سوال های مرتبط

مامان آیدا مامان آیدا ۱ سالگی
شیر خودتون رو بدید به چند دلیل: مقوی تر و سالم تره اون پولی که می خواید بدید شیر خشک غذا بخرید بخورید برسه به جون خودتون و بچه
بعد زایمان لاغر شدن سخته ولی شیر دادن باعث میشه راحت تر و سریع تر هیکل تون برگرده
مجبور نیستید همیشه فلاکس آب گرم و شیشه شیر و قوطی شیر خشک حمل کنیدمخصوصا تو سفر
راحت تر با بچه الفت می گیرید
البته مزایای شیر مادر زیاده من فقط تجربه های خودمو گفتم
اوایل تولد بچه دردهای جورواجور داره پاش ادرار سوز میشه، دل درد داره، زردی میگیره، اسهال یا یبوست میگیره بی قراری هاش زیاده سعی کنید این جور مواقع به جای بردن پیش دکتر از زنای فهمیده و با تجربه اطراف تون مشورت بگیرید
من روز اول تولدش نبردمش حموم چون اطرافیان ترسوندن منو ولی شما اشتباه منو نکنید
قبل از زایمان حتما حتما حتما چند دست لباس بارداری مناسب مهمونی بخرید برای ده روزگی و تولدش چون بعد زایمان وقت و حوصله شو ندارید و مثل من دستتون می مونه تو حنا
ذوق و سلیقه به خرج بدید و وسایل و اتاق بچه رو تا جایی که می تونید تزیین کنید چون خیلی تاثیر داره تو روحیه خودتون
تو خرید لباس خیلی اسراف نکنید ولی به جاش وسایلی مث کریر و کالسکه و گهواره و پشه بند و ... رو حتما تهیه کنید چون خیلی به کارتون میاد
اگر مث من خونه تون کوچیکه واسه خرید تخت و کمد خیلی اصرار نکنید چون بچه تا چند سال کنار مادر می خوابه و اصلا خوشش نمیاد از تخت جداگانه پولشو بدید یه تیکه طلا براش
مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱۵ ماهگی
#پارت ۱۴_ زایمان زودرس
#فرزند_پروری
دیگه داشتم ترخیص می شدم و مجبور بودم بچه هام رو توی بیمارستان بذارم و برم و این حس برای مادر یه حس خیلی بده ولی خب چاره ای نبود بچه ها رو بیمارستان گذاشتم و رفتم خونه از این به بعد داستان من خیلی سختتر می شد یک مادر تازه زایمان کرده با شکم پاره قرار بود از این به بعد هر روز کلی شیر بدوشه و بده که همسرش ببره بیمارستان برای بچه هاش
چجوری قرار بود بدون مک زدن یه بچه بتونم شیر بدوشم ولی سعی می کردم که مرتب این کار رو انجام بدم با استفاده از شیر دوش شبانه روز بیدار می شدم و هر دو ساعت شیر می دوشیدم تا یک هفته گذشت
خیلی امیدوارتر شده بودم به زنده موندن بچه هام ولی هر روز دکترا ناامیدمون میکردن و میگفتن بچه های به این زودی معلوم نیست بمونن یا نه و شاید بمونن و هزاران مشکلات دیگه براشون پیش بیاد اصلا به ما حس خوبی نمی دادن ولی من اعتقاد داشتم بچه هام خوب میشن و میارمشون خونه
صبح روز بعد روز سوم زایمانم زنگ زدمnicu و معجزه دوم خدا رو با چشم دیدیم بچهای من بدون اکسیژن دیگه نفس میکشیدند(اکثر بچهایی که انقدر زود بدنیا میان حتی ممکنه تا ماه ها وابسته به اکسیژن باشند)
و گفتن شرایطشون بهتر بشه از بخش پرخطر میبریم nicu2
مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
خانما تو رو خدا حتما این تجربه تلخی که داشتم رو بخونید و درس بگیرید
اسهال به هر دلیلی که باشه باید بیشتر از دو یا سه روز دیگه طول نکشه و فوری معالجه بشه تو رو خدا با جون بچهاتون بازی نکنید یکی میگه دندونه یکی میگه مال شیر خشکاست یکی میگه ویروسه یکی میگه انگل گوارشیه هر چی که هست باید تا قبل از این اب بدن از بین بره معالجه بشه بچه من خودم همیشه گوارشش حساسه معمولا با کوچکترین میکروبی ویروسی این بچه اسهال شدید میشه چون که تو سن هفت ماهگی نمیدونستم ناخاسته و از سر نادانی بچه من با اینکه اشتهاش خوب بود شیرشو مرتب میخورد ولی چون شدت اسهال زیاد بود این بچه تشنج کرد بر اثر بی ابی بدن بچم سدیم خونش افت کرد تشنج کرد والان همش تحت نظر دکتره دارو مصرف میکنه توروخدا به حرف اینو اون گوش ندید هر چی که هست حتما فوری درمان کنید مخصوصا الان ویروس گوارشی پخش شده خیلی خطرناکه جدی بگیرید مرتب شده با سرنگ به بچتون او ار اس بدید که اب بدنش از دست نره و مثل من یک عمر پشیمون نباشید و منم ندونسته و اینکه تجربه اول بچه داریم بود این اتفاق پیش اومد خواهش میکنم شما مواظب باشید خیلی خطرناکه
مامان مهدیار مامان مهدیار ۱۵ ماهگی
❌خانوما هستین میخوام درد و دل کنم🥲💔

.
.
..
چیکار کنم درد زایمان از یادم بره؟ کسایی که از قبل اینجا باهاشون دوستم داستان زایمانم رو میدونن اما خیلی مختصر تعریف کردم (توی تاپیک مربوط به زایمانم مختصر هست, اینحا کاملترش رو میگم، اما نمیتونم فراموشش کنم)
🟥دکتر احمق من (با اینکه یکی از دکترای معروف شهرمونه و توی ی بیمارستان خوب غیردولتی عمل کردم) منو 34 هفته فرستاد سونو پ دیگه نفرستاد، من نه ماه استراحت مطلق بودم. از اول بچه ی من تکون نمیخورد، یعنی من هر دفعه میمردم و زنده میشدم تا یکم حرکت کنه، من هر دو روز یا سه روز درمیون میرفتم یا سونوگرافی یا ان اس تی.
دکتر عوضی من هر دو هفته با شوهرش میرفتن مسافرت خارج از کشور هر دفعه هم یک هفته نبود، یعنی این مدتی هم که نبود از استرس میمردم تا برگرده و چکاپ برم پیشش🥲
من جفتم پرویا بود یعنی جفت سرراهی کامل و فاصله اش با دهانه ی رحم فقط 6 میلیمتر بود یعنی اگه کوچیکترین حرکتی داشتم بچه میافتاد، (با هزار زحمت میرفتم دکتر😢) ، دکتر منو 34 هفته فرستاد سونو و گفت که دیگه لازم نیست برم سونو تا زایمان، من وارد 38 هفته که شدم اون روز انقباض داشتم و انگار بچم همون قدر حرکت کم رو هم نداره به دلم افتاد که برم ان اس تی، رفتم ان اس تی همه ی پرستارا دیدم نگرانن و میگن که non active شده بچه یعنی دیگه هیچ حرکتی نداره و ضربان قبلش خیلییییی بده😔 سریع رفتم دکتر، دکتر به من گفت: دو ساعت وقت داری زایمان کنی اگه زایمان کردی که کردی اگه امشب بشه فردا من مسئولیت تو و بچه ات رو قبول نمیکنم 😭، سریع همون شبش رفتم برای زایمان، من با اینکه سزارین ...
مامان ماهان و تودلی♥ مامان ماهان و تودلی♥ ۱ سالگی
خیلی از مامان هارو دیدم میگن نمیتونیم دقیق بگیرم قد بچه هامون رو اومدم از تجربه خودم بگم واستون شاید لازمتون بشه این مدل دقیق ترین راهه که بتونید راحت قدشو بگیرید چون یه سطح صافه میتونید متر رو تخت اشپز خونه به یه چسب فیکس کنید و کوچولوتون رو درازش کنید و سرشو به پشتی تخت بچسبونید و قدشو بگیرید یه نکته دیگه بچه پوشک نداشته باشه بهتره دقیق تر قد رو نشون میده چون پوشک مخصوصا اگر پر باشه لای پای بچه رو باز میکنه و دقیق گرفته نمیشه قدش امیدوارم این نکته ها به دردتون بخوره راستی من یه دوره یک ماهه برای قد ماهان شروع کردم خیلی برام مهمه که انشاالله در اینده قد بلند باشه و اعتماد بنفس داشته باشه تحقیق های زیادی میکنم که برای رشد قدی مفید باشه و با شما هم به اشتراک میزارم این ماه واسش ماساژ پارو شروع کردم شربت ایمونیس بدم داخل صبحانش حالا چه اوتمیل باشه چه فرنی چه حلوای شیر باشه چه فرنی نشاسته باشه حتما داخل یکی از اینا داخل پودر سنجد و پودر بادوم هم هست هر روزه و میان وعده هم بهش ماست و کنجد میدم که برای قد یه نکته طلایی حساب میشه حبوبات هم هر روزه استفاده میکنم داخل غذاش و همینطور انواع گوشت ها تخم مرغ میوه عصاره قلم عصاره پای مرغ اگر بچه های خوش غذا دارید که خیلی هم عالی اما اگر خوب غذا نمیخوره در حد همون دوسه قاشق روزانه از اینای که بهش گفتم بدید کافیه و بدنش تامین میشه
قد ۱۶ماهگی ماهان ۸۶بوده
مامان mahlin_tayebi@ مامان mahlin_tayebi@ ۱ سالگی
پارت سوم تجربه ی این روزایی که ماهلینو از شیر جدا کردم :
نمیخواستم این تایم بگیرمش ولی متاسفانه افتادیم تو پاییز و زمستون و الان بهترین موقعیت جدایی بود ...وگرنه تو پاییز و زمستون شب بلنده و روز کوتاه و تا میجنبیدیم شب میشد و نه میتونستم زمانی که بهونه گرفت ببرمش پارک و بیرون و خونه ی کسی تا این تایم بگذره برای بچه و خیلی بیشتر اذیت میشد...وگرنه میخوایتم ۱۸ ماهگی بگیرمش
خب وقتی که تصمیم گرفتم که این روزای اخر تابستون رو از دست ندم
از یه هفته قبل کلی تنقلات و ابمیوه و شیر پاکتی و میوه خریده بودم مخصوصا انار که میگن اون حس عطش رو برطرف میکنه برای بچه هایی که از شیر جدا میشن
و واقعا خوراکی و تنقلات خیلی خوب بود و خیلی کمکم کرد مخصوصا که روز اول تا بهونه ی شیر رو پیدا میکرد میدادیم سرگرم بشه و بالای سرش یه شیر و اب میزاشتیم که نصفه شب تشنه شد بدیم و واقعا شب یکی دوبار بیدار شد و احساس تشنگی داشت و دادیم خورد
صبحونه و ناهار و شام رو طبق روال همیشه بهش میدم
مخصوصا این ۳ روز برنج و گوشت وعدسی و آب گوشت و اینا بهش دادم که شکمش سیر بشه ...خدا بهمون کمک کنه راحت تر بگذره ....الان ساعت ۴ و نیم یهو بیدار شد و بهونه و گریه و در اخر روی پای مامانمه ...پایین نمیزاره بیدار میشه...منم که سینه هام خیلی سفت و دردناک شده...حس میکنم رو شونه هام و کمر و گردنم تبر خورده و داره میشکنه ...قرص و شیاف زدم تا دردم کم بشه
تاریخ این لحظه از امروز بمونه برام یادگاری مثل تاپیکای حاملگیم :
ساعت ۶ و ۲۸ دقیقه ی صبح روزِ ۲۵ شهریور ماه که من هنوز بیدارم و دیگه خوابم نمیاد و علاوه بر درد کمر و سینه و گردن و شونه هام انگار صد کیلو روش چیزی هست ...سردرد هم دارم