یک آبان شروع کردم به قطع شیر یعنی از بک روز قبل حدودای بعد از ظهر تصمیم قطعی گرفتم چون دخترم افتضاح وابسته بود هر نیم یاعت شیر میخورد شبا چندین بار دیگه کنارم میخوابید و سینه دهنش میموند تا صبح دیگه داشتم دیوانه میشدم از بیخوابی از اینکه طول روز کلا چسبیده بهم و غذا هم نمیخوره دندوناشم حس کردم میخواد خراب شه و تصمیم نهاییمو گرفتم قبلا هم چندبار خواستم قطع کنم اما گریه کرد دلم سوخت طاقت نیاوردم اما اینبار دیگه تصمیمم جدی بود خصوصا تو اسفند بعد یک سالگی دخترم بردم دکتر و بهشگفتم گفت اگه روزانه بیشتر از یه بار میخوره شیر قطع کن چون الان شیر تغذیه نیست برای بچه بالای یک سال بجاش پاستوریزه بده اینطور شد که دیگه ندادم دخترم بسیار وابسته بود گریه کرد بهانه گیری کرد اما خداروشکر رفته رفته نه شبا بیدار میشه نه دیگه یادش میوفته تغذیه اش بگم بهتر نشده اما گاهی لااقل غذا یادش میوفته کمی لاغر تر شده چون زیاد بهانه و دلتنگی شیر داشت اما یواش یواش داره بهتر میشه حداقل ازم درخواست غذا میکنه درسته کم میخوره اما شکر اون آویزون موندنا تموم شد چون خودم بشدت لاغر شده بودم دیگه داشتم به مرز جنون میرسیدم 🤣 اینم تجربه ی ما اما خب دختر من الان قبل خواب ظهر و شب شیر پاستوریزه میخوره نمیشه که کامل قطع کرد جایگزینی باید باشه

۶ پاسخ

شیرپاستوریزه روچطوری بهش میدی؟؟

سلام عزیزم
منم از ۱۱ آبان دیگه بهش شیر ندادم
اما الان هم مثل همون وقت که شبا شیر می‌خورد بیدار میشه ینی شاید بگم شبی ۲بار حداقل و میگه خرما میخوام،نمیدونم چرا وقتی بیدار میشه بهونه خرما میگیره و آب . میخوره و میخوابه . درطول روز هم خداروشکر غذا میخوره

منم دقیقا شبا خواب ندارم امروز تصمیم گرفتم ازفردا بگیرمش

ووووای منم کلافه شدم

خداروشکر من از ۱۵ماهگی دیگه شیر شبو قطع کردم یعنی دیگه خودش بیدار نمیشد دیگه نخورد البته شیر خشکی بود دخترم از مرداد ماه هم شیر ماجان میدم بهش ی شیشه صبح میخوره ی شیشه هم شب دیشب دیگه خودش سرشیشه شو خراب کرد گفتم دیگه نمیخرم با لیوان بهش شیر دادم دیشب یدونه لیوان خورد صبحم ی لیوان از بابت شیر بچم اذیتم نکرد خداروشکر ولی پستونک جا یکی دوتا میزارع دهنش اونو میدونم پدرمو درمیاره

خداروشکر،بهترم میشه

سوال های مرتبط

مامان جذابم👀❤️ مامان جذابم👀❤️ ۲ سالگی
سلام تجربه من از شیر گرفتن پسرم

پسرم کامل شیرخشکی بود تا یک سالگی مرتب میدادم یک سال و یک ماه بهش شیر پاستوریزه دادم اینم بگم شیر شبشو از ۸ ماهگی کم کم کامل قطع کردم اون یک سال ‌و یک ماهگی که شیر پاستوریزه رو شروع کردم فقط روزا بود تا یک سال ‌و دو ماه بهش پاستوریزه دادم بعد یه قوطی شیر خشک گرفتم نان دیدم بدجور بچه یبوست شد دیگه دوباره پاستوریزه رو شروع کردم بهش ماست و پنیرم میدادم تا یک سال و ۵ ماه دیدم بچه بدجور به شیشه وابسته شده مدادم روزا در حال مکیدن بود غذا نمیخورد فق شیشه دیگه تصمیم گرفتم ازش بگیرم دیگه موقعی که شیر میخواست سرگرمش میکردم نخود و کشمش میدادم یا خوراکی‌های مجاز فقط بگم تا یه هفته موقع خواب اذیت میکرد ولی صبر میخواد شیشه شیر هاشو هم قائم کردم گفتم سگ کوچولو چو چو اومده برده😂
دیگه کم کم خودش نخواست الان بچه من راحت چندین ماه از شیر گرفتمش واقعا آدم راحت میشه بچه بهترم غذا میخوره بازی میکنه قبلش فق شیشه به دست بود
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
همیشه دوس دارم هر تجربه ای رو کسب کردم باهاتون در میون بزارم .شاید به درد یک نفر خورد
برای گرفتن شیر خشک از محیا اول خیلی دغدغه داشتم .چون محیااوایل خیلی خوب بود شیر شب نمی‌خورد. اما بعد ۱۵ ماهگی بیشتر وابسته شد .در شب چند بار بیدار میشد.اگه نمیدادم چنان جیغ میزد .دیگه خیلی کم آورده بودم ...شروع کردم در روز ازش گرفتن.. یکدفعه تو یه روز .جایگزین شیر کاکائو دادم .با درصد خیلی پایین.پسته .بستنی .فرینی باغذاهای اصلی .یک هفته بعد شروع کردم شب رو شیرش رو مقدارش رو کم کردن .بجای ۱۵۰ کردم ۱۲۰ .مقدار شیر رو کمتر ریختن.بجای ۴ تا دو تا و نیم .و هی اون رو هم کردم ..(ممکنه بعضی ها بگن نباید مقدار روتغییر داد.اما باید بگم این برای بچه هایی که فقط شیر خشک میخورن و کوچیکترن برای این سن هیچ اتفاق نمیفته در تجربه من که نیفتاد حداقل )محیا بار اول فهمید .اما دفعه بعد تو خواب دادم و یکم بهونه میگرفت اما خودم رو میزدم به اون راه .براش هی تکون میدادم .و میزاشتم دهنش.که مثلا خوب بهم نخورده بود .بعد خودش کم کم تقاضای و دفعاتش کم شد .شد ۶۰ تا با نیم پیمانه .اونم یک هفته ادامه داد و دیگه دید مزه نمیده .نخواست .تو این وسط شد که حتی یبار بیدار شد منو کلافه کرد اما شیر ندادم و رفتم فرینی درست کردم .میخوام بگم اصلا نباید کم بیارین و تغییر بدین رویه رو...ان شا الله موفق باشین.
و اینکه بعد شیر خیلی بهتر غذا می‌خوره و وقتی شیر می‌خورد اصلا غذا نمی‌خورد. منم بجای به غذا متوسل شدن به میان وعده ها متوسل شدم که براش جذاب بود
مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام منم گفتم از تجربه خودم در مورد از شیر گرفتن بگم الان تقریبا یک ماهی میشه از شیر گرفتمش ولی واقعا دلتنگ شیر خوردنش شدم خیلی شیرین بود از دخترم بخوام بگم من صبر زردم خریدم از عطاری اما استفاده نکردم چسب برق زدم ب سینم و دخترم گفت زخم شده و سمتشم نیومد اما خیلی اذیت شد مخصوصا چون عادت داشت با شیر خوردن بخوابه دختر من از نوزادی خیلی بد قلق بود نه شیشه نه پستونک نه رو پا نه تو بغل هیچ جوره نمیخوابید شیر خشک و سرلاکم نخورد الانم شیر پاستوریزه نمیخورهمن تدریجی دخترمو گرفتم یه یک ماهی وعده های شیرشو کم کردم بعد سه روز از صبح تا اخر شب ندادم بهش بعدم سه روز شیر قبل خوابشو ک ب شدت اذیت شد ندادم و بعدم شیر حین خوابشو قطع کردم روزای اول حتی مجبور بودیم ساعت ۴ صبح تا ۶ ۷ ببریمش بیرون دور بزنه تا بخوابه چندباری تو ماشین خوابوندیمش انقدر نمیخوابید ک بردمش دکتر و گفت بهش استا بده و اونم تاثیر خاصی نداشت در نهایت مجبور شدم با گوشی بخوابونمش قبل خواب چندتا کلیپ کودکانه میبینه و میخوابه برای من و دخترم سخت گذشت اما گذشت راستی خوراکیهای مورد علاقشم بهش میدادم هربار بهونه میگرفت سعی میکردم مضر نباشن اما گاهی مجبور بودم برای اینکه یادش بره خوراکی مضر بدم بهش
مامان 🫶آقا علی🫀 مامان 🫶آقا علی🫀 ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم