۲۵ پاسخ

واای خدا خیرت بده چقدر ثواب کردی چقدر خندیدم بلند بلند خیلی باحال توضیح داده بودی دمت گرم خدا شادت کنه

😂😂😂

من از بیخابی همه جام. کوفتس
مغزمم خابیدع

من چند روز پیش پودر یادم رفته بود بریزم. درآوردم گفتم چه خوب بوی پودر نمیدن یادم اومد اصلا نریختم😅

آخ آخ چقد اوایل از،این کارا میکردم.

الهی عزیزم اون خنده به کل دنیا می ارزهههههه

چه کمر باریکی درست کردی توابن عکس بلا بعد از زایمان و این کمر باریک

منم بعضی وقتها خنگ میشم میخوام پوشک دخترم رو بازم کنم مامابیبی گذاشتم کنارم میرم دنبال مامابیبی میگردم 😂

زندگی هامون کامل تحت الشعاع قرار گرفته از همه نظر. من همه جوره تحت کنترل این بچه م.

همیشه بخندی...😂🤪

تو خوبی عزیزم من پتو به دست میخوام برم سمت کمد دیواری میرم در یخچال

ببخشید عزیزم گریپ میکسچر و کولیف چقدر به بچت میدی؟ برادرم خریده ولی میزانش نمیدونم

واااااای😂😂😂😂

🤣🤣🤣🤣

منم بدتراز شما من که خنگ شدم اصن هیچی یادم نمیمونه

هممون داریم از دست میریم تبریک میگم این خنگ بازیا رو 😅😅

منم خیلی فراموشکار شدم

😂😂😂😂

خداجون😂🤣خدایا این روزارو از ما نگیر🤲🏻😁

😂😂😂من رب رو گذاشته بودم فریز بعد چند روز پیداش کردم

من آخرش نفهمیدم شما چجوری این عکسا رو درست میکنین 🥺🥺

زهرا جیمینی من کار نمیکنن عکسارو میفرستم میگ فرستادم ولی به من عکس نمیاد

🤣🤣🤣🤣🤣🤣وای فک کردم فقط من خیلی مخم عیب کرده

هممون خنگ شدیم من اون‌ روز کنترل گذاشته بودم تو یخچال بعد دنبالش میگشتم 😂

🤣🤣🤣🤣🤣

😂😂😂😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان سید و سادات مامان سید و سادات ۲ ماهگی
فردا قراره برم خونه بابام اینا چندروزی بمونم ،امشب خاموشی رو از ساعت ۹ونیم زدم،بچه ها رو تا قبل ۱۲خوابوندم،بعد بلند شدم ظرفهای شام رو شستم لباسشویی زدم،اشپزخونه رو دستمال کشیدم،بعد رفتم سراغ تمیز کردن خونه و اتاق بچه ها ک اسباب بازی همه گوشه ریخته بود همه رو مرتب کردم،در اخر هم لباسهای خودمون و بچه‌ها رو گذاشتم ساک،همه اینا تا ۱و نیم تموم شد اومدم پسری رو شیر دادم الان خوابید.
خداروشکر به هم چیز رسیدم،با اومدن بچه دوم فرزتر شدم😊غذامو ک همیشه بعد همه تموم میشدم الان دوتا بشقابم بخورم تو ۵دقیقه تمومم،قبلا اگه مرحله ب مرحله کار میکردم الان ظرف میشورم کنارش لباسشویی میزنم،از اونطرف لباسای شسته رو جامیزارم،صبح بیدار شدنی برا شیر دادن برنجو خیس میکنم میخوابم،مرحله بعدی خورشتمو میزارم میخوابم،بعدش دیگه با بچه ها بیدار میشیم میریم سمت اشپرخونه کارامو با وجود اونا انجام میدم .....خلاصه ک خداروشکر برای این جریان زندگی سخت امـــا شیرین