۶ پاسخ

نمیشه گلم اصلا بهش فکر نکن عزیزم

به خودت تلقین نکن قوی باش الهی شکر کن گل پسرتو داری تا نخاد افسردگیه بیاد سراغت

منم دقیقا همینطوریم،،یک لحظه ازم دور میشه بغض میکنم ،الان خونه بابام هستم همه کنارم هستن هوامو دارن ولی دلم فقط شوهرمو میخواد،،امروز رفت بیرون خرید.اینقد گریه کردم 😢😢

همسایه ما یه پیر مرد تنهاست، قبل زایمانم به شگهرم گفته بود اصلا زنتو تنها نذار بعد زایمان بچسب بهش، تا از بیمارستان مرخص شدم شوهرم همش دستمو میگرفت شبا هم پیشم میخابه واقعا خیلی حالم عوض میشه، روز اول که حتی میرفت دستشویی من ناراحت میشدم
واقعا هفته اول مهمه

منم اینجوری شده بودم. شوهرم میخواست از در خونه بره بیرون استرس می‌گرفتم. من اوایل بارداری تو اتاق میخوابیدم شوهرم و چون خر و پف میکرد میذاشتم تو حال که خوابم بهم نخوره به خاطر جنین. ولی از وقتی جنگ شد چسبیدم بهش دیگه. ولی روزا اکی بودم تا زایمان. بعد زایمان می‌رفت سرکار استرس می‌گرفتم. تمام غروبا رو گریه میکردم. مخصوصا از روز دهم که خواهرم رفت و تنها شدم. تا یه ماه پیشم من افسرده بودم و گریه میکردم مرتب

تاپیک قبلیم چالشه جا نمونی خوشگل

سوال های مرتبط

مامان عسلچه ها مامان عسلچه ها روزهای ابتدایی تولد
برخلاف بعد از زایمان دومم که فقط یه ساعتایی یکم حال بد و افسردگی موقت سراغم میومد، این سری از بلافاصله بعد از زایمان همش دلم میخواد گریه کنم🥲 اولین گریه رو تا بچه رو دادن بغلم کردم، دومیشو وقتی که اتاق خصوصی خالی نبود و به خاطر هم اتاقیم همسرم نتونست باهام تو اتاق بمونه و حدودا یه ساعتی تا اتاق خصوصی خالی بشه تو اتاق بدون همراه موندم و هیچکس نبود حتی یه لیوان اب بهم بده کردم🥲 بعدشم اومدم خونه و دلم برای بارداری تنگ‌شده و پیشاپیش دلم برای نوزادی دخترم تنگ میشه و تصور اینکه شاید آخرین باری باشه که این دورانو تجربه میکنم باعث میشه هی بغض کنم و اشکام بیاد🥲 کسی هم نیست که بیاد دیدنمون و فقط خودمونیم و دورم خلوته🥲
ولی دیشب نشستم یه دل سیر خاطره و عکس و فیلمای دوران بارداریمو‌نگاه کردم و انگار یکم کمک کرد که عبور کنم، دعا کنید گذر کنم و حالم بهتر بشه چون سر بچه اولم که افسردگی بعد از زایمان گرفتم اصلا نتونستم درست از نوزادیش لذت ببرم🥲🤲🏻