بعضی وقتها نقش کودک رو برای بچه‌هاتون بازی کنید 👶🏻👧🏻
این بازیه شخصیتها باعث میشه خیلی از ریشه‌های لج کردن یا بهونه‌هاشون مشخص شه
خیلی تلاش میکنند تو نقش بزرگترا برن با اینکه کوچیکن
یه سرگرمی خوب براشونه
مثلا خرابکاریهاشون که شروع میشه یهو شما صدای بچه در بیاریدو جای اون نقش آفرینی کنید، بزار من هنه اسباب بازیاتو خراب کنم
من میخوام این ماشینتو پرت کنم بشکنه😅😅😅
اون موقع اونه که میاد تو قالب مادر یا پدر و راهنماییتون میکنه
و با حرفهای کوچولوش سریع قانع بشیدو ازش کمک بگیرید یا کاریکه فکر میکنید درسته هست رو بهش تویه اون موقعیت آموزش بدین
مثلا ما تازگیها عصبانی یا ناراحت که هستیم یا اگر ضربه زدنی تو کار باشه
من میشم پسر کوچولوی عصبانی که سریع میدوه و بالشت ضربه گیر میخواد( دو سه تا ضربه بهش میزنیم و تموم میشه ماجرا)

دیشب وسایل خورش لوبیا سفید آماده کردم برای ناهار بعد از چند روز اسفناج خوردن و سوپ پختن و عدسی داشتن🤤
که همسرم تماس گرفت و گفت امروز غذا میخرم👀👀 همسرم با غذای بیرون خیلی حال نمیکنه😅
منم پذیرای کارهای جدید😉
الانم با راد نشستیمو داره برام کتابهاشو که حفظه میخونه 😍😍😍

تصویر
۶ پاسخ

چه مادر عاقلی آفرین به شما😍

افرین به شما من از پست هاتون خیلی خوشم میاد

عزیزم بازم شخصی توچک کن

این بازی رو ما هم داریم هر خرابکاری که دخترم می‌کنه من انجام میدم دخترم فقط میگه ایراد نداره عزیزم.فدای سرت😂😂و من فقط شرمنده میشم😂

افرین ب شما مادر و همسر مهربون🫠

عزیزم😍😍

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۳ سالگی
سلام دوستان خوبید .خانمایی که تک فرزند دارن .پدر یا مادر همسرتون میاد بچتونو از پیش شما ببره بگه میبرمش بیرون یا خونه خودمون چند ساعت باهاش بازی کنیم بعد بیارمش؟ پدر و مادر همسر من اینجورین خونه ما سر بلوار هست دقیقا اونا اونور بلوار هستن هر از گاهی میان بچه رو میبرن منم اگر بخوام مخالفت کنم فایده نداره بچمم خودش دوس داره بره یا حتی امکان داره بحث و دعوام پیش بیاد با اینکه میدونن من خوشم نمیاد از این رفتارا ولی بازم تکرار میکنن منم نمیخوام باهاشون بحث کنم و اینکه نمیخوام متوجه ناراحتی من بشن با وجود اینکه هنوز کار خونم مونده مجبور میشم یا همون موقع یا با فاصله ۱۰ دیقه برم خونشون که پیش بچم باشم .یه بار پدر همسرم گفت چرا بچه رو نمیارید اینجا بذارید خودتون برید به کاراتون برسید .منم گفتم من همچین اخلاقی ندارم و طاقت نمیارم بچم ازم دور باشه بعد گفت بالاخره چی وقتی شما کار براتون پیش بیاد یا خودش بخواد بره مدرسه اگر ازتون دور باشه بهونه میگیره هم شما اذیت میشید هم خودش منم گفتم تا اون موقع خدا بزرگه با محیط آموزشی و مدرسه هم آشناش میکنم .نمیدونم چیکار کنم آخه یه مواقعی رفتاراشونم مناسب نیست حرفای زشت میزنن بچه ام همونو تکرار میکنه .البته همسرمم اصلا موافق نیست که بچه تنها خونه مادرش باشه میگه هر موقع اومدن ببرن خودتم باهاشون برو .مام همیشه با بچم میریم بیرون تفریح .اونجور نیست که همش تو خونه باشه به نظرتون من حساسم یا این رفتارا طبیعیه ؟ شما طاقت دارید بچتونو ( هر چند به بهانه بازی ) ۲ . ۳ ساعت ازتون دور کنن ؟
مامان باراد مامان باراد ۴ سالگی
امروز من دو ساعت رفتم استخر و قرار شد اين دو ساعت پدر و پسر با هم باشن. به محض بيرون اومدن از استخر با همسرم تماس گرفتم جواب نداد و تا برسم خونه ٤٠ دقيقه طول كشيد بازم هر چى زنگ زدم جواب نداد. اومدم خونه ديدم يه شيرينى نصفه گاز زده رو اوپنه، كفشاى باراد همه سر جاشونه و همه چيز شبيه اينه كه اينا با عجله رفتن بيرون. خلاصه يهو همه فكراى منفى با هم اومدن سراغم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
با مادرشوهرم تماس گرفتم ببينم شايد اونا خبرى داشته باشن ولى چنان برخورد عجيبى كردن كه نگرانى خودم يادم رفت. كلى منو سوال پيچ كردن كه تو كجا بودى و اين وسط متلك هايى شامل اينكه اونا كه تنها نميان اينجا ما كه خبرى نداريم و…. آخر هم با حالت قهر گفتن ما رو نگران كردى 😐😐😐
بماند كه همسرم زنگ زد و گفت تو پارك داشته بازى ميكرده با باراد و متوجه تماسا نشده و بارادم گير داده ميخواد با دمپايى بره و من اصلا حواسم به دمپاييا نبود. ولى مطمئن شدم در هر فشارى در هر استرسى بيشتر بايد خودم رو كنترل كنم و روى كسى حساب نكنم.
اين چندمين باره توى نگرانى باهاشون تماس گرفتم يا كمكى خواستم ولى به جاى كمك يا شنيدنم تازه بازخواستم كردن . بعضى از آدم ها هيچ وقت نميتونن امن باشن .
من هميشه همه جا ازشون تعريف ميكنم و براشون ارزش قائلم ولى هر بار يه اتفاق كوچيك ميفته با بعضى جمله ها و طعنه ها پرت ميشم به واقعيت.
مامان آسِنا🍓 مامان آسِنا🍓 ۳ سالگی
درمورد تایپیک قبلی
ممنون از اینکه نظرتون رو گفتید. 🌸

فقط به نظرم این موضوع با دروغ گفتن فرق داره. من به چشم یه قصه و بازی کودکانه ازش استفاده کردم تا آسنا به کارهای خوبش علاقه‌مند بشه و تشویق بشه، نه اینکه از چیزی بترسه یا احساس گناه کنه یا دروغ بخواد بشنوه

همون‌طور که برای بچه‌ها قصه می‌خونیم، از شخصیت‌های خیالی استفاده می‌کنیم یا با عروسک‌ها حرف می‌زنیم، این هم یه روش تشویقیه. هدفم این نیست که اعتماد بچه از بین بره، بلکه می‌خوام با یه دنیای قشنگ و کودکانه، انجام کارهای خوب براش جذاب بشه.

توی دنیای بچه‌ها پر از قصه و شخصیت‌های خیالی مثل فرشته، پری، بابانوئل و... هست و این بخشی از تخیل و بازی دوران کودکیه.

در نهایت هم کسی که ستاره رو می‌چسبونه خود منم، فقط داخل یه قصه‌ی قشنگ و کودکانه وقتی هم بزرگ‌تر بشه، طبیعتاً می‌فهمه که این فقط یه قصه‌ی قشنگ برای تشویقش بوده؛ درست مثل خیلی از قصه‌های دوران کودکی. برای من مهم‌ترین چیز اینه که با محبت، تشویق و بازی، رفتارهای خوب رو یاد بگیره مهربون باشه و حرف و مامان و بابا رو گوش بده وبهش یاد بدم و از کارهای خوبش لذت ببره نه با ترس یا تنبیه🤍✨
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
در مورد اضطراب جدایی
مامانهای عزیز هر عادتی هر رفتاری رو بخواید به بچه‌تون بدید یا حذفش کنید
زمان لازم داره و هیچی عادتی و رفتاری با یه بار امتحان کردن شما درست نمیشه
تکرار و استمرار تویه اون کاره که باعث میشه بچه یاد بگیره
با یه بار امتحان کردن و جواب نگرفتن بیشتر خودتون رو درمانده جلوی بچه‌ها نشون میدید چون اجی مجی لاترجی نیست
پس هر راهکاری تکرار و تمرین میخواد و ثابت قدمیه شمارو

در مورد ترس از جدایی
علتهاش زیاده، بین ۶ماهگی تا ۲.۵ سالگی ترکش کردید در صورتیکه نباید این اتفاق میوفتاده و پیش کسی میزاشتینش که مثل شما احساس امن بودن بهش داشته باشه
حالا که بزرگتر شده دلایلی که براش میارید منطقی نیست و دوست داره همراهتون باشه
سرگرمیهاییکه بعد از ترک کردنش در نظر دارید کافی نیست و تکراری شده
تویه حرفهاتون شنیده که در نبودش چه کارهایی کردین و جای خالیشو متوجه شده
از کسی چیزی شنیده راجب تهدید به اینکه اگه اینکارو بکنی مامان میره، بابا میره و …
🛑این چالش زمان لازم داره و صبر و حوصله شمارو
محبت زیاد، کلاسهای سرگرم کننده مختلف، همراه یکی از والدین بیرون رفتن
اگر سرگرم کاری هست مدام صداش نکنید و بزارید تویه خلوت خودش باشه
بعضی وقتها یک عامل خارجی مثل مریض شدن،بچه دوم ، محبت پدر و مادر به بچه‌های فامیل،از دست دادن پدر بزرگ یا مادربزگ و …دعوا و تنبیه زیاد بچه
خستگی پدر و مادر یا کم توجهی شون تو اون دوره باعث میشه بچه اون محبتی‌ که نیاز داره رو بدست نمیاره
برای همین حس میکنه داره والدینشو از دست میده
و این چسبندگی عوامل زیادی داره

شما ریشه ترس بچه‌اتو در آوردی؟

تازگیا پیرزن درونم به اینجور طلاها علاقه زیاد نشون میده😅😅😅
مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
دوستان به این نکته حواستون باشه‌که گول هر مسخره بازی تبلیغاتی که مد شده رو به راحتی نخورد و بدونید که بعضیاشون رو بعضی بچه ها ممکنه حتی نتیجه منفی بده. این پکیج فروشا بخاطر پول خودشون حاضرن هر ضربه ای به بچه بزنن
یکی از اون چوسی های باکلاس که الان مد شده کودک دوزبانست
۲تا بچه رو از نزدیک می شناسم که بابت همین اشتباه به مشکل خوردن
یکیش پسر دختر عمه شوهرم هست که به همین این دلیل بچه یهو گیرپاژ کردو فارسی رو گذاشت کنار کلا و مشکلات دیگه هم بعدش پیدا کرد و مجبور شدن کلا تلویزیونو جمع کنن و کلی دکتر و روانشناس ببرن الان بعد حدود ۲ سال هنوز کامل خوب نشده
حالا این بچه رو دیدم فکر کردم شاید مشکل دیگه ای هم داشته که اینطور شده اما بچه دوم رو تو خانه بازی با مادرش آشنا شدم اونم بچه ۶سالش به همین دلیل حرف زدنش دچار اختلال شد و روانشناسش حتی مهد و مدرسه رفتشو بخاطر اینکار ممنوع کرده تا به اعتماد بنفسش لطمه نخوره تو این سن هنوز نمی تونه جمله بگه و درحد دوکلمه ای می گه
خلاصه خواستم بگم برای هرکاری با اهل فنش مشورت کنید( قبل از شروع کار، نه بعد از ایجاد مشکل)
برای آموزش دادن هیچ کاری به بچه عجله نکنید زندگی ماراتن نیست که هرکی زودتر وتندتر شروع کنه اول بشه
مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
دیشب ایلیا خیلی بیقرار بود و گریه کرد تو تاپیکام از علت این حال و هوای این روزاش گفتم
صبحم باز گریه کرد و ناراحت بود ولی خلاصه با صحبت آروم شد و رفت و البته گفت ب تارا جون بگو کلا کلاسم رو عوض نکنه مربیمم عوض نشه

خلاصه امروز اوضاع بهتر بود
بعدازظهرم حضوری نوبت مشاور کودک داشتم، از نوزادی تا امروز ایلیا مطرح شد
خلاصه این شد ک ایلیا علاوه بر استرس حس خشم هم داره الان باید خشمش تخلیه بشه، با خط خطی کردن، خمیر بازی، آشپزی ( پختن کوکو های مختلف ک اون ورز بده)
گفتن حس امنیتش کم شده با تایم مشخص بازی هر روزه ی ( مثلا هر. روز ۶ عصر) نیم ساعته هم از جانب من و هم جداگانه از جانب پدرش امنیت رو برمیگردونه
و نکته بعدی ک گفتن خیلی رفتاراش بابت سنشه و گفتن اصلا تو این سن بچه ها دقیقا آدمو عصبانی میکنن و مادر پدر نباید تو بازی بچه بیوفتن😅 حالا این یعنی چی؟
وقتی خسته و کلافه ای و بچه جیغ میزنه و گریه میکنه خشممون رو نفهمه سریع موقعیت رو ترک کنیم و خشممون رو تخلیه کنیم
وقتی بچه جیغ و داد میکنه ما هم بیوفتیم تو جروبحث اینجور میشه ک من مامان رو در زمان خشم هم دارم ک نباید اینطور باشه و ب مرور عادتش میشه


امیدوارم نکات رو رعایت کنم تا ایلیا زودتر آروم بشه و کوچولوهای همتون در آرامش باشن