکردن من فقط میخاستم ببینمش صورتشو که سالمه یانه
آوردن دیدمش بهش شیر دادم لذت بخش ترین بود
بعدش رفتم ریکاوری لرز نداشتم سردرد نداشتم دردم نداشتم پمپ دردم گرفته بودم
شبم خودم راه رفتم فرداش هم مرخص شدم آمدم خونه
و اگر صدبار دیگه برگردم عقب باز هم همین سزارین و دکتر انتخهاب میکنم
مامان فسقلی مامان فسقلی ۳ ماهگی
بیمارستان نجمیه تهران:
اتاق عمل کامل مجهز برای من سزارین اورژانسی شد دو نفر دکتر متخصص زایمان بودن و همزمان متخصص اطفال هم تو اتاق عمل بود و متخصص بیهوشی و حدودا تو اتاق عمل ۱۰ نفر بودن
برخورد پرستار ها و ماما ها (البته نه همشون) در کل خوب بود
دکتر قادری قبلش خوب بود ولی موقع زایمان اخلاق نداشت ولی تخصصش خوب بود
اتاق های بخش کوچک بودن و تو هر اتاق دو نفر بودیم
تفاوت اتاق vip با معمولی این بود که داخل اتاق vip توالت فرنگی داشت و پنجره به سمت خیابان بود و همراه آقا میتونست بیاد و تک نفره بود
سزارین با اتاق معمولی و پمپ درد و شکم بند و جوراب واریس و دارو ها حدود ۷ تومن شد
بخش دائم نظافت میشد و تمیز بود
و پرستار های بخش مدام سر میزدن و پیگیر بودن
ولی قبل زایمان شب بلوک زایمان بیمارستان سوت و کور یه اتاق ۵ تخته بودیم با ۳ نفر بیمار ماما هم خواب
اتاق سزارین و طبیعی هم جدا بود و نمیذاشتن همراهم بیاد داخل
اتاق زایمان یه تخته و دو تخته هم بود ولی خوب خیلی خلوت بود اون روز فقط من طبیعی بودم
ساعت ۷ صبح تا ۲ دکتر متخصص تو بلوک زایمان بود
مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۵ ماهگی
مامان محمد حسین مامان محمد حسین روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
امروز ۳ روزه که من زایمان کردم میخوام از تجربه سزارین بگم برای اونایی ک تو بارداری مثل خودم هزار تا سوال دارن
اول اینکه صبح ساعت ۵ رفتم بیمارستان و با هزار تا استرس بستری شدم بعد بستری بهم پک و لباس دادن و رفتم برای سونداژ و رگ گیری از سوند گذاشتن خیلیییی میترسیدم درد داشت ولی قابل تحمل بود بعدشم ی ان اس تی گرفتن و رفتم اتاق عمل تو اتاق عمل دکتر بیهوشی و دکتر خودم اومدن پزشک بیهوشی از پشت کمرم امپول بی حسی رو زد اون هم درد داشت ولی ازش مثل سوند نمیترسیدم اولش مثل امپول معمولی درد داشت اونجا ک ب نخاع خورد خیلی سوخت ولی گذرا بود بلافاصله بعد ۱۰ ثانیه هم نکشید ی گرمی اومد تو پاهام و بی حس شد و هیچچچچی نفهمیدم خیلی خوب بود و اون لحظه ای ک صدای گریشو شنیدم ب همه درد هایی ک کشیده بودم می ارزید حاظرم ۱۰۰۰ بار دیگه اون عذاب هارو بکشم ولی صدای گریه اون لحظه رو شنیده باشم
بعد هم بخیه زدن و کلا ۲۰ دیقه طول کشید منم کامل هوشیار بودم بعد بهم پمپ درد زدن و رفتم ریکاوری ۱ ساعت موندم تو ریکاوری پمپ درد از ساعت ۸ تا ۸ شب نزاشت خیلی درد بکشم ینی قابل تحمل بود اولین باری ک از تخت پایین اومدم خیلی زجر کشیدم مرگو ب چشمم دیدم ینی ک اونم بعد پمپ درد بود و حدودا یک شب کامل درد خیلی زیاد داشتم ولی همون ضب بودو از فرداش حالم بهتر شد خودم با کمک راه میرفتم و موقع ترخیص هم ک عصر بود خودم از بیمارستان رفتم بیرون در کل برگردم اقب بازم سزارینو انتخاب میکنم تا طبیعی بازم سوالی داشتین بپرسین اگه چیزی از قلم انداخته باشم